خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

به شدت کتاب روانی هست نسبت به ادبیات روسیه. بند و جملات ادبی داره‌و ممکنه خوانش‌کتاب برای افر‌اد علاقه مند به سطور‌ روان و عامیانه سخت ب نظر بررسه اما بسیار زیبا و قشنگه. من دوستش دارم و پیشنهادش میکنم🤍

من فیلمای جنایی زیادی دیدم و ژانر مورد علاقم محسوب میشه ولی کتاب جنایی تا حالا نخونده بودم، ولی کمی خسته کننده بود برام. اگه فیلم بود نهایتا دوساعت میشد ولی خوندنش یه ۶ ساعتی زمانبر بود. هرچند خوب نوشته شده بود، داستان پرکشش بود و با شخصیت‌ها همراهمون میکرد و همه‌ی جزئیات در خدمت نویسنده بود و فلش‌بک‌ها به موقع و به اندازه بود. ولی برام نه تکان دهنده بود نه حس میکنم چیزی رو بهم اضافه کرده. پایان‌بندی کتاب تا قبل از پنج دیقه‌ی آخر خیلی خوب و قابل قبوله، ولی نمیدونم چرا نویسنده‌ها دلشون میخواد آخر کتاب یه چیز غیر منطقی اضافه کنن که مثلا تکان دهنده تمومش کنن و با این کار حتی کل منطق سوالایی که توی طول کتاب به پاسخش میرسیم زیر سوال میره. خلاصه که با وجودیکه این کتاب توی دسته‌ی کتابای جنایی جزء پیشنهادشده‌ترین ها بود انقدری ازش لذت نبردم که شاید دیگه سراغ خوندن داستان جنایی نرم. البته واقعا نمیتونم بگم کتاب بدی بود، شاید صرفا سلیقه‌ی من نبود.

بخش D

او می‌گوید: «من همیشه اینجا خواهم بود.» به آرامی دست دیگرش را روی قلبم می‌گذارد. «افرادی که واقعاً ما را دوست دارند هرگز ما را ترک نمی‌کنند. و تو هرگز تنها نبودی. از نظر من تو همیشه عالی بودی. من تو را به اندازه‌ی سه بار از اینجا تا ماه و از ماه تا اینجا و یک بار برای شانس آوردن دوست دارم.» زمزمه می‌کنم: «من هم دوستت دارم.»» “I love you from here to the moon and back three times and once for luck.”

دیزی دارکر

این کتاب با ارامش داره داستان زندگی رو از دیده ی دختره متفاوت رو نشون میده ‌. اگر علاقه ب روانشناسی دارید خیلی براتون قشنگه.

راستش این کتاب یجوری حس خفقان رو به ادم میده ک من ب زور تمومش کردم. و مشکلم این بود ک نه شروع ماجرا مشخص بود نه دلیلش نه پایان مشخصی داشت...

پلیس حافظه

من داستان رو در کل دوست داشتم. شبیه به یک فیلنامه بود البته بیشتر که همین هم باعث شده بود یه جاهایی حس‌ها رو کاملا منتقل کنه به خواننده. اوایل کتاب تعدد شخصیت‌ها یه کم آدم رو گیج می‌کنه و به نظرم نیازی نبود اسم بعضی از شخصیت‌های فرعی کتاب رو بدونیم. ارزش یک بار خوندن رو داره به نظرم

🔴اسپویل🔴اسپویل🔴 اصلا پایانشو دوست نداشتم! یعنی چی آخه، چرا داستان جنایی داخلش یک اتفاق درست مربوط به جنایت هم نیوفتاد😐 من طول داستان رو دوست داشتم و برام جذاب بود اما پایان بشدت بدی داشت برای من. چنین داستانی باید پر میشد از خون و انتقام، نه بوس بوس آشتی🤦🏻‍♀️

سنگ کاغذ قیچی

چقدر آخرش گریه کردم اولین و آخرین کتابی بود که سرش گریه میکنم:) نمیدونم چرا ولی خیلی ذوق کردم که سر کتاب گریم گرفت😂

قدرتمند

داستان های جالبی داشت و تقریبا غیرقابل پیش بینی. ولی من فقط جذب کرم ابریشم و صندلی انسانی شدم. اتاق قرمز هم ایده جدیدی بود.

اتاق قرمز

داستانی کوتاه و تراژیک از دنیای ملکه سرخ که بک‌استوری داستان اصلی رو برامون دقیق‌تر می‌شکافه.

آواز ملکه