«بشر منبع شر در این جهان است . ما ویروس خودمان هستیم .»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار لاشه لطیف
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب لاشه لطیف رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«چیزی در مورد اسپانل وجود دارد که او دوست دارد بشکندش»
صفحه ۴۵
«زمان هایی هست که انسان باید بار یک جهان را بر دوش بکشد.»
صفحه ۲۱ · فصل دوم
«... همچون جانورانی در قفس که از جانورانی در قفس که از جانورانی در قفس که از جانورانی در قفس که از جانورانی در قفس زاده شده و در قفس مُرده، زاده شده و سپس مُرده است، در قفس زاده شده و سپس در قفس مُرده، در لغت مانند یک جانور، در یکی از لغاتشان، مانند چنان جانوری... که وجودم را از وحشت آکند...»
«... و چنان حالت انسان گونه ای داشت که وجودم را از وحشت آکند...»
«میدونم وقتی بمیرم یکی گوشتم رو تو بازار سیاه میفروشه، برای همینه که سیگار میکشم و مشروب مینوشم، تا مزه ی گوشتم بد شه و کسی هیچکس از مرگم لذت نبره.»
صفحه ۴۹
«سرش را بالا میبرد تا آب روی صورتش بریزد. دلش میخواهد قطرات آب شستوشوی پاککنندهاش باشند، اما میداند خاطرات آنجاست، همیشه خواهد بود.»
«آرزو می کند کاش می توانست به خودش داروی بی حسی بزند و بدون حس کردن چیزی زندگی کند.»
صفحه ۱۶
«اگه بتونی فقط چند لحظه پرنده باشی، سقوط کردن دیگه مهم نیست.»
صفحه ۱۷۲
«همون گوشت فقط لذیذ تر»
