قانون جاذبه
Les lois de la gravité
معرفی کتاب قانون جاذبه
«قانون جاذبه» از ژان تولی، رمانی کوتاه و فشرده است که در فضایی تیره، نفسگیر و پرتنش پیش میرود. داستان بر یک موقعیت بحرانی و در ظاهر ساده متمرکز است؛ موقعیتی که در آن یک تصمیم، یک مکالمه و چند دقیقه سرنوشتساز میتواند همهچیز را تغییر دهد. تولی با نثری موجز و دقیق، خواننده را به دل اضطراب، تردید و فشار روانی شخصیتها میبرد و از همان ابتدا حس تعلیق را حفظ میکند. در این رمان، مسئله اصلی فقط یک رخداد بیرونی نیست، بلکه بار روانی و اخلاقی آن است؛ ترسی که در ذهن شخصیتها میچرخد، قضاوتی که از بیرون و درون بر آنها سنگینی میکند، و فاصلهای که میان عقل، احساس و مسئولیت شکل میگیرد. «قانون جاذبه» از آن دست روایتهایی است که بیشتر از اتفاقات، بر حالوهوا، تنش درونی و واکنش انسانها در لحظههای دشوار تکیه دارد. اگر به رمانهای کوتاه اما اثرگذار، فضاهای تلخ و تأملبرانگیز، و داستانهایی با محوریت فشار روانی و انتخابهای سخت علاقه دارید، این کتاب میتواند برایتان جذاب باشد. «قانون جاذبه» هم خواندنی است و هم بعد از تمام شدن، ذهن را با پرسشهایی درباره ترس، مسئولیت و شکنندگی آدمها تنها میگذارد.
مشخصات کتاب قانون جاذبه
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای قانون جاذبه
فعالیت خوانندهها
۲ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب قانون جاذبه
۱۴۰۵/۵/۲۳
گاهی وقتا مفهوم عدات خیلی گنگ و عجیبه زمانی که خانوم تحت فشار روانی و جسمی توسط مرد بود عدات کجا بود که موقع محاکمه سر و کلش پیدا شد؟ اگر قرار باشه محاکمه ایی نباشه پس عذاب وجدان خانوم داستان ما چی میشه
۱۴۰۵/۶/۱۳
میدونم تا حالا گفتم یا نه اما من عاشق فضاهای داستانهای ژان تولیام فضاهایی به سختیسخت و انسانهای جدا شده از جهان خویش، در حال دست و پا زدن در منجلاب زندگی. بیش از این کتاب مغازه خودکشی، خرزهره و آدمخواران را خواندم هر کدام را یکجور دوست داشتم. و حالا قانون جاذبه؛ داستان از زنی که نزد پلیس شیفت شب ادارهپلیس میرود تا به گناهی اعتراف کند. اعترافی که توام با سختی آدمهای داستان و زندگی و مواجه با درد و رنج است. و ما با شروع اعتراف زن رفت و برگشتی به زمان گذشته و حال داریم. داستانی با توصیفات خیره کننده که کاملا در ذهن تصویر سازی میشود. کتابی که بیش از اینکه داستان بگوید و با روایت شما را درگیر کند، انسان و انسانیت را به قلم میکشد و این حاصیت قلم ژان تولی است که خود باید در داستانها ریز شوید و نکات را دریابید. پس نمیتوان از شخصیت پردازی و تعلیق گفت(گرچه چند پیچش داستانی شوکه کننده داشت) چرا که اصل داستان در وجود هر آدم شکل میگیرد.
















