«به این فکر می کنید که در دنیا همه چیز را با روش خودتان پیش ببرید. زن ها را نمی فهمید. آن ها حتی به اندازه ی نصف چیزی که خود را تحسین می کنید، شما را تحسین نمی کنند.»
همه جملههای Fa
۴۳ جمله ثبتشده
«با خودش گفت حقیقت هر چه هست، معجزه این تجربه را نمی توان انکار کرد. این چیزی مستقل از مرگ است. مرگ هر چه خواهد باشد، گو باش. در واقع هر چه بیشتر درباره مرگ فکر کنی، معجزه زندگی در نظرت بزرگتر جلوه می کند. تامل در مرگ، تجلیل از زندگی است.»
«خاطرات خیلی بیشتر از اون چیزی که تصورش رو بکنی سرسختن. به سرسختی قلب هایی که اون حاطرات رو توی خودشون نگه می دارند.»
«می توانیم مشتی نا آگاه و بی فکر باشیم. قبلا هم بحران های مشابهی در تاریخ ما اتفاق افتاده است و معمولا جایی داشتیم که برویم و آنجا ساکن شویم. کلمب وقتی دنیای جدید را در سال 1492 کشف کرد، همین کار را کرد. اما اکنون دنیای جدید وجود ندارد. آرمانشهر در پشت کوه نیست. فضایمان دارد تمام می شود و تنها جایی که برای رفتن مانده است دنیاهای دیگر است.»
«وقتی آتش را اختراع کردیم، به کرات خرابکاری کردیم و بعد ابزار اطفای حریق اختراع کردیم. با فن آوری های قدرتمندتری مانند انرژی هسته ای، بیولوژی مصنوعی و هوش مصنوعی قوی، باید به جاری تکرار رویکرد گذشته آینده نگر باشیم و هدف ما این باشد که از اول درست عمل کنیم چون شاید فرصت دومی وجود نداشته باشد. آینده ما مسابقه ای است بین قدرتِ رو به افزایش فن آوری ما و خردی که از آن استفاده می کنیم. بگذارید تلاش کنیم که خرد پیروز شود.»
«پسرها تلاش کنید صدای خودتون رو کشف کنید، هر قدر این زمان را به بعد موکول کنید احتمال این که اصلا به اون دست پیدا کنید، کمتر خواهد شد. به قول ثورو، اغلب آدم ها عمرشان در سکوت و نومیدی سپری می شه. چرا به این خاموشی تن بدیم؟ خطر کنید و قدم در راه های تازه تر بگذارید.»
«شاید مرگ هم نوشیندنی سنگینی است که کمک می کند شب کسالت آوری را که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم.»
«خب زندگی مبارزه دائم بین فرد بودن و عضوی از اجتماع بودنه.»
«اگر از من بپرسید می گویم عشق رضایتمندی از نقص است.»
«کسی که با نقص به تفاهم نرسد، ممکن است رنج زیادی ببرد.»
«برای آدم هایی مثل ما که با خیال های خودشان زخمی شدهاند، دوستان قدیمی بهترین دوا هستند.»
«عشق به گونه ای شگفت انگیز کمبود خاطرات طولانی را جبران می کند. هرگونه احساس دیگری نیاز به خاطرات گذشته دارد؛ اما عشق با سحر و جادو گذشته ای به وجود می آورد که ما را احاطه می کند. به عبارت دیگر کاری می کند احساس کنیم با فردی که همین اندکی پیش برایمان پاک بیگانه بود، سال ها زیسته ایم.»
«انسان ها از بی تفاوتی رنجیده خاطر میشوند؛ آن را بدخواهی یا تفرعن می پندارند؛ سخت باور می کنند که معاشرت با آن ها کسالت بار است.»
«دوست داشتن زمانی که دیگر دوستتان ندارند بدبختی بزرگی است؛ اما از آن بدتر این است که وقتی شما دیگر احساس عشقی نمی کنید با عشقی شورانگیز دوستتان داشته باشند.»
«طوری حرف می زنی که انگار وجود شر و ظلمت را منکری. حالا مرحتما فکرش را بکن: اگر شر در کار نمی بود، کار خیر شما چه فایده ای می داشت؟ و بدون سایه و ظلمت، دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟ مردم و چیز ها سایه دارند. مثلا این سایه ی شمشیر من است. موجودات زنده و درخت ها هم سایه دارند... آیا می خواهید زمین را از همه درخت ها و از همه موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی»
«نیکی و بدی یک چهره دارند؛ همه چیز بسته به این است که کدام کِی سر راه انسان قرار بگیرند.»
«یک دوست قدیمی مثل خانه ای دلباز و راحت است که می توانی در آن مطابق میلت بیتوته کنی.»
«لونتال با خود گفت پس لابد این همه آداب و اخلاقیات صرفا واکنش آدمیزاد است به سرشت خویش. اگر به همان سادگی که نفس می کشیم، عشق می ورزیدیم، دیگری نیازی بود به ما دستور بدهند عشق بورز؟ قطعا نه! البته معنیش این نیست که دیگر هیچ کس از عشق بهره ای نداشت. بلکه لازم بودهربار موتور عشقمان خاموش می شد، کسی ما را هل دهد.»
«تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت. از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند، در محاکمه کردن شتاب می کنند. چه توقع دارید؟ طبیعی ترین تصور انسان، اندیشهای که با سادگی به مخیله اش خطور می کند گویی از اعماق فطرتش سرچشمه می گیرد، تصور بی گناهی خویش است.»
«سانسور هر چیزی را که نهی می کند، به فریاد بلند اعلام می دارد.»
