«اغلب بهترین قسمت های زندگی اوقاتی بودهاند که نشسته ای و درباره زندگی فکر کردهای، مثلا میفهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه میرسی که خیلی هم نمیتواند بیمعنا باشد، چون تو میدانی که بیمعناست و همین آگاهی تو از بیمعنا بودن آن تقریبا معنایی به آن میدهد.»
عامه پسند
Pulp
معرفی کتاب عامه پسند
«عامهپسند» رمانی تند، تلخ و هجوآمیز از چارلز بوکوفسکی است که در فضای خشن و بیرحم لسآنجلس میگذرد. داستان با کارآگاهی خصوصی به نام نیک بلِین آغاز میشود؛ مردی خسته، مستعد بدبینی و درگیر روزمرگیهای فرسایندهای که ناگهان وارد پروندهای میشود که از همان ابتدا بوی مرگ و پوچی میدهد. بوکوفسکی در این رمان، با زبان صریح و بیپیرایهاش، جهانی را میسازد که در آن مرز میان واقعیت و هذیان مدام جابهجا میشود. شخصیتها عجیب، سرسخت و فراموشنشدنیاند و روایت، همزمان حالوهوایی جنایی، کمدی سیاه و اگزیستانسیالیستی دارد. «عامهپسند» بیش از آنکه یک معمای کلاسیک باشد، تصویری از فرسودگی، انزوا و مواجهه با مرگ است. اگر به رمانهایی علاقه دارید که هم تلخ باشند و هم طنزی گزنده در دل خود داشته باشند، این کتاب میتواند انتخابی متفاوت باشد. «عامهپسند» از آن دست آثار بوکوفسکی است که با وجود ظاهر سادهاش، لایههایی از بیقراری، سرکشی و نگاه خاص نویسنده به زندگی را در خود پنهان کرده است.
مشخصات کتاب عامه پسند
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای عامه پسند
«روز بعد باز دوباره برگشته بودم دفتر. احساس بیهودگی می کردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه چیز به هم میخورد. نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا. همه مان فقط ول میگشتیم و منتظر مرگ بودیم. در این فاصله هم کارهای کوچکی میکردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم. بعضی از ما حتا این کارهای کوچک را هم نمی کردیم. ما جزء نباتات بودیم. من هم همین طور. فقط نمی دانم چه جور گیاهی بودم. احساس میکردم شلغمم. سیگاری روشن کردم، دودش را تو دادم و تظاهر کردم که... به جهنم.»
صفحه ۱۶۷ · بخش ۴۵
فعالیت خوانندهها
۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب عامه پسند
۱۴۰۵/۵/۲۴
خیلی خیلی خوب بود واقع از مورد علاقه هامه حس مرگ، پوچی، پوچی، پوچی، یهویی با امید های عجیب غریبی مواجه میشید. و درضمن عینا میبینید که افراد پوچ گرا لزوما بی احساس نیستند برخلاف تصور عموم، من جمله تصوری که خودم داشتم. ترکیبی از پوچی، امید، واقع بینی، قلقلکتون میده و کاملا ارزش خوندن داره.


















