خانه کتاب بی
بازگشت به پروفایل

همه نظرهای آسمان احمدی

۱۷ نظر ثبت‌شده

جلد کتاب آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد

ویکتور هوگو

★★★★★

امان از ویکتور هوگو.. ایده هایش.. داستان گویی‌اش... و امان از رنج و امان از رنج. رنج کلمه‌ی ساده ای است اما شما رنج های مردی را تصور کنید که روزهای آخر عمرش را که به انتظار حکم اعدام میگذراند و آن را به نوشتن اختصاص می‌دهد. هوگو این اثر را در نقد اعدام ها و خشونت سیستم قضایی و اجتماع نوشته. نقدی که چقدر دردناک در داستان مرد رو به اعدام را با روایت خود شخص و نوشته‌های شخصی اش نشان داده. مردی که ما نام و نشانش را نمی‌دانیم و هرگز جرمش را نخواهیم فهمید، تنها حالات و احساسات درونی او را می‌بینیم. رمانی کوتاه اما پرمعنا و عمیق، پر از احساسات و روان.. .. اما کلود ولگرد داستان مرد فقیری را در انجام جرم و زندان روایت میکند و این داستان برخلاف آخرین روزهای یک محکوم در جنبه اجتماعی نوشته شده. جامعه ای که فقط و جنایت نتیجه‌ی بی‌عدالتی در آن شکل گرفته را روایت و نقد می‌کند. (این داستان دوم مرا به شدت به یاد بینوایان انداخت.)

جلد کتاب مواجهه با مرگ
مواجهه با مرگ

براین مگی

بدون امتیاز عددی

مواجهه با مرگ از آن داستان‌های جذابِ حوصله سر بر است، پس نویسنده اش که فیلسوف هم هست با آگاهی از اینکه ممکن از شما حوصله‌تان سر برود همان اول می‌گوید شخصیت اول قرار است بمیرد و در این کتاب خبری از تعلیق و ایهام و گره داستانی و یا حتی پلات توییست‌های عجیب و غریب نیست (کلا نیست) کلیت داستان همین است: مواجه با مرگ اگر به دنبال داستانی پر کشش هستید این کتاب برای شما نیست! اما اگر به دنبال گفتگو‌های فلسفی هستید آن‌هم در قالب زندگی و معنایش و دیدگاه‌های مختلف در باب مرگ، نظریات متفاوت و مختلف از شخصیت‌های کتاب بخوانیدش چون مطمئنا دوستش خواهید داشت.

جلد کتاب کورالین
کورالین

نیل گایمن

★★★★

اولین روزهای ماه زمستان بود که نمی‌توانستم کتابی بخوانم، کورالین نجاتم داد... شاید هم باید لیستی درست کنم از کتابهایی که کاش وقتی ۱۲ ساله بودم می‌خواندم. . کورالین دختر بچه درونگرا و آرومیه که با پدر و مادرش در خانه‌ای عجیب زندگی میکنن، البته با همسایه‌هایی عجیب تر. او که اغلب اوقات تنهاست خانه‌ای آن‌سوی خانه خودشان پیدا میکند، بُعد دیگری از خانواده خودش (البته با چشمانی دکمه‌ای) که با باز شدن در آن خانه‌ی دنیای موازی اتفاقات عجیبی پی در پی و دنباله دار به سراغش می‌آید. اتفاقاتی که کورالین داستان باید در پی آن شجاعتش را پیدا کند و خود و خانواده‌اش را نجات دهد. خودش را بیابد، با ترس‌هایش روبرو شود ، بگریزد یا شجاعت به خرج دهد و بایستد و بجنگد و با هوش و زرنگی خود نیروی پلید آن سوی در‌ مقابله کند. ... یه داستان هیجان انگیز و البته کمک‌کننده برای همه و بخصوص نوجوان‌ها. برای من کورالین تا ابد به یاد ماندنی شد، هم برای تلاش بازگشت به روز‌های کتاب‌خوانی و هم داستانی با دختر شجاعی که در آن روز‌ها نیاز داشتم.

جلد کتاب از تروما تا التیام
از تروما تا التیام

آلن دوباتن، مدرسه زندگی، موسسه مدرسه زندگی

★★★★

<تروما رنجی‌است که مارا به چرخه‌ای از عذاب خاموش یا مرموز گرفتار می‌کند که زمان آن را التیام نمی‌دهد.> . . بعد از تجربه‌ای عجیب در زندگیم حس کردم وقت خوندن این کتاب فرا رسیده، به جایی رسیده بودم که یک قدمی تروما بود و محلی برای باز شدن درد‌های قدیمی. پس کاغذ و خودکار همیشگی ام را برداشتم و کتاب را بخش بندی کردم برای خواندن. . اما این کتاب از تروما تا التیام برای شروع مطالعه چنین کتاب‌هایی میتونه کتاب فوق‌العاده مناسب باشه، از این جهت که این کتاب تروما رو میشناسونه و نشانه‌های این زخم رو ریز به ریز معرفی میکنه. تا این چرخه‌ی پنهان شده‌ی عذاب تروما رو برای مخاطب نمایان کنه و به سمت خودشناسی و راهکار‌های کمک کننده برای التیام ببره. . در کل که تنها این کتاب و خواندنش کمک بزرگی نمیکنه، بیش از همه خودشناسی، پذیرش و تراپی و درمانگر میتونه در کنارهم کمک کننده باشه.

جلد کتاب ده شب پریشانی
ده شب پریشانی

ناتسومه سوسه کی

★★★★★

این رویایی است که دیدم.. ده شب پریشانی، ده شب قصه‌هایی کوتاه و خواندنی که با این جمله آغاز می‌شوند. قصه‌هایی که مانند قدم زدن در دنیای خواب و رویا می‌ماند با همان فضای سورئال و مه‌آلود رویاهایمان. درون‌مایه‌هایی چون پوچی، مرگ، تنهایی انسان‌ها در تمام قصه‌ها به چشم می‌خورد، قصه هایی که به سردی انگشتان یخ زده در سرما می‌مانند که دست در دستان ما میگذارند و باهم در دنیاهایی عجیب خلق شده توسط نویسنده قدم میگذاریم. . ترجمه خوب و روانی بود و یکی از چیزهایی که دوست داشتم این بود که در پایان کتاب بخش یادداشتی وجود دارد که هر کلمه که به فرهنگ ژاپن مربوط میشود توضیح داده شده است.

جلد کتاب مردم مشوش
مردم مشوش

فردریک بکمن

★★★★★

✨✨✨کاش میشد هزار ستاره امتیاز داد.✨✨✨ مردم مشوش داستان یک پل و هر آنچه پیرامونش می‌گذرد است، از هرکسی که روزی از کنار آن گذشته‌اند تا آپارتمانی با نمای دور و نزدیک از آن. مردم مشوش یک ماجرای نفسگیر در همنشینی با گروهی از مردم استکهلم در یک بازدید آپارتمان ساده است که به ماجرایی پیچیده ختم می‌شود. . چیزی که بیش از همه به چشم می‌خورد روایتی هنرمندانه است که با قلمی شگفت‌انگیز داستانی جذاب را رقم می‌زند، نوع روایت غیر خطی که با ارتباط در زمان‌های داستان دست ما را می‌گیرد و همراه می‌کند. . فضاسازی و توصیفاتی که به‌جا و خوب، حس‌های خواننده را قلقلک می‌دهد و در کنار هر شخصیت حسی واقعی از همدلی را ارائه می‌دهد. . شخصیت پردازی فوق العاده و با تأمل نوشته شده بود، هر کدام نمادی از یک جامعه بزرگ در یک آپارتمان کوچک بودند و ارتباط هریک از این شخصیت ها با یکدیگر این حس را به خواننده می‌دهند که انگار آن‌ها را یک‌جایی دیده و در پایان کتاب و گره‌گشایی‌ها درمی‌یابد که هرکدام از نزدیکانش هستند. . این روزها که یادداشت می‌نویسم اینترنت نیست و هیچ چیز نمیدانم از زندگی این نویسنده، اما به روانشناسی می‌ماند که از روان‌درمان‌هایش شخصیت هایی بیرون کشیده،(البته احتمالا این کار غیر اخلاقی باشد) شخصیت‌هایی با درونیات چنین واقعی و عمیق. . کتاب با شخصیت‌هایش تا ابد به خاطر می‌ماند. مانند هر یک از انسان‌هایی که چون توده‌ای از مردم هرکدام از ما هر روز میبینیم اما نمیشناسیم و فقط تلنگری مانند این داستان لازم است تا به آن‌ها توجه کنیم. . . در آخر ممنونم از بکمن عزیز بابت همه‌ی ثانیه‌هایی که برای خلق این اثر اختصاص داد، او که احتمالا هیچوقت نمی‌داند اما با این کتاب مسیری جدید در زندگی من خلق کرد که باعث می‌شود تا ابد این کتاب از یادم نرود. ممنون که خواندید❤️

جلد کتاب چقدر خوب سیگار می کشیدم
چقدر خوب سیگار می کشیدم

آله خاندرو سامبرا

★★★★

این کتاب برای اهل ادبیات است( و اهل سیگار) غیر آن نه دلیلی برای خواندنش می‌یابید و نه لذتی از خواندن این دو روایت نا منسجم می‌برید. . با مقدمه‌ی خوب مترجم آغاز کنیم که علاوه بر واضح سازی و ملموس کردن داستان‌ها به بررسی کوتاه از نمادهای داستان‌های سامبرا می‌پردازد، مترجم کتاب را درک کرده و نه فقط کلمات را پشت سر هم ردیف کند و تمام. . داستان اول ″ بنسای ″ داستان عشق است، البته نمی‌توان نامش را عشق گذاشت، داستان رابطه‌ایست، رابطه هایی است که زمانه‌ آن ها را وصل می‌دهد و رابطه‌هایی نه چندان پر شور اما پر احساس با سبکی متفاوت از آنچه تا به‌حال خوانده بودم. . داستان دوم اما همان عنوان کتاب است که نقطه اوج، سیگار و نمادین بودن آن در زندگی شخصیت در سراسر کتاب مانند آن است که دوستی در بالکنی با نمای دریا در حال کشیدن سیگار دارد داستان زندگی خودش را تعریف می‌کند، همان‌قدر پراکنده، همزاد پندارانه و طالب دقت برای لمس لحظه‌های زندگی.

جلد کتاب سمفونی مردگان
سمفونی مردگان

عباس معروفی

★★★★★

سمفونی مردگان داستان خانواده‌ای با پدری مستبد و دیکتاتور هست و ماجرای آن‌ها جایی آغاز میشه که یکی از فرزندان با فکری روشن مسیر زندگی خودش رو پیدا میکنه. . زمان این داستان به دهه‌ی ۲۰ تا ۵۰ خورشیدی برمیگرده و عمدتا در شهر اردبیل روایت میشه. فوق العاده نمادین هست، از اسم ها و شخصیت‌ها گرفته که بر اساس کهن الگوها طراحی شدند تا همین انتخاب اردبیل و حضود مداوم سرما برف و زمستان. . داستان ساختار غیر خطی داره که خاصش می‌کنه و از زاویه دید های متفاوت داستان رو روایت می‌کنه و همه این‌ها دقت خواننده رو برای کنار هم قرار دادن نت‌های این سمفونی می‌طلبه.

جلد کتاب گناه مضاعف
گناه مضاعف

آگاتا کریستی

★★★★

گناه مضاعف مجموع شش داستان‌‌های کوتاه بود. در چهار داستان با کارگاه پوآرو همراه هستیم که مستقیما استخدام می‌شود و یا در جریانی قرار می‌گیرد تا ماجراهای معمایی و جنایی پیچیده را حل کند. و دو داستان هم به صورت مرموز اتفاقی می‌افتد که با حضور خانم مارپل در میان خویشاوندان افرادی که با داستان‌ها در ارتباطند مواجه می‌شویم که کمک به حل آن‌ها می‌کند. . من داستان سرقت یاقوت سلطنتی که اتفاقا از طولانی ترین داستان‌های کتاب بود و پیچیدگی بیشتری داشت را بیش از همه دوست داشتم.

جلد کتاب ساردونیکوس
ساردونیکوس

ری راسل

★★★★

کمی که سردرآوردم GOTHIC چیست و ادبیاتش چگونه است، فهمیدم یکی از کتاب‌هایی که در نوجوانی عاشقش بودم در این حال و هوا و فضاسازی دسته‌بندی می‌شود، پس علاقه‌مند شدم بیشتر بخوانم و خود را در فضای تاریک و قلعه‌هایی با شمع‌هایی سو سو زن و باغ مه‌آلودش غرق کنم. در مورد این ژانر ویدئویی در یوتوب ساختم که خوشحال میشم تماشا کنید❤️(هر موقع که نت وصل شد دیگه🥲) . ساردونیکوس سه داستان در فضای گوتیک است. اما داستانی که توجه من رو جلب کرد خود ساردونیکوس بود. پزشکی که به دعوت دوست قدیمی برای تعطیلات به قلعه‌ آن‌ها میره و با دوستش و شوهرش آشنا میشه، مردی که به بیماری عجیبی مبتلاست، لبانی خندان اما ترسناک و با عضلاتی سفت شده دارد و از دکتر می‌خواد هر جوری شده اون رو درمان کنه و دوستش رو ابزار فشار میکنه، در این بین مرد داستان چرایی این اتفاقی که سرش آمده را تعریف میکند و دکتر تلاش می‌کند تا به هر طریقی شده مرد را درمان کند. . داستان دوم الهام گرفته از داستان دکتر جکیل و مستر هاید بود و کسی که خیال می‌کند بچه‌ی اوست. . داستان سوم فضایی ادبی ـ موسیقایی داشت که در نوع خودش هراس انگیز و دلهره آور بود. . هر سه داستان کاملا فضاسازی و مولفه‌های گاتیک را دارد،وحشتنی که در داستان‌ها حاکم است نه از آن دست است که انسان را بترساند و نه موجودی ترسناک یا روح و شبحی از صرفا دستمایه ترس خود قرار دهد، بلکه آن وحشتنی که از رازهای مگوی آدم‌ها و وحشتناک بودن عمل و رفتار و دنیای ناشناخته است که در دل رخنه می‌کند.

جلد کتاب زنی که پیر نمی شد
زنی که پیر نمی شد

گرگوار دولاکور

★★★★

در ستایش گذر زمان؛ بتی هرسال با ژست، لباس و نورپردازی ثابت عکس گرفته است تا سی سالگی که عکاس او متوجه چیز عجیبی می‌شود، بله، زنی که پیر نمی‌شود! . شاید در ابتدا جذاب به نظر برسد و آرزوی هر زنی باشد اما زندگی واقع‌بینانه‌تر از آن آست که بتی و همسرش بتوانند این پیر نشدن و زندگی طبیعی را موهبت بدانند. . کتاب به صورتی هست که سال به سال زندگی زن رو از زبان خودش روایت می‌کنه ، از کودکی و خانواده‌اش و پدری که با ترومای جنگی بازگشت تا مادرش و تنهایی، عشق و ازدواج و تراژدی‌های همیشگی زندگی که در کنار ماجرای پیر نشدن زن آن را خواندنی‌تر می‌کند. . از آن داستان‌هایی است که نویسنده‌ی فرانسوی‌اش دست روی احساسات شما می‌گذارد. از شخصیت پردازی و روایت داستانی و صحنه پردازی و پلات‌های عجیب و غریب خبری نیست، یک ایده است که در قالب روایت اول شخص با محوریت احساس و زندگی به قلم کشیده شده.

جلد کتاب اتاق ورونیکا
اتاق ورونیکا

آیرا لوین

★★★★★

به تعداد انگشتان یک‌دست هم نمایشنامه نخوانده‌ام، اتاق ورونیکا را هم نخواندم، بلکه گوش کردم. .. اتاق ورونیکا، پر جزییات و نشان‌دهنده شخصیتش هست و همه چیز از آنجا آغاز می‌شود که دختری شبیه ورونیکا پیدایش میشود و قرار است ساعاتی را در نقش ورونیکا بازی کند. اما همه‌چیز در این نمایشنامه متفاوت از تصور پیش می‌رود. .. روایتی جذاب و پر پیچش داشت و تعلیق چیزی بود که در سراسر کتاب به چشم ‌می‌خورد در حدی که نفس را در سینه حبس و خواننده را وادار می‌کند یک‌نفس آن را بخواند. با درونمایه‌ گناه و نمایشی از دروغ و ترس برای سرپوش گذاشتن بر واهمه‌های درونی انسان‌ها. .. من نسخه صوتی را از نوار گوش دادم، خیلی زنده و واقع‌گرایانه بود و تا به خودم آمدم دیدم غرق شدم، اما فصل اخر را متنی خواندم و کمی گنگ بود برایم و مجبور شدم دوبار بخوانم تا متوجه شدم. مخصوصا که پایان پیچش داستانی داشت که تمرکز بیشتری میطلبید. .. به شدت ارزش خواندن دارد و اگر طرفدار داستان‌های معمایی ـ جنایی هستید حتما بخوانیدش.

جلد کتاب تمساح
تمساح

فئودور داستایفسکی

★★★★

می‌خواهم از دوستی بگویم که همه‌جوره پای دوستی‌اش ماند، اما تمساح کجای داستان این دوستی است؟ نه این یک داستان پر نماد است!! پس بگذارید جور دیگری داستان را برایتان تعریف کنم، زن و شوهری به همراه دوستشان به دیدن تمساحی که مردی آلمانی برای نمایش گذاشته است می‌روند، تمساحی حال شوهر به صورت کامل توسط تمساح بلعیده می‌شود. زنده! سالم ! و شاد! حتی در شکم خالی تمساح نطق می‌کند. .. داستان کوتاه است پس سریع از حال پایدار اولیه‌ش در می‌آید و ماجرا آغاز می‌شود، اکنون ما با سرنوشت مردِ در شکم تمساح، زن بینوایش و دوستش و صاحب تمساح روبرو هستیم اما فراموش نکنیم که این داستان را داستایفسکی نوشته است، بله! قرار است حرف‌ها بزند.. .. بیشتر از همه داستایفسکی در این داستان نمادین، به نقد فرهنگ و اندیشه غربی که در حال ورود به روسیه بود اشاره داشته است. به اینکه روشنفکر‌ها تحت تاثیر ان در نظریه‌ها غوطه ور می‌شوند. اما دیگران چه؟ به تمساح و صاحب آلمانی‌اش که نشان از جامعه بیگانه که روشنفکران زمان را تحت تاثیر و شیفته خویش قرار میدهد را دارد و شکمی توخالی که حبابی است برای نظریه های کرد بلعیده شده. تا صاحب تمساح که قلبی از سنگ و رفتاری بی منطق و سودجویانه را دنبال می‌کند. . مردم هم که بی همدلی تنها بازدید کننده‌اند و هیچکس فکری به حال مرد بینوا نمی‌کند( البته دلتان به حال مرد نسوزد) و همسر مرد که ساده‌لوحانه تنها به فکر جلوه بیرونی خویش است. .. برای علاقه‌مندان به ادبیات روسیه و بررسی اتفاقات زمانه‌اش می‌تواند گزینه خوبی باشد. جزو کتاب‌هایی بود که دوستش داشتم و پیشنهادش میکنم، اما نه برای شروع داستایفسکی!!

جلد کتاب صید ماهی بزرگ
صید ماهی بزرگ

دیوید لینچ

★★★★★

آیا می‌دانستید فیلم مورد علاقه‌ی دیوید لینچ، لولیتا بوده است؟ .. دیوید لینچ کارگرانی به نام که موفقیت خود را مدیون مراقبه و هشیاری و شناخت و رسیدن به خود می‌داند. او اذعان دارد که با مراقبه به تاب آوری بالا و هشیاری می‌رسید، که می‌توانی درون خود سفر عمیقی داشته باشی و ایده های عمیقی را صید کنی. همانطور که ماهی ‌های کوچک در سطح آب هستند و اگر بخوانی ماهی بزرگ‌تر و ناب‌تری بگیری باید در عمق بروی. .. در این کتاب لینچ زندگی خود و مسیر کاری‌اش می‌گوید و در کنار آن از راه یافتن خود و مراقبه و یافتن ایده‌ها. کتابی نیست برای شناخت شخصیت لینچ و راه مراقبه را پیدا کردن، کتابی برای یافتن انگیزه و مقدمه‌ای برای مراقبه است.

جلد کتاب کالیگولا
کالیگولا

آلبر کامو

★★★★★

بار دیگر کامو و پوچی!! نمایشنامه درباره قیصر روم است، کالیگولا خواهرش ( که معشوقه‌اش هم بوده) را از دست می‌دهد و دچار خلائی در نگاهش به دنیا می‌شود. سه روز و سه شب سر به بیابان می‌گذارد و سرانجام به پوچی می‌رسد. اگر بیگانه‌ی کامو را خوانده باشید، کاملا تفاوت پوچی دو شخصیت را درک می‌کنید.(اگر نخواندید که حتما بخوانید!) پوچی کالیگولا تماما با خشونتی بی حد و مرز همراه است، خشونتی که سیستم دربار و کشور را آشفته می‌کند و البته میتوان حدس زد سر انجام آن چه خواهد شد... . اما کتاب، فراتر از مکانش که روم است درباره‌ی انسان است، انسانی که در مواجه با اتفاقات، معنی و نگاهش به زندگی دچار تزلزل و تغییر می‌شود و هیچکس از این تغییر در امان نیست! اما نحوه برخورد هرکس از رسیدن تا مواجه و روبرو شدن حتی کنار آمدن با این پوچی متفاوت است.

جلد کتاب قانون جاذبه
قانون جاذبه

ژان تولی

★★★★

میدونم تا حالا گفتم یا نه اما من عاشق فضاهای داستان‌های ژان‌ تولی‌ام فضاهایی به سختی‌سخت و انسان‌های جدا شده از جهان خویش، در حال دست و پا زدن در منجلاب زندگی. بیش از این کتاب مغازه خودکشی، خر‌زهره و آدمخواران را خواندم هر کدام را یک‌جور دوست داشتم. و حالا قانون جاذبه؛ داستان از زنی که نزد پلیس شیفت شب اداره‌پلیس می‌رود تا به گناهی اعتراف کند. اعترافی که توام با سختی آدم‌های داستان و زندگی و مواجه با درد و رنج است. و ما با شروع اعتراف زن رفت و برگشتی به زمان گذشته و حال داریم. داستانی با توصیفات خیره کننده که کاملا در ذهن تصویر سازی می‌شود. کتابی که بیش از اینکه داستان بگوید و با روایت شما را درگیر کند، انسان و انسانیت را به قلم میکشد و این حاصیت قلم ژان تولی است که خود باید در داستان‌ها ریز شوید و نکات را دریابید. پس نمیتوان از شخصیت پردازی و تعلیق گفت(گرچه چند پیچش داستانی شوکه کننده داشت) چرا که اصل داستان در وجود هر آدم شکل می‌گیرد.

جلد کتاب درخشش
درخشش

استیون کینگ

بدون امتیاز عددی

احتمالا همه یکبار فیلم shining را دیده‌ید.ا پس در ابتدا بگویم درخشش کوبریک رو از کتاب جدا کنید، کوبریک تنها با الهام از این کتاب و فضاسازی و قدرت شاین، به ساخت برداشت خودش از آن‌ها پرداخته. شخصیت‌های متفاوت، اتفاقاتی متفاوت و ترسی توام با روان پریشی خاصِ قلمِ جادویی استیون کینگ ملقب به پادشاه وحشت. .. داستان: درخشش نام قدرتی منحصر به فرد است که از قضا پسر جک تورنس مستخدم هتل اورلوک آن را داراست. مستخدمی که قرار است با خانواده اش زمستان را در این هتل بگذرانند، سرنوشت یک خانواده مطرح است خانواده‌ی قبلی استخدامی برای زمستان گذشته به طرز دیوانه‌واری از بین رفته‌اند. اورلوک هتلی بدسابقه است و علاوه بر آن جهنم افرادی با قدرت شاین است.از جمله دَنی کوچک. .. داستان را دانای کل روایت می‌کند، دانای کل نا محدودی که کنار دنی و خانواده‌‌اش هست اما با توجه به قدرت شاین (بودن در ذهن دیگران) دور از باور نیست. در کتاب ماجرای اصلی به شاین و این قدرت برمی‌گردد و دیده‌های دنی و قدرت‌ها و ضعف‌هایش مطرح است. شخصیت ها در کتاب عمیق و واقعی هستند.( هرچقدر در فیلم بد به تصویر کشیده می‌شوند.) اتفاقات کتاب روان پریشانانه‌تر و دهشتناک تر هستند و ترس از این فضای ماورایی را در دل ایجاد میکنند که نفس آدم حبس می‌شود. . در پایان: کتابی بس خواندنی‌است، اوایلش را در نوار گوش دادم، راوی آن نیز فوق العاده بود و زمانی که کتاب فیزیکیش در دسترس قرار گرفت چنان تشنه داستانش بودم که فورا شروعش کردم و به سرعت خواندمش. .. از نویسنده و تجربه این کتاب: جالب این بود که من چندین کتاب دیگر از استیون کینگ خوانده بودم و همیشه می‌شنیدم که میگفتند این نویسنده بی‌ادب است😐 اما چیزی نمی‌دیدم، سانسور به حدی به لحن او صدمه زده بود که اصلا قابل مشاهده نبود و درخشش اون کتابی بود که متفاوت عمل کرد و برایم ملموس تر شد.