Mitra
@mitrar
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابهای خواندهشده
آخرین نظرها و امتیازها

از دوستداشتنیترین رومانهایی بوده که خوندم و زیاد به دوستام پیشنهاد دادم که بخونن یا بهشون کتابو هدیه دادم. اوایل که کتابو خونده بودم از پایان داستان واقعا متعجب بودم که چرا آنت با کسی که عاشقش بود اون کارو کرد ولی بعدها وقتی یسری احساساتو در زندگیم تجربه کردم یاد اخرین تصمیم آنت افتادم و واقعا بهش حق دادم...

مسخو دوبار خوندم و هر دوبار قلبمو فشرده کرد. واقعا دلم به حال گرگور بیچاره میسوخت، اینکه چطور کاملا خودشو وقف خانوادهش کرد و وقتی برای خانوادهش بیمنفعت شده بود و شاید حالا بهشون نیاز پیدا کرده بود از سمتشون طرد شد.شخصیت پدرش واقعا برام منفور بود.
آخرین جملهها

«کلیشهای در دنیای موسیقی هست که میگوید هنگام پیانونوازی هیچ نُتی اشتباهی نیست. اما زندگیِ نورا ترکیبی از تمام سروصداهای ناموزون بود؛ قطعهای که میتوانست به اشکال زیبایی نواخته شود، اما در بدترین مسیر پیش رفت.»

«لحظات خوش هم اگر بهاندازهٔ کافی مهلت داشته باشند، میتوانند به درد تبدیل بشوند.»

«ناستنکا(فکر میکنم هیچگاه از گفتن اسمت خسته نشم)!»







