Fa
✓@fa_reads
بلاگر کتاب
دوست دارم بخونم و نتیجه اش رو با بقیه به اشتراک بذارم. نکات مثبت و منفی کتاب ها رو می گم ولی در مورد کتاب هایی پست می گذارم و مطلب می نویسم که توجهی بهشون نشده باشد ولی ارزش دیده شدن دارند. به نظرم کتاب های معروف رو همه می خونند و می تونند راجع بهش نظر بدهند ولی نظر دادن در خصوص کتاب هایی که معروف نیستند کار هر کسی نیست.
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
صدای کتابها
gold۳۰ نظر برای کتابها نوشتی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
حلقههای کتابخوانی
هنوز عضو حلقهای نیست.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

جود گمنام
تامس هاردی

ساحره پورتوبلو
پائولو کوئلیو

پیرمرد صدساله ای که از پنجره بیرون رفت و ناپدید شد
یوناس یوناسون

اردوی زمستانی
امانوئل کارر

اتاق
اما داناهیو

سم برای صبحانه
لمونی اسنیکت

کافکا در ساحل
هاروکی موراکامی

دختری در قطار
پائولا هاوکینز

زوربای یونانی
نیکوس کازانتزاکیس

سپید دندان
ادگار آلن پو، جک لندن، یاکوب واسرمان

نان آن سال ها
هاینریش بل

کشتن مرغ مقلد
هارپر لی، هارپرلی

طاعون سرخ
جک لندن

اتاق قرمز
ادوگاوا رانپو، گلسرن بودایجی اوغلو

راسته ی کنسروسازی
جان اشتاین بک

قمارباز
فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

دل سگ
میخائیل بولگاکف

سلاخ خانه شماره پنج
کورت ونه گات، کورت وونه گات

اتحادیه ی ابلهان
جان کندی تول

خشم
فیلیپ راث

خیره به خورشید نگریستن
اروین دی یالوم

ترس و لرز
غلامحسین ساعدی، سورن کی یرکگور، سورن کی یرکه گور

تاتار خندان
غلامحسین ساعدی

صحرای تاتارها
دینو بوتزاتی

مارش رادتسکی
یوزف روت

جزء از کل
استیو تولتز

گل سیاه
کیم یونگ ها، کیم یونگ_ها

خنده در تاریکی
ولادیمیر ناباکوف، ولادیمیر نابوکف

کتاب دزد
مارکوس زوساک

درک یک پایان
جولین بارنز

میدل مارچ- شومیز
جورج الیوت

مواجهه با مرگ
براین مگی

مرگ ایوان ایلیچ
لئو تولستوی، لیو تالستوی، لیف تالستوی

پلیس حافظه
یوکو اوگاوا

پاسخ های کوتاه به پرسش های بزرگ
استیون هاوکینگ

انجمن شاعران مرده
ان اچ کلاین بام

خاطرات یک آدمکش
کیم یونگ ها

خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ پوست پاره وقت
شرمن الکسی

مردن آسان تر از دوست داشتن است
احمد آلتان

آدلف
بنژامن کنستان

مرشد و مارگریتا
میخائیل بولگاکف

شیطان و دوشیزه پریم
پائولو کوئیلو، پائولو کوئلیو

خاطرات جنگ خوک
آدولفو بیوئی کاسارس

بیوه ها
آریل دورفمن

هذیان های ذهن یک قربانی
سال بلو

سقوط
آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

جنایت و مکافات
فئودور داستایفسکی
آخرین نظرها و امتیازها

کتاب بدی نیست. داستانش خواننده رو درگیر می کنه و پیامش هم واضحه (به نظر من البته) سبک نگارش هاردی هم ساده و گیراست... نکته مثبت کتاب این بود که هاردی در این کتاب چقدر زن سنتی (در آن زمان انگلستان) و عقاید مرد سالاری اون دوره رو نقد کرده و زیر سوال برده ... حتی نقدی هم بر دین گرایی افراطی کرده. ولی چیزی که اذیتم کرد پایان کتاب بود که یکم هندی بازی شد ولی برای یک بار خوندن بد نیست.

داستان درباره زنی است که دنبال پدر و مادر واقعی خودش می گرده. کلا یکم حالت کتاب روحانی طور بود. نمی دونم چطور بگم ولی دیگه از حالت اعتدال خارج شده بود. چون به اینجور چیزا معتقد نیستم، زیاد نتونستم باهاش ارتباط بگیرم.

من کتاب رو دوست داشتم. لحن طنز نویسنده و اتفاقات بامزه ای که در داستان اتفاق میفته نقاط قوته کتابه. از اون کتاب هایی هست که حواستون رو از زندگی پرت می کنه. اگر از کتاب های طنز خوشتون میاد، حتما بخونید.

یکی از بهترین آثار کارر هست که کمتر بهش توجه شده. داستان روان و پر از احساساتی هست. نویسنده به خوبی از پس بیان احساسات یه پسر بچه بر اومده و اینقدر ما رو در گیر این احساسات می کنه که پایان کتاب تقریبا شوکه می شیم. اگر کتاب های کارر رو دوست دارید از این یکی غافل نشید.

همونطور که بقیه اشاره کردند، ماجرای کتاب واقعی بود و همین موضوع درک خواننده و حس همزاد پنداری رو بسیار تقویت می کنه. اینقدر جذاب بود که سال 2015 فیلم خوبی با بازی درخشان بری لارسون ازش ساختن. ولی من خود کتاب رو بیشتر دوست داشتم.

موضوع کتاب برای من جدید و جالب بود. فصل های کوتاه، شوخی های به جا، نقل داستان های مختلف از ویژگی های خوب کتاب بود. پایان خوبی هم داشت. ترکیب جالبی از فلسفه و طنز بود.
آخرین جملهها

«تو هیچ وقت، آن طور که من دوستت دارم، دوستم نداشته ای؛ هیچ وقت، هیچ وقت! قلبت، پرشور و احساس نیست و در شعله ها نمی سوزد! تو در کل، یک جور شبح یا پری هستی، نه یک زن!»

«دیدم نمی خواهد به سوال جواب بدهد، اصرار کردم: وقتی دهان بسته می شود، حرف مهمی برای گفتن وجود دارد.»

«دنیا فضایی عظیم است، اما فضایی که ترا در خود جای بدهد - و لازم نیست زیاد بزرگ باشد- هیچ جا پیدا نمی شود.»

«باهوش باشی یا ابله، بخوانی یا نتوانی، سایه داشته باشی یا نداشته باشی، وقتش رسید همه میمیرند.»

«اگر سعی کنی برای فکر کردن در مورد چیز ها از سرت استفاده کنی، مردم نمی خواهند با تو هیچ کاری داشته باشند.»

«گفتم: "یکبار دیگر لیست های حقوق را نگاه کن، لیست هایی را که تو می نوشتی- بلند و آن گونه که آدم شعر های مذهبی را می خواند با احساس - اسم آن ها را با صدای بلند بخوان و بعد از هر اسم بگو: مرا ببخش. بعدا اسم ها را جمع بزن، تعداد اسم ها را ضربدر هزاران نان بکن؛ نتیجه را دوباره در هزار ضرب کن. آنوقت از تعداد نفرین ها و فحش هایی که توی حساب بانکی پدرت جمع شده اند، اطلاع پیدا خواهی کرد. واحد محاسبات نان است، نان سالهایی که در ذهنم همچون مه غلیظی سایه افکنده است: سوپ بی مزه و گسی که به ما می دادند تنها شکم پرکن بود و شبها وقتی با تراموا در راه خانه تکان می خوردیم، مزه ی ترش و داغ آن را توی گلویمان حس می کردیم. بادگلویی که از روی ناتوانی و ناچاری می زدیم، و تنها تفریحی که داشتیم نفرت بود - نفرت "»
نویسندههای دنبالشده
کسی رو دنبال نکرده.
