Mahshid
✓@mahshid
Avid Reader
تقریباً هر ژانری میخونم. برای من، جذابیت کتابها اینه که با هر داستان وارد دنیایی تازه میشم؛ با شخصیتها همراه میشم، زندگیشون رو دنبال میکنم و گاهی در دنیای اونها غرق میشم. در کنار همهی اینها، هر کتاب چیزی برای یاد گرفتن و نگاه کردن از زاویهای تازه بهم میده.
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
میزبان حلقه
bronzeاولین حلقه کتابخوانی خودت رو ساختی.
خواننده محبوب
bronze۱۰ نفر تو رو دنبال میکنن.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
حلقههای کتابخوانی
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی

نازنین
فیودور داستایوسکی

مردم فقیر
فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

طاعون
آلبر کامو

شیطان
لئو تولستوی، لیو تالستوی

بیچارگان
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، آلاسدایر گری

لاشه لطیف
آگوستینا باستریکا

پروژه هیل مری
اندی وییر

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

بیگانه
آلبر کامو

روزها در کتاب فروشی موریساکی
ساتوشی یاگیساوا

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

نیلوفر و مرداب
تیک نات هان

نازنین
فئودور داستایفسکی

اتاق شماره 6
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف

میرا
کریستوفر فرانک

خیره به خورشید نگریستن
اروین دی یالوم

خاطرات یک آدمکش
کیم یونگ ها

بلندی های بادگیر
امیلی برونته

قلعه حیوانات
جورج اورول

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

عقاید یک دلقک
هاینریش بل، هانریش بل

مردی به نام اوه
فردریک بکمن

سووشون
سیمین دانشور

خون بر برف
یو نسبو

آخرین روز یک محکوم
ویکتور هوگو

بادبادک باز
خالد حسینی

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

جایی که خرچنگ ها آواز می خوانند
دلیا اونز

خرزهره
ژان تولی

در انتظار گودو
ساموئل بکت

ایکی گایی
هکتور گارسیا، فرانسس میرالس، فرانچسک میرالس

فرندز
متیو پری (بازیگر)، متیو پری

آدم خواران
ژان تولی

تنگنا
لیانید آندری یف

مزرعه حیوانات
جورج اورول

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیف تالستوی، لیو تالستوی
آخرین نظرها و امتیازها

این کتاب شرح تاریخِ مکررِ انسان دردمند است، این درد پایان ناپذیر. بیماری های همه گیر، طاعون، کرونا، آنفولانزا و ...

من این کتاب رو توی 2ساعت تموم کردم. داستان روون پیش میره. جز کتاب هاییه که دوست داشتنیمه

داستانی فراموش نشدنی درباره ی اوضاع بشر و فقر که همه چیز را از بین میبرد؛ عشق، شادی

" امروز قصابم، فردا شاید گوشت بشم" این کتاب حس وحشت و درماندگی رو به به ادم القا میکنه هیچ حدی برای ذات خبیث ادمی وجود نداره.

این کتاب رو خیلی دوست داشتم خیلی احساس داشت.

درکل کتاب جالبی بود. شاید باید کمتر همدیگه رو قضاوت کنیم هرکی یجوریه تو زندگی.
آخرین جملهها

«مردم یا افرادی عادی هستن یا افراد غیر عادی؛ افراد عادی حق خلاف ندارند، اما اشخاص غیر عادی حق هر نوع جنایت را دارند.»

«طاعون هرگز نمیمیرد؛ ناپدید هم نمیشود. طاعون سالها در وسایل شخصی و لباس ها خفه میشود. شاید روزی دوباره به دلیل شور بختی و جهل آدمها، دوباره موشها را بیدار کند تا در شهر خوشبختی بمیرد.»

«او و همهی مردم در 3 چیز مشترک بودند: عشق، رنج و تبعید.»

«درد و دل با دیگران جز آنکه رنجی به رنجت اضافه کند، سود دیگری نداشت. مردم نمیخندیدند. چهره ها عبوس و جدی بود. طرف مقابل هر آدم دیگر خودش نبود؛ دیگری هم نبود. طرف مقابلش فقط طاعون بود.»

«خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است. و وقت هایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه اش می کنند، انگار که یک قطره ی شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت می افتد و گل بیچاره ی پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفته اش کرده، شاداب می کند.»

«چیزی در مورد اسپانل وجود دارد که او دوست دارد بشکندش»









