خانه کتاب بی

بوف کور

The Blind Owl

نویسنده:صادق هدایت
۱٬۴۶۴ بازدید
در لیست ۱۰۰ کتاب پربازدید سایت

معرفی کتاب بوف کور

«بوف کور» صادق هدایت یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین رمان‌های ادبیات معاصر فارسی است؛ اثری کوتاه، تیره و پر از لایه‌های روانی که از همان صفحات نخست، خواننده را وارد جهانی مه‌آلود و ناآرام می‌کند. روایت کتاب میان خواب و بیداری، خاطره و کابوس، و واقعیت و وهم در نوسان است و همین فضای مبهم، هسته اصلی جذابیت آن را می‌سازد. در مرکز داستان، راوی‌ای قرار دارد که با تنهایی، وسواس ذهنی، ترس، میل و فروپاشی درونی دست‌وپنجه نرم می‌کند. حضور شخصیت‌های مرموز و تصویرهای تکرارشونده، حس اضطراب و بی‌قراری را در سراسر اثر حفظ می‌کند و خواننده را به دل ذهنی می‌برد که هر لحظه بیشتر از جهان بیرون فاصله می‌گیرد. «بوف کور» بیش از آن‌که بر حادثه تکیه کند، بر تجربه روانی و فضای ذهنی استوار است. نثر هدایت در این اثر، فشرده، شاعرانه و گاه خفه‌کننده است؛ نثری که به‌خوبی با حال‌وهوای تلخ و کابوس‌وار رمان هماهنگ می‌شود. اگر به رمان‌های روان‌شناختی، آثار فلسفی و متن‌هایی علاقه دارید که بعد از تمام شدن هم در ذهن می‌مانند، «بوف کور» انتخابی جدی و تأمل‌برانگیز است.

مشخصات کتاب بوف کور

صفحات
106
زبان
fa
نوع جلد
شومیز
ISBN
9789641743170
چاپ اول
1937

نسخه‌ها و ترجمه‌های موجود

درباره صادق هدایت

تصویر صادق هدایت

صادق هدایت

Sadegh Hedayat

صادق هدایت از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران است که بیش از هر چیز با نثر دقیق، فضای تیره و نگاه انتقادی‌اش شناخته می‌شود. او در داستان‌نویسی فارسی راهی تازه گشود و با پرداختن به تنهایی، اضطراب، مرگ و بن‌بست‌های روانی و اجتماعی، زبان و حال‌وهوایی متمایز پدید آورد. از آثار شناخته‌شده او می‌توان به «بوف کور»، «سه قطره خون» و «زنده‌به‌گور» اشاره کرد. هدایت علاوه بر داستان‌نویسی، در ترجمه و پژوهش نیز فعال بود و توجهش به فرهنگ و ادبیات کهن و عامیانه فارسی، به کارهایش عمق و تنوع بیشتری بخشید. نوشته‌های او هنوز هم از مهم‌ترین متن‌های مرجع برای آشنایی با ادبیات مدرن فارسی به شمار می‌آیند.

مشاهده همه کتاب‌های نویسنده

جمله‌های ماندگار

نقل‌قول‌های بوف کور

افزودن جمله
Nafis

@papermuse · ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

«در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد...»

- یکتا -

@vancouver · ۲۰ شهریور ۱۴۰۵

«آیا برای کسی اتفاق نیفتاده که ناگهان و بدون دلیل به فکر فرو برود و به‌قدری در فکر غوطه‌ور بشود که از زمان و مکان خودش بی‌خبر بشود و نداند که فکر چه چیز را می‌کند؟ آنوقت بعد باید کوشش بکند برای این که به وضعیت و دنیای ظاهری خودش دوباره آگاه و آشنا بشود. این صدای مرگ است.»

Mahlin

@mahlin_080 · ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

«آیا ممکن است یک نفر در عین حال که زنده است، مرده باشد؟»

مرگِ درونی ..... (در بوف کور این مفهوم با تنهایی، بیگانگی و پوچی زندگی گره خورده ؛ مرزی که بین «زنده بودن» و «زندگی کردن» وجود داره:))

kaveh

@kaveh · ۴ شهریور ۱۴۰۵

«دایه‌ام گاهی از معجزات انبیاء برایم صحبت می‌کرد، به خیال خودش می‌خواست مرا باین وسیله تسلیت بدهد، ولی من بفکر پست و حماقت او حسرت می‌بردم!»

𝐇𝐎𝐒𝐄𝐈𝐍

@classic_pages.ir · ۴ شهریور ۱۴۰۵

«در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می تراشد....»

Rosalire

@rosa_seyedebrahimi · ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

«حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم‌های بی‌حیا، پررو، گدامنش، معلومات‌فروش، چاروادار و چشم و دل‌گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان مثل سگ گرسنه‌ی جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دُم می‌جنباند، گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.»

ممرزا

@mohrez · ۱۹ شهریور ۱۴۰۵

«من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می‌کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من ‌می‌خورد؟»

ali23

@ali23 · ۷ شهریور ۱۴۰۵

«من هنوز به این دنیایی که در آن زندگی می کردم انس نگرفته بودم، دنیای دیگر به چه درد من می خورد؟»

دیدن همه‌ی جمله‌ها

فعالیت خواننده‌ها

۱۲ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن

حلقه‌های این کتاب

مشاهده همه

به این کتاب امتیاز بده

ثبت نظر درباره این کتاب

نظر کاربران درباره کتاب بوف کور

Fatm

۱۴۰۵/۵/۲۴

چیزی که همیشه بیشتر تو این کتاب توجه ام جلب میکنه ، چندلایه بودن انسان و محو شدن مرز میان واقعیت و خیال بود.

Zara

۱۴۰۵/۵/۱۵

ازلحاظ قدرت نویسندگی وفضاسازی داستان درسطح بسیاربالایی قرار داره،اونقدر که بعد از خوندنش تا ۳ روز به شدت درگیر فضای داستان بودم.اما حس تیرگی وپوچی که داستان منتقل میکنه فطعا خوشایند هر خواننده ای نیست.

Ruy

۱۴۰۵/۵/۲۴

بعد از خوندن این کتاب فقط کوبیدن سر به دیوار جواب میده. ولی من حاضرم باز هم بخونمش.

kaveh

۱۴۰۵/۶/۴

به جرعت میشه گفت که کتاب بوف کور، مهمترین کتاب در ادبیات مدرنیسم ایران و جزو آثار ارزشمند این سبک در ادبیات جهانه و ترجمه این کتاب به 35 زبان زنده مهر تایید به این موضوعه. بعلاوه نکته جالب و شگفت‌انگیز این اثر تحریر، چاپ و انتشارش توسط صادق هدایت در سن بیست و هشت سالگیه که بزرگی این شخص رو نشون میده. اما جدا از این تعریف و تمجید ها کتاب بوف کور یک مشخصه مهم داره که باعث میشه به این اندازه در این صد سال محکوم به سانسور و سکوت شده باشه که اون هم فضای به شدت تاریک و غمگین این اثر در کنار ادبیات خارج از چهارچوب عرف جامعه‌‌ست و نشون دهنده میزان روشنفکری این شخص در صد سال گذشته‌ست. صادق هدایت در این کتاب با قلمی بسیار تاریک به طوری که هرکسی تحمل خوندنش رو نداره به جدال بین مدرنیته و جهل و خرافات موروثی جامعه میپردازه و قدرت این تفکرات پوسیده رو در یک چرخه زمانی در دو خط داستانی کتاب به نمایش میذاره.

Rosalire

۱۴۰۵/۵/۳۰

به نظرم بوف کور فقط داستان یه آدم تنها و پریشون نیست؛ بیشتر شبیه سفر به ذهن آدمیه که مرز بین واقعیت، خیال و خاطره براش کم‌کم از بین می‌ره. چیزی که برای من جذابه اینه که هدایت فقط درباره مرگ حرف نمی‌زنه، بلکه درباره آدمیه که دیگه نمی‌تونه معنایی برای زندگی پیدا کنه. شاید ترسناک‌ترین بخشش هم همین باشه؛ اینکه آدم گاهی بیشتر از اینکه از دنیای بیرون بیگانه بشه، از ذهن و خودش بیگانه می‌شه.

«بوف کور» یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین آثار ادبیات مدرن فارسی است؛ رمانی کوتاه که بیش از آنکه داستانی خطی تعریف کند، خواننده را وارد ذهن آشفته و کابوس‌وار راوی می‌کند. هدایت با مرگ، تنهایی، عشق، وسواس و بیگانگی بازی می‌کند و مرز میان واقعیت، خیال و توهم را عمداً از بین می‌برد. قدرت اصلی اثر در فضای سنگین، زبان تصویری و ابهام‌هایی است که باعث می‌شوند هر بار خواندن آن بتواند معنای تازه‌ای ایجاد کند. البته همین ابهام و ساختار ذهنی ممکن است برای خواننده‌ای که به روایت کلاسیک عادت دارد، دشوار و حتی فرساینده باشد. امتیاز من: ۵ از ۵

Darwin

۱۴۰۵/۵/۲۶

شاهکار ادبی ایران مدرنه. این کتاب برای یک‌ بار هم شده بخونید ولی نه به عنوان اولین کتاب از صادق هدایت بلکه به عنوان آخرین کتاب و حسن ختام این نویسنده.🦉

Shiva

۱۴۰۵/۵/۲۶

عمق فلسفه

فرزانه

۱۴۰۵/۵/۲۴

نوجوون بودم که این کتاب رو خوندم و یادمه انگار دور سرم یک ابر سیاه بود تا چند روز درگیر این بودم که بفهمم چی شد‌‌. دوست دارم دوباره بخونمش

styshqbdi

۱۴۰۵/۵/۲۴

اولین بار تو ۱۵ سالگی خوندمش و حقیقتا چیزی نفهمیدم ازش ولی یک بار دیگه خوندمش و تازه به عمق فاجعه پی بردم.

Amir Hossein

۱۴۰۵/۵/۲۳

قدرتمندترین اثر ادبی معاصر ایران، با فاصله از هرچیز دیگه‌ای

𝑴𝒊𝒏𝒂

۱۴۰۵/۷/۲

نمیدونم چی بگم. شاید من خوب نخوندمش.

Fatemeh Gilani

۱۴۰۵/۶/۲۲

فوق العاده بود

🦋KetabBazshoo🍒

۱۴۰۵/۶/۱۵

😍🍒محشره

ali23

۱۴۰۵/۶/۷

این رمان کوتاه تاریک، شاهکار صادق هدایت است ، یکم سخت خوان بنظر میرسه ولی اگر حوصله کنین و بخونین، برای بار دوم جذابیتش براتون شکوفا میشه

Sonia

۱۴۰۵/۵/۲۴

فقط نپسندیدم .

Forutana

۱۴۰۵/۵/۲۴

قلم قوی و حس و حال خوب

Rasool69

۱۴۰۵/۵/۲۴

صادق هدایت حرف برای گفتن نمیذاره

خیلی رمز و راز داره و تا مدت ها ذهن آدم و درگیر می‌کنه و چون چند بار خوندمش تاثیر خوبی توی روحیم نداشت . در ارزشمندی این اثر شکی نیست و از خواندنش راضیم اما اگر روحیه حساسی دارید بهتره درگیرش نشید.

Narges

۱۴۰۵/۴/۲۲

هرچقدرم دارک باشه میتونم برای بار هزارم بخونمش