خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

داستان خوب بود و دوست داشتم که مدام باعث می‌شد به شخصیت‌های مختلف شک کنم اما راستش اِیپریل واقعاً غیرقابل‌تحمل بود خیلی ضعیف شکننده و اعصاب‌خردکن بود و از نظر من، کاملاً رقت‌انگیز بود

آن دختر

به دلیل رنج هایی که در همه حکومت ها کشیده شاید بیطرف ترین فرد و شاید بتونیم بگیم مثل پسر عمه عزیزش یعنی دکتر مصدق کسی بود ک دلش فقط برای ایران تپید ایشون مادر مدد کاری اجتماعی ایران هستند

بهتر این کتاب ندیدم امکان نداره یکباره تا انتها نخونیدش به زبان طنز و فوق العاده با نمک ویژگی های حکومت دیکتاتوری را بیان میکنه یه جمله ازش:(تا میتونید از خودتون مجسمه بسازید و هر چی میتونید اونا را با کیفیت بسازید که بعد شما خراب کردنش سخت تر باشه <<اشاره به تخریب مجسمه های لنین بعد فروپاشی شوروی>>)

«شب‌های روشن» برای من بیشتر از اینکه یک عاشقانه باشد، داستان تنهایی و آدمی است که شاید بیشتر عاشق تصویری باشد که از عشق در ذهنش ساخته. فضای احساسی و پایانش را دوست داشتم، هرچند ریتم آرامش گاهی کمی خسته کننده بود.

شب های روشن

بی طرف ترین کتاب در عرصه تاریخ همینه به نظرم که به ساست خارجه شاه نسبت به شیعیان لبنان و امام موسی و ملا مصطفی بارزانی میپردازه اوخر کتاب و زاویه انقلابیون طرفدار امام موسی من جمله چمران و سایر مانند مصطفی خمینی هم اشاره میکنه

این کتاب توضیح میده که چرا تغییرات در ایران کوتاه مدته و دووم نمیاره و چند دلیل میاره که از جمله اونا در امان نبودن جان انسان ها مانند شاه کشی و نخست‌وزیر کشی و...نبود طبقه مشخص در ایران و... میشه گفت نسخه ایرانیزه شده کتاب چرا ملت ها شکست میخورنده و جالب اینجاست ک این کتاب قبل چرا ملت ها شکست میخورند چاپ شده

با وجود شهرت زیادی که این کتاب داره برای من به شدت معمولی بود نه معماها اونقدر جالب و پیچیده بودن نه داستان اونقدر گیرا بود که بخوام با اشتیاق ادامه بدم جزو اون کتاب هایی بود که واقعا خودمو مجبور کردم تمومش کنم رابطه عاشقانه بین دختر و دو برادر هم برای من خیلی سطحی و کسل کننده بود این آدم ها دارن توی جهان اول زندگی میکنن چجوری میتونن انقدر درگیر چیزهایی مثل دستمو گرفت نفسم بند اومد بشن واقعا مسخره و غیرقابل باور بود

کتابی که به راحتی شما رو توی خودش غرق میکنه و جوری احساساتتون رو غلغلک میده که حس میکنید شما به جای راوی هستید.حتما بخوانید اگر بار دیگر شهری که دوست میداشتم رو دوست داشتید یا کنار رود پیدرا نشستم و گریه کردم این کتاب برای شماست.

شاهکار ادبی ایران مدرنه. این کتاب برای یک‌ بار هم شده بخونید ولی نه به عنوان اولین کتاب از صادق هدایت بلکه به عنوان آخرین کتاب و حسن ختام این نویسنده.🦉

بوف کور

• یک رئالیسم جادوییِ رازآلود با فضای تاریخی؛ درباره‌ی مردمی که گذشته‌شان را به یاد نمی‌آورند و اکسل و بئاتریس برای پیدا کردن پسرشان راهی سفر می‌شوند. • ⚠️ هیچ خلاصه یا نقدی را قبل از خواندنش نخوانید! مخصوصاً پشت جلد بعضی چاپ‌ها؛ ممکن است بخش مهمی از داستان اسپویل شود. • این کتاب به نظرم حتماً ارزش بازخوانی دارد؛ بار اول داستان را دنبال می‌کنید، اما بار دوم تازه می‌توانید نمادها و مفهوم‌های پنهان و سؤال‌های داستان را بررسی کنید. • اگر فضای سریال From را دوست دارید، احتمالاً با حال‌وهوای این کتاب ارتباط می‌گیرید. 🎭 • برای خواندنش: فاصله بین مطالعه‌ها نیندازید، معنی واژه‌های قدیمی را جست‌وجو کنید و یک آشنایی مختصر با شاه آرتور، ساکسون‌ها و بریتون‌ها داشته باشید. • نقطه قوت کتاب برای من فضاسازی، موضوع و دیالوگ‌ها بود؛ فضایی که مدام سؤال جدیدی در ذهنتان ایجاد می‌کند. • برداشتی که فعلاً از آن دارم: گاهی فراموش کردن گذشته می‌تواند مرهم زخم باشد، اما ماندن در گذشته ممکن است به کینه و آسیب ختم شود. ⭐️ از آن کتاب‌هایی است که حتماً دوباره سراغش می‌روم.

غول مدفون

• کتاب بیشتر مجموعه‌ای از یادداشت‌ها درباره خودشناسی، فشارهای زندگی، بزرگسالی و نگاه جامعه است؛ نه یک اثر منسجم با مسیر مشخص. • چند نکته‌ی قابل‌تأمل داشت: «بدیهیات را به سؤال بکش.» «برای برآورده کردن توقعات دیگران زندگی نکن.» «عدم قطعیت‌های زندگی را تحمل کن.» «به دنبال راه‌حل‌های واقعی باش.» • معرفی کتاب‌ها و فیلم‌های مختلف، و بخش‌هایی درباره فرهنگ کره، از معدود قسمت‌های مفید کتاب بود؛ مخصوصاً برای کسی که به کره یا مهاجرت به آن علاقه دارد. • مشکل اصلی برای من، تکه‌تکه بودن، لحن سنگین و بدبینانه و کمبود راهکارهای عملی بود. بیشتر احساس می‌کردم نویسنده از مشکلات گلایه می‌کند تا اینکه راهی برای مواجهه با آن‌ها نشان دهد. • به‌خصوص برای نوجوانان، به نظرم این نوع نگاه بدون تعادل می‌تواند بیشتر ناامیدی ایجاد کند تا آگاهی.⭐️ در مجموع: پیشنهادش نمی‌کنم. ❌

• ترکیبی از فانتزی، گربه‌های سخنگو و طالع‌بینی؛ مناسب کسانی که فضای جادویی و آسیای شرقی دوست دارند. • یکی از نکات جالب کتاب این است که حتی کوچک‌ترین رفتارهای ما می‌توانند روی زندگی دیگران اثر بگذارند؛ چه آگاهانه، چه ناخواسته.• کتاب با یک سؤال جذاب درگیرتان می‌کند: آیا سرنوشت از قبل تعیین شده یا انتخاب‌های ما آینده را می‌سازند؟ • اطلاعات ساده و جالبی درباره طالع‌بینی و صورت‌های فلکی دارد و همین بخش برای من یکی از جذابیت‌های کتاب بود. ⭐️ • نقطه قوت اصلی برای من، پایان‌بندی غافلگیرکننده بود؛ جایی که تازه متوجه می‌شوید اتفاقات قبلی چه معنایی داشته‌اند.• تنها ایرادم، اسم‌های سخت شخصیت‌ها بود که گاهی باعث سردرگمی می‌شد.😂

کتاب بیشتر از اینکه درباره‌ی راز تماس سم باشد، درباره‌ی سوگ، وابستگی و رها کردن است؛ اینکه «رها کردن» لزوماً به معنی «فراموش کردن» نیست.یکی از ایده‌های اصلی کتاب این است که ما در برابر اتفاقات ناگهانی زندگی کنترل زیادی نداریم؛ بنابراین بهتر است حرف‌ها و احساساتمان را تا وقتی فرصت داریم، نگه نداریم.نکته جالب کتاب اینجاست که هیچ‌وقت دقیق توضیح نمی‌دهد تماس سم چطور ممکن شده. این اتفاق بیشتر یک موقعیت فرضی برای خواننده است:اگر فقط یک بار دیگر فرصت داشتی با کسی که از دست داده‌ای حرف بزنی، چه می‌گفتی؟از نظر من، کتاب در شش فصل اول کشش خوبی دارد و شخصیت جولی هم قابل‌ارتباط است؛ اما در میانه افت می‌کند و پایانش هم به اندازه‌ای که انتظار داشتم احساسی و تأثیرگذار نبود.در نهایت، با وجود ایده‌ی جذاب، برای من یک رمان عاشقانه‌ی معمولی بود و امتیازم ۲ از ۵ است. اگر دنبال داستانی درباره‌ی سوگ و رها کردن هستید، می‌تواند انتخاب بدی نباشد؛ اما بهتر است انتظار یک رمان عمیق را نداشته باشید.

این کتاب را بخوانید، اما نه فقط برای تمام کردن یک داستان؛ بخوانید تا از کنار آدم‌های بیچاره ساده نگذرید. بخوانید تا خاطرات کم‌رنگ اما واقعیِ خوشبختی‌تان را در روزهای سخت دوباره به یاد بیاورید. بخوانید تا بفهمید در روزهای ترس از تنهایی، به چه آدم‌هایی پناه برده‌اید و مرز میان دلبستگی و وابستگی را دقیق‌تر ببینید. بخوانید تا درک کنید روزهای سختِ امروز، همیشه بدترین روزها نیستند. بخوانید تا کمی بیشتر شکرگزار زندگی خود باشید و بتوانید حال آدم‌هایی را که واقعاً در رنج و بیچارگی زندگی می‌کنند بهتر بفهمید؛ آدم‌هایی که شاید حتی نیازی به یادآوری و ترحم ما ندارند، بلکه فقط دیده شدن را تجربه نکرده‌اند. و اگر قرار است این کتاب را بهتر درک کنید، شاید بد نباشد پیش از آن کمی درباره فضای روسیه‌ی تزاری در قرن نوزدهم بخوانید تا جهان کتاب، برایتان روشن‌تراقعی‌تر شود. مچکرم. و در پایان، برای بیچارگی دعا می‌کنم؛ نه برای ماندنش، بلکه برای اینکه هیچ انسانی در آن گم نشود. دعا می‌کنم روزی برسد که رنج، سهم همیشگی هیچ چهره‌ای نباشد و فقر، انسان را تا مرز فراموش شدن پیش نبرد.🤲🏻

بیچارگان

«چند روز مهمان کتابفروشی موریساکی» 👈🏻📚چند روز مهمان تاکاکو و دایی‌اش، ساتورو، در کتابفروشی موریساکی بودم؛ جایی که بعد از شکست عاطفی، پناهگاه تاکاکو شده بود. ــــــــــــــــــــ با دیدن جلد زیبای کتاب، انتظار مهمانی جذاب‌تری داشتم! 😌 اما داستان بیشتر حول تاکاکو می‌چرخید و بحث‌های مربوط به عشق و رشد فردی هم چندان عمیق نبود. ــــــــــــــــــــ بهترین بخش برای من، آشنایی با ادبیات کلاسیک ژاپن و غذاهای ژاپنی بود.📚🍜 ــــــــــــــــــــ با اینکه برای جلد دوم هم دعوتم کردند، فکر نمی‌کنم دوباره برگردم.😅 اگر داستان‌های آرام و ساده درباره عشق و پیدا کردن خودتان دوست دارید، احتمالاً از آن لذت می‌برید؛ اما اگر دنبال داستانی پرماجرا و عمیق هستید، شاید انتخابتان اشتباه باشد.🥸

دل من همی داد گفتی گوایی / که باشد مرا روزی از تو جدایی ــــــــــــــــــــ بلی هر چه خواهد رسیدن به مردم / بر آن دل دهد هر زمانی گوایی ــــــــــــــــــــ من این روز را داشتم چشم و زین غم / نبوده‌ست با روز من روشنایی ــــــــــــــــــــ جدایی گمان برده بودم ولیکن / نه چندان که یکسو نهی آشنایی ــــــــــــــــــــ به جرم چه راندی مرا از در خود / گناهم نبوده‌ست جز بی‌گنایی ــــــــــــــــــــ بدین زودی از من چرا سیر گشتی / نگارا بدین زودسیری چرایی ــــــــــــــــــــ که دانست کز تو مرا دید باید / به چندان وفا این همه بی‌وفایی ــــــــــــــــــــ سپردم به تو دل، ندانسته بودم / بدین‌گونه مایل به جور و جفایی ــــــــــــــــــــ دریغا دریغا که آگه نبودم / که تو بی‌وفا در جفا تا کجایی ــــــــــــــــــــ همه دشمنی از تو دیدم ولیکن / نگویم که تو دوستی را نشایی ــــــــــــــــــــ نگارا من از آزمایش به آیم / مرا باش تا بیش از این آزمایی ــــــــــــــــــــ مرا خوار داری و بی‌قدر خواهی / نگر تا بدین خو که هستی نپایی

شب های روشن