خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

مشتری یقه آخوندی، موقع بیرون رفتن، یکهو برمی‌گردد و می‌گوید: ای سقف آشپزخانه چرا این‌قدر کوتاه است؟ "فرازنده" کم نمی‌آورد و هیکل تپلش را می‌کشاند سمت حاج‌آقا و پنهانی می‌گوید: این آشپزخانه‌های اوپن مال فرهنگ من و شما نیست حاج‌آقا. فشار آرشیتکت‌هاست دیگر. حالا هرچه این سقف بلندتر باشد، دلبازتر می‌شود و نگاه مهمان نامحرم را بیشتر جذب می‌کند. من خواستم خداپیغمبری‌تر باشد، سقف را کوتاه گرفتم -خدا عوضتان بدهد

رهش
تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

عشق به گونه ای شگفت انگیز کمبود خاطرات طولانی را جبران می کند. هرگونه احساس دیگری نیاز به خاطرات گذشته دارد؛ اما عشق با سحر و جادو گذشته ای به وجود می آورد که ما را احاطه می کند. به عبارت دیگر کاری می کند احساس کنیم با فردی که همین اندکی پیش برایمان پاک بیگانه بود، سال ها زیسته ایم.

آدلف
تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

انسان ها از بی تفاوتی رنجیده خاطر میشوند؛ آن را بدخواهی یا تفرعن می پندارند؛ سخت باور می کنند که معاشرت با آن ها کسالت بار است.

آدلف
تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

دوست داشتن زمانی که دیگر دوستتان ندارند بدبختی بزرگی است؛ اما از آن بدتر این است که وقتی شما دیگر احساس عشقی نمی کنید با عشقی شورانگیز دوستتان داشته باشند.

آدلف
تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

طوری حرف می زنی که انگار وجود شر و ظلمت را منکری. حالا مرحتما فکرش را بکن: اگر شر در کار نمی بود، کار خیر شما چه فایده ای می داشت؟ و بدون سایه و ظلمت، دنیا چه شکلی پیدا می کرد؟ مردم و چیز ها سایه دارند. مثلا این سایه ی شمشیر من است. موجودات زنده و درخت ها هم سایه دارند... آیا می خواهید زمین را از همه درخت ها و از همه موجودات پاک کنی تا آرزویت برای دیدار نور مطلق تحقق یابد؟ خیلی احمقی

بزرگ شدن و پخته شدن، یعنی دست کشیدن از توهمِ بی‌نهایت بودنِ امکانات. ما باید بتوانیم عزادارِ آدم‌هایی باشیم که هرگز نشدیم، تا بتوانیم بالاخره با همین کسی که هستیم آشتی کنیم.

حسرت
MMirza@mirzaجمله

.... گفت:یه بار از من پرسیدی اتاق 101 چجور جاییه. من هم بهت گفتم که خودت جوابش رو می دونی. همه می دونن. چیزی توی اتاق 101 هست که از هر چیز دیگه ای توی دنیا وحشتناک تره.

1984
تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

یک دوست قدیمی مثل خانه ای دلباز و راحت است که می توانی در آن مطابق میلت بیتوته کنی.

MMirza@mirzaجمله

تکیه کلام خولین همین بود. همیشه می گفت تا وقتی یک نفر هست که ما را به خاطر می آره، ما وجود داریم و به زندگی ادامه می دیم.

سایه باد
تصویر پروفایل FaFa@fa_readsجمله

لونتال با خود گفت پس لابد این همه آداب و اخلاقیات صرفا واکنش آدمیزاد است به سرشت خویش. اگر به همان سادگی که نفس می کشیم، عشق می ورزیدیم، دیگری نیازی بود به ما دستور بدهند عشق بورز؟ قطعا نه! البته معنیش این نیست که دیگر هیچ کس از عشق بهره ای نداشت. بلکه لازم بودهربار موتور عشقمان خاموش می شد، کسی ما را هل دهد.

برای رژیم‌های توتالیتر کار سختی نیست که مردم را نادان نگه دارند. وقتی به‌خاطر ضرورت‌ها از آزادی‌ات دست می‌کشی، یا به‌خاطر انضباط حزبی، برای تطبیق‌دادن خودت با رژیم، برای عظمت و شکوه میهن یا هر گزینۀ دیگری که به انجام دادن آن مجاب شده‌ای، دیگر از تلاش برای مطالبه حقیقت صرف نظر کنی، آرام‌آرام، قطره‌قطره، زندگی‌ات مثل زمانی که رگ دستت را زده باشی، می‌چکد و هرز می‌رود؛ و تو خودت را از پا درمی‌آوری.

بخت بیدادگر