«من هیچ بنی بشری را روی این کرهی خاکی به اندازهی خودم دوست ندارم و در وجود خودم نه آن بدن حقیر و چندشناکی که فرومایگان برایش جان می دهند، بلکه افکار والای انسانی و آزادیام را دوست دارم.»
صفحه ۹۰ · یادداشت هشتم
۲۲ جمله ثبتشده
«من هیچ بنی بشری را روی این کرهی خاکی به اندازهی خودم دوست ندارم و در وجود خودم نه آن بدن حقیر و چندشناکی که فرومایگان برایش جان می دهند، بلکه افکار والای انسانی و آزادیام را دوست دارم.»
صفحه ۹۰ · یادداشت هشتم
«استراگون: «مطمئنی که قراره امروز بیاد؟» ولادیمیر: «گفت شنبه میاد... فکر کنم...» استراگون: «ولی کدوم شنبه؟ تازه، از کجا معلوم امروز شنبه است؟ ممکن نیست یکشنبه باشه؟ یا دوشنبه؟ یا جمعه؟» ولادیمیر: «ممکن نیست!» استراگون: «یا سه شنبه؟»»