«در خوشبختی نوعی انکار خشن واقعیت را می دیدم. به مردم می نگریستم و مبهوت بودم که چرا متوجه بی مفهومی زندگی نمی شوند.»
صفحه ۱۹۳
Essays in Love
«جستارهایی در باب عشق» نوشته آلن دوباتن، رمانی تأملی و صمیمی درباره شکلگیری، اوجگرفتن و فرسایش یک رابطه عاشقانه است. داستان از جایی آغاز میشود که راوی با زنی به نام کلویی آشنا میشود و عشق، بهجای آنکه صرفاً احساسی رمانتیک باشد، به تجربهای پیچیده، روزمره و گاه گیجکننده تبدیل میشود. دوباتن در این کتاب، رابطه را از زاویهای دقیق و روانشناسانه میکاود: از هیجان آشنایی و دلبستگی تا سوءتفاهمها، اضطرابها، نیاز به تأیید و فاصلهای که گاهی میان دو نفر شکل میگیرد. نثر کتاب ساده اما اندیشمندانه است و میان روایت داستانی و جستارهای فلسفی رفتوبرگشت میکند؛ همین ویژگی، حالوهوایی متفاوت و خواندنی به اثر میدهد. اگر به کتابهایی علاقه دارید که عشق را نه فقط بهعنوان یک احساس، بلکه بهعنوان مسئلهای انسانی و قابل تأمل بررسی میکنند، این کتاب انتخاب مناسبی است. «جستارهایی در باب عشق» بیشتر از آنکه پاسخ قطعی بدهد، شما را به فکر کردن درباره رابطه، وابستگی، تنهایی و انتظارات عاطفی دعوت میکند.
جملههای ماندگار
«در خوشبختی نوعی انکار خشن واقعیت را می دیدم. به مردم می نگریستم و مبهوت بودم که چرا متوجه بی مفهومی زندگی نمی شوند.»
صفحه ۱۹۳
«ما با دست خودمان سرنوشتی می بافیم تا از اضطراب ناشی از این واقعیت که هر حکمتی در زندگیمان هرچند اندک، ساخته ی خود ماست، نجات پیدا کنیم و فراموش می کنیم که طوماری و طبعا سرنوشت از پیش مقدر شده ای وجود ندارد.»
صفحه ۱۸
۱ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۵/۱۹
آلن دوباتن تو این کتاب به کند و کاو تمام مراحل عشق از لحظه و نگاه اول، حس هایی که در طول ارتباط تجربه میشه، بالا و پایین ها، تلخی ها و جدا شدن و فراق می پردازه. گاهی با دید روانشناسی، گاهی جامعه شناختی و در تمام این ها با پیش بردن یک روایت داستانی ملموس. به نظرم به یک بار خوندن می ارزه.