«انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.»
سمفونی مردگان
Symphony of the Dead
معرفی کتاب سمفونی مردگان
«سمفونی مردگان» رمان مشهور عباس معروفی، روایتی تلخ و پرتنش از فروپاشی یک خانواده در فضایی سرد و خفقانزده است. داستان در دل شهری سنتی میگذرد و از خلال رابطهی پدر سختگیر، فرزندان سرکش و آرزومند، و خواهری که میان عشق، ترس و وظیفه گرفتار شده، لایههای پنهان یک خانهی در حال انهدام را نشان میدهد. در این رمان، تقابل میان سنت و خواست فردی، حسرت، حسادت، سرکوب و میل به رهایی به شکلی پیوسته پیش میروند. معروفی با نثری موسیقایی و تصویرپردازی دقیق، جهانی میسازد که در آن سکوتها به اندازهی حرفها معنا دارند و هر شخصیت بار زخمی قدیمی را با خود حمل میکند. «سمفونی مردگان» بیش از آنکه فقط یک روایت خانوادگی باشد، تأملی است بر مرگ تدریجی رویاها، تنهایی انسان و خشونت پنهان در روابط نزدیک. این رمان برای خوانندهای که به داستانهای عمیق، شخصیتمحور و اندوهناک علاقه دارد، تجربهای ماندگار و بحثبرانگیز خواهد بود.
مشخصات کتاب سمفونی مردگان
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای سمفونی مردگان
«چه تنهایی عجیبی! پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.»
«دنبال خودم در گذشتهها میگردم. ما چیزهایی داشتهایم که حالا نداریم.»
«نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازه من دوست داشت؟»
«با دو دسته نمیشود بحث کرد. یکی باسواد، یکی بیسواد»
«گفت: من ایرانی ام، دلم برای مملکتم میسوزد. اما ببین چه وضعی شده که آدم راضی میشود بیایند بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند»
«پدر پرسید: دنبال چه میگردی؟ آیدین گفت: دنبال خودم.»
«چه تنهایی عجیبی پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد تنهاست. نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.»
فعالیت خوانندهها
۱۳ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب سمفونی مردگان
۱۴۰۵/۴/۲۸
به جرئت میتونم بگم یکی از بهترین کتابایی بودش که تو زندگیم خوندم. از لحاظ زمانی ذهنتونو به چالش میکشه
۱۴۰۵/۵/۲۳
کتابی که تا همیشه قیمتی از من درونش باقی خواهد و ماند و هیچ وقت فراموشش نمیکنم و از نظر من هر ایرانی باید یک بار این کتاب را بخواند
۱۴۰۵/۵/۲۳
همین امشب داشتم درباره ی این کتاب با دوستم صحبت میکردم شاید برای همین اولین کتابیه که ثبت میکنم. کتاب خیلی زیبا و عمیق به مقوله ی تنهایی میپردازه، البته موضوعات زیادی در این داستان در جریانه اما «تنهایی» به طور مشخص در لا به لای اتفاق های کتاب به چشم میاد. حتی اتفاقی که برای آیدا افتاد
۱۴۰۵/۴/۱۰
واقعا میتونم ایستاده براش دست بزنم. پرش زمانی زیاد داره و تشخیصش ممکنه یکم سخت بشه اما واقعا زیباست و قابل لمس و قشنگ و فرح بخشه🤌🏽🤌🏽
۱۴۰۵/۵/۲۳
نگاهی به حال، آینده و گذشته همه یا هم داخل این رمان زیبا جای داده شده. سرگذشت خانوادهای درگیره کشمکش های داخلی و جنگ و دوری امید ها و ناامیدی ها طمعها در داستانی زیبا و قلمی بی اندازه گیرا
۱۴۰۵/۵/۲۳
عباس معروفی از دل جامعه و مردم نوشته و تک تک جملات کتاب قلب آدمو به درد میاره . ارزش بارها خوندن و داره اما بهتره برای خواندن کتاب زمانی و انتخاب کنید که از نظر روحی تو شرایط بحرانی نباشید
۱۴۰۵/۵/۲۴
بینظیرترین رمانی که خوندم.در این رمان کامل میشه دید استبداد یک پدر چطور دو برادر رو روبروی هم قرار میده و هنر و اندیشه با جاه طلبی قدرت سرکوب میشه
۱۴۰۵/۵/۲۴
بنظرم در ادبیات ایران یکی از بهترین تاثیرگذارترین کتاب هایی بود که میشه خوند و به شدت پیشنهاد میکنم بخونید.
۱۴۰۵/۵/۲۴
بنظرم در ادبیات داستانی ایران یکی از بهترین تاثیرگذارترین کتاب هایی بود که میشه خوند و به شدت پیشنهاد میکنم بخونید.
۱۴۰۵/۵/۲۴
سمفونی مردگان برای من فقط یه داستان نبود؛ انگار آروم آروم منو کشوند وسط زندگی آدمهایی که پر از درد و رنج بودن و آخرش یه حس سنگین و تلخ ازش توی دلم موند.
۱۴۰۵/۵/۲۴
هر صفحهی کتاب بوی مرگ میده بوی تعصب بیجا ، حرص و حسادت ، جهل ، خرافات و عقب موندگیش آدم و ناراحت و البته مجذوب میکنه.
۱۴۰۵/۵/۲۴
با این کتاب علاقه مند شدم به قلم عباس معروفی، جریان و داستان کتاب با اینکه دارک هست اما حسابی جذبم کرد
۱۴۰۵/۵/۲۳
یک شاهکار تکرار نشدنی روایت غیر خطی شخصیت های کامل و فکر شده و اتفاقاتی که هیچ یک برای پیش بردن داستان نیست بلکه هرکدام برای ساخت معنایی بزرگ به کار رفته
۱۴۰۵/۵/۲۳
این رمان معرفی واقعیت تلخ زندگی انسان ها رو به تصویر می کشد و عمق این داستان بقدری زیاد است که احتمال دارد در آن غرق شوید و اینکه دیگر نمیتوانید به خانه بگردید بسیار غصه بخورید ، مثل دختر خانه مجبور به خودکشی شوید ، و اقا جون که همیشه سنگین برخورد میکرد استخون های شما رو زیر این درد و فشار بشکنه
۱۴۰۵/۵/۲۳
فقط منم که نمیتونم با این کتاب ارتباط بگیرم؟ هیچی ازش نمیفهمم..🥴
۱۴۰۵/۵/۲۳
در پاسخ به ابوالفضل æ
اول داستان شاید اینطوری باشه ولی بعد از شناخت شخصیت ها و افتاد داستان روی غلطک همه چیز جذاب و گیرا میشه.
















