Maral's Notes
✓@maral
An Archive of Thoughts/Notes/Critics/Reviews
اینجا میخوام از کتابهایی بنویسم که دوسشون داشتم، باهاشون دنیاها و نوع دیگه ای از دیدن رو تجربه کردم و گاهی هم دلم خواسته دربارشون با دیگران حرف بزنم. به نظرم بهترین کتاب ها باید برام سوال ایجاد کنن، من رو به کتاب های دیگه و به آگاهی های دیگه پیوند بزنن، ذهنم رو درگیر خودشون بکنن و درکنارش لذت خوندن رو بهم بدن...
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
اهل گفتوگو
bronzeوارد اولین حلقه کتابخوانی شدی.
خواننده محبوب
bronze۱۰ نفر تو رو دنبال میکنن.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

دور دنیا در هشتاد روز
ژول ورن

دروغ های کوچک بزرگ
لیان موریارتی

نقشه و قلمرو
میشل ولبک

من منم
حامد محمدحسینی

دوستش داشتم
آنا گاوالدا

جزء از کل
استیو تولتز

منگی
ژوئل اگلوف

باغ آلبالو
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف

چشمهایش
بزرگ علوی

سرگذشت ندیمه
مارگارت آتوود

دختر پرتقالی
یوستین گوردر

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم
پائولو کوئیلو

در انتظار گودو
ساموئل بکت

هنر همچون درمان
جان آرمسترانگ، آلن دوباتن

کوری
ژوزه ساراماگو

زنده تر از زندگی
کریستین بوبن

نیمه تاریک وجود
دبی فورد

چهار میثاق
دون میگوئل روئیز

جستارهایی در باب عشق
آلن دوباتن

بار هستی
میلان کوندرا

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی

پیرمرد و دریا
ارنست همینگوی

مائده های زمینی و مائده های تازه
آندره ژید

میرا
کریستوفر فرانک

زندگی در پیش رو
رومن گاری

کالیگولا
آلبر کامو

خصم
امانوئل کارر

بیگانه
آلبر کامو

اسطوره سیزیف
آلبر کامو

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

وقتی اثر هنری بودم
اریک امانوئل اشمیت
آخرین نظرها و امتیازها

رمانی که مجموعه ی دنیاست! می تونم این رو بگم، برای کسانی که با شیوه ی نوشتن اوئلبک آشنا نیستن ممکنه خسته کننده باشه چون پر از توضیحات دقیق از موارد عینی و علمیه. اوئلبک از مهم ترین نویسندگان معاصر فرانسه است که تو آثارش به پوچی، مسئله ی دین، سیاست، انزوا و روابط انسان معاصر می پردازه.

آلن دوباتن تو این کتاب به کند و کاو تمام مراحل عشق از لحظه و نگاه اول، حس هایی که در طول ارتباط تجربه میشه، بالا و پایین ها، تلخی ها و جدا شدن و فراق می پردازه. گاهی با دید روانشناسی، گاهی جامعه شناختی و در تمام این ها با پیش بردن یک روایت داستانی ملموس. به نظرم به یک بار خوندن می ارزه.

این کتاب یکی از کتاب های مورد علاقمه. باعث میشه به روابط عمیق بین آدم ها بیشتر فکر کنی، به معنای زندگی، به تکرار زندگی، به مفاهیمی فلسفی مثل " بازگشت ابدی" از نیچه، به احساس و درک بدن مند زندگی، به تاریخ و به سیاست.برای من پر از جملات تاثیرگذار بود.

من مفهوم "پوچی" رو با این کتاب درک کردم. البته اگر امکانش رو دارید به زبان اصلی فرانسوی بخونید چون ترجمه های فارسیش از متن و مفهوم اصلی کمی دور میشه و روان نیست.

دنیای سرد، مکانیکی و دیستوپیایی که توش حریم خصوصی معنایی نداره چه شکلیه؟ این کتاب باعث میشه به این سوال فکر کنی.

هر لحظه ی خوندن این کتاب با خودم می گفتم کدوم دروغه و کدوم راست، تا آخرین صفحه ها تو رو توی تعلیق نگه می داره که ببینی بالاخره کدوم چیز رو باید باور کنی.
آخرین جملهها

«پوچ نه در انسان وجود دارد نه در دنیا و تنها با حضور مشترک آن هاست که قابل درک می گردد.»

«آن روز اولین باری بود که فکر می کردم من هم در زندگی نقشی ایفا می کنم. کسانی بودند که به من نیاز داشتند. کسانی که مرده اند و کسانی که هنوز زنده اند. آیا کسی می تواند جای مرا پر کند؟ جای مرا، فکرم را، دلواپسی هایم را، دلبستگی هایم را، عشق هایم را؟»

«عیب کار این است که دیگر بخت یارم نیست. ولی از کجا معلوم؟ شاید امروز باشد. هرروز برای خودش یک روز تازه است. البته چه بهتر که بخت با آدم یار باشد اما من بیشتر دلم می خواهد کارم درست و کامل باشد. آن وقت اگر بخت به سراغت بیاید آمادگی اش را داری.»

«پرسش هایی که نمی توان به آن ها پاسخ داد، درست همان چیزی است که محدودیت های امکانات بسری را نشان می دهد و مرزهای هستی ما را تعیین می کند.»

«واقعه ی هولناک یک زندگی را می توان به کمک استعاره ی سنگینی توضیح داد. می گویند بار سنگینی بر دوش داریم و این بار را حمل می کنیم، خواه قدرت تحمل آن را داشته باشیم و خواه نداشته باشیم.»

«در خوشبختی نوعی انکار خشن واقعیت را می دیدم. به مردم می نگریستم و مبهوت بودم که چرا متوجه بی مفهومی زندگی نمی شوند.»














