خانه کتاب بی

مرشد و مارگریتا

The Master and Margarita

۶۰۹ بازدید
در لیست ۱۰۰ کتاب پربازدید سایت

معرفی کتاب مرشد و مارگریتا

«مرشد و مارگریتا» از مشهورترین رمان‌های میخائیل بولگاکف، روایتی چندلایه و خیال‌انگیز از ورود شیطان و همراهان عجیبش به مسکو است؛ حضوری که نظم ظاهری شهر را به هم می‌ریزد و ریا، ترس، قدرت و خودفریبی را زیر نور تیز طنز قرار می‌دهد. در کنار این خط داستانی، سرگذشت نویسنده‌ای منزوی و معشوقه‌اش مارگریتا نیز پیش می‌رود و به رمان، حال‌وهوایی عاشقانه، تلخ و پرکشش می‌دهد. این اثر فقط یک داستان فانتزی یا هجو اجتماعی نیست؛ گفت‌وگویی است میان واقعیت و خیال، ایمان و تردید، آزادی و سرکوب. بولگاکف با نثری سرزنده و گاه شاعرانه، مسکوِ دوران استالین را به صحنه‌ای می‌برد که در آن خنده و هراس، طنز و فلسفه، و جنون و معنا مدام در هم می‌پیچند. همین ترکیب است که کتاب را برای خواننده‌های جدی و علاقه‌مند به رمان‌های چندوجهی جذاب می‌کند. اگر به ادبیات روسیه، رمان‌های فلسفی و آثاری با فضای نمادین و غیرمنتظره علاقه دارید، «مرشد و مارگریتا» انتخابی خواندنی است. این کتاب از آن دست رمان‌هایی است که هم سرگرم می‌کند و هم ذهن را درگیر می‌سازد؛ اثری درباره عشق، قدرت، هنر و امکان رستگاری در جهانی آشفته.

مشخصات کتاب مرشد و مارگریتا

صفحات
534
زبان
fa
نوع جلد
جلد سخت
ISBN
9789647443272
چاپ اول
1967

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره میخائیل بولگاکف

تصویر میخائیل بولگاکف

میخائیل بولگاکف

Mikhail Bulgakov

میخائیل بولگاکف نویسنده، نمایشنامه‌نویس و پزشک روس بود که نامش بیش از همه با رمان «مرشد و مارگاریتا» شناخته می‌شود. او در آغاز مسیر حرفه‌ای‌اش پزشکی خواند و تجربه‌هایش از جنگ، انقلاب و زندگی در شوروی بعدها در نوشته‌هایش بازتاب پیدا کرد. نگاه تیزبین، طنز تلخ و ترکیب واقع‌گرایی با خیال‌پردازی از ویژگی‌های برجسته آثار اوست. بولگاکف در کنار رمان‌هایش، نمایشنامه‌ها و داستان‌هایی نوشت که اغلب با سانسور و دشواری‌های انتشار روبه‌رو شدند. آثار او معمولاً به برخورد انسان با قدرت، آزادی، ترس و وجدان می‌پردازند و به همین دلیل همچنان خواندنی و اثرگذار مانده‌اند. «دل سگ»، «تخم‌مرغ‌های شوم» و «گارد سفید» از دیگر آثار شناخته‌شده او هستند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های مرشد و مارگریتا

افزودن جمله
Fa

@fa_reads · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«طوری حرف می زنی که انگار وجود شر و ظلمت را منکری. حالا مرحتما فکرش را بکن: اگر شر در کار نمی بود، کار خیر شما چه فایده ای می داشت؟ و بدون سایه و ظلمت، دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟ مردم و چیز ها سایه دارند. مثلا این سایه ی شمشیر من است. موجودات زنده و درخت ها هم سایه دارند... آیا می خواهید زمین را از همه درخت ها و از همه موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۵ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب مرشد و مارگریتا

Ardalan

۱۴۰۵/۵/۲۴

این کتاب یه رمان درباره قدرت عشق، آزادی هنر، و جنون آدمهاییه که حقیقت رو می‌بینن، توی دنیایی که حقیقت رو کشتن. خوندنش مثل یه رویای تب‌دار و جذابه که تا آخرین صفحه ولت نمیکنه. به نظرم از اون کتاب‌هاییه که آدم تا تهش میره، می‌بنده و میگه این دیگه چی بود که خوندم؟! و تا مدتها توی ذهنش میمونه.

Fatemeh

۱۴۰۵/۵/۲۳

این کتاب کاری کرد که مرز های خیر و شر برایم کمی جابه‌جا شوند. فهمیدم شاید مسئله همیشه << خوب بودن >> نیست، مسئله صادق بودن با ذات خویش است. ولند تاریک بود اما کوچک نبود، خطرناک بود اما مبتذل نبود. و شاید قربانیان داستان در آخر قربانی ذات خود میشدند. جهان آن‌قدرها هم سیاه و سفید نیست‌.

Fa

۱۴۰۵/۵/۲۳

کتاب خیلی جذابیه. این که نویسنده ای در آن دوره از روسیه تونسته مرز بین واقعیت و خیال رو برداره، واقعا شگفت انگیزه. توصیه می کنم اگر اولین بار هست از بولگاکف می خوانید با کتاب قلب سگی شروع کنید.