برای خوندن کتابهای فردریک بک من باید صبر و حوصله داشت. مثل یک موسیقی بیکلام آرامشبخش مخاطب خاص خودش رو داره
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
کتاب قشنگیه ولی به نظرم یکم کند پیش میره و در اصل موضوع خیلی خاصی رو دنبال نمی کنه
عالی، عالی، عالی خب این اولین تجربه من از خوندن کتاب جنایی بود و واقعا شگفت زدهام کرد😍 از یه جایی به بعد دیگه میتونستم حدس بزنم مقتول بعدی کیه و با چه روشی کشته میشه اما حدس اینکه کی قاتله از یه فرد به فرد دیگه تو نظرم هی تغییر میکرد👹 اعتراف میکنم قاضی وارگریو سومین شخص مظنون تو نظر من بود و بووووم کاملاً هم درست از آب دراومد😆 بسی پسندیدم🫶🏻 راستی یه نکته جالب: نمیدونم فقط تو کتابی که من خوندم این قضیه صدق میکرد یا برای بقیه هم همین بوده که موقع پخش صفحه گرامافون اصلا حرف و سخنی از داستان وارگریو نبود!
جین آستین عزیزم با عاشقانههای کلاسیک جذابش😭🩷 ولی حقیقتا این کتابش کمترین جذابیت رو برای من داشت! تنها خوبیش این بود که تا لحظه آخر نمیتونستم حدس بزنم بالاخره کدوم یکی از مردها از نظر نویسنده برای دو خواهر انتخاب میشن🥲 اینکه هردو مردی که خواهرها عاشقش شدن وسط کتاب یه جورایی عوضی از آب دراومدن یکم دلسردم کرد اما خب تمرکز نویسنده بیشتر روی نشون دادن نحوه تعامل دو خواهر با مشکلات عشقی که براشون پیش میاد بود… نحوه نگارش جین آستین همیشه جوریه که هرچقدرم موضوع رمان رو دوست نداشته باشم باز انقدر میچسبه بهم که تابستونا میتونم خودمو با آثارش غرق کنم😍
یه روز به گذشته نگاه میکنی و میبینی چقدر سخت بوده ولی تو چقدر خوب از پسش براومدی
این کتاب یکی از مورد علاقههای منه😍😍 شمارو انقدر رییز و سوسکی تو خماری میذاره که لحظه آخر یهو از اتفاقاتی که میفته شوکه میشید 👏🏻👏🏻 همچنین روند داستان بسی جذاب طور پیش میره که به خودتون میاید و میبینید غرق کتاب شدید و دارید به آخراش میرسید❤️
هر تصمیمی که بگیری حتی کوچیکترین و به ظاهر بیارزش ترین، یه مسیر جدیدی و جدایی برات میسازه
طنز تلخی بود درباره امید و معنای زندگی و همچنان طعم مرگ
کتاب طوری بود که نمیشد داستان رو رها کرد و چند روز کنار گذاشت، انگار هر لحظه که ازش دور میشدی فکرت درگیر بود و نیاز داشتی برگردی بخونی و بدونی خب بقیه ماجرا چی شد و به کجا رسید
هر کس به روش خودش خاص و منحصر به فرد است
صداقتش بیشتر از خود داستان در ذهن میمونه
برای سرگرمی خوندنش بد نیست ولی به معنای واقعی کلمه از خوندنش لذت نبردم، از همون اول، متن شامل توضیحات اضافه و بیهودست که حوصله آدمو سر میبره و مجبور میشی نخونده هی بری خط بعدی.
تأملی تلخ و در عین حال امیدوارکننده دربارهی معنای زندگی و آزادی بود
این بهترین کتابی بودمه تا الان خوندم و فکر نکنم رو دستش هم بیاد
دنیای سوفی برای من فقط یک کتاب فلسفی نبود وقتی میخوندمش تقریبا همسن خود سوفی بودم و شاید برای همین سوالها و حیرتهایش اینقدر به من نزدیک بودن کتابی بود که بیشتر از اینکه جواب بده هنر پرسیدن و دوباره نگاهکردن به جهان را یادم داد
فضای تاریک و دانشگاهی متفاوتش همراه با فشار روانی و رقابت بین شخصیتهاش حس عجیبی از اضطراب و کنجکاوی داره
ساده نوشته شده اما تعلیقش حسابشده و کشش روایتش واقعا بالاست
خدمتکار برای من بیشتر از غافلگیریهاش دربارهی فریب ظاهر آدمهاست مکفادن خیلی هوشمندانه کاری میکنه که قضاوتت دربارهی قربانی و مقصر درست همونجایی که مطمئن شدی خراب شه
هر بار که فکر میکنی حقیقت رو فهمیدی، داستان از زاویهی دیگهای غافلگیرت میکنه
چقدر غمانگیز بود سرنوشت بانوان وطنم. کتابی زیبا و اصیل🌱
