خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

فقط کافیه شروعش کنی غیر ممکنه عاشقش نشی اما پیشنهاد میکنم قبل از شروع کتاب اول بازی قتل رو بخونید بعد راهنمای کشف قتل و دنباله اون رو

فقط کافیه شروعش کنی غیر ممکنه عاشقش نشی اما پیشنهاد میکنم قبل از شروع کتاب اول بازی قتل رو بخونید بعد راهنمای کشف قتل و دنباله اون رو

مک‌فادن خیلی خوب کاری می‌کنه که تا آخر مدام به شخصیت‌ها و اتفاقات و حتی برداشت خودت شک کنی ریتم تند و پیچش‌های پشت‌سرهمش هم واقعا نمی‌ذاره کتاب رو زمین بذاری بخش D هم از اون کتاباییه که بیشتر از خودِ معما، با فضای خفه‌کننده و بازی با اعتماد و ادراک آدم رو درگیر می‌کنه

بخش دی

نقطه شروع اینکه پیپ از کجا ایده دنبال کردن اون پرونده رو پیش گرفت از همینجا شروع میشه پس اول این کتاب رو از این مجموعه بخونید

بازی قتل

فقط کافیه شروعش کنی،تمام کردنش غیر ممکنه اما پیشنهاد میکنم قبل از شروع کتاب اول بازی قتل رو بخونید بعد راهنمای کشف قتل و دنباله اون رو

مگه میشه از این کتاب ایراد گرفت . عالیه به ساده ترین شکل ممکن سیاست کثیف رو نشون می ده.

قلعه حیوانات

کتاب بدی نبود اما خیلی از روش ها ناقص هستند همچنین توضیحات بیهوده ای هم انجام شده که شاید باعث اسلامپ بشه در کل برای یکبار خواندن خوب هست .

عادت های اتمی

این رئالیسم جادویی من سخت جادو کرده دوستان کتاب بخونید و سریالش را هم ببینید بسیار زیباست، دستور آشپزی ، فلسفه زندگی اشک در غذا و تاثیر بر حال ما، لوبیا سفید در غذا و صداقت ما آدما،این کتاب و بخونید دوستان.

کتابی که برای زنان نوشته شده بود و تقریبا میشه گفت که اقتباسی از دل تاریخ بود

عطاری گمشده

میدونید عزیزان من این کتاب و زندگی کردم و اینگار دوران سربازی خودمو بیان میکرد ، آخر کتاب تلخ بود اما یک پیام مهم برای خواننده داشت و اون این بود که مبادا اسیر روز مرگی بشی و از زنگی واقعی جا بمونی .

میدونید عزیزان من این کتاب و زندگی کردم و اینکار دوران سربازی خودمو بیان میکرد ، آخر کتاب تلخ بود اما یک پیام مهم برای خواننده داشت و اون این بود که مبادا اسیر روز مرگی بشی و از زنگی واقعی جا بمونی .

میدونید عزیزان من این کتاب و زندگی کردم و اینکار دوران سربازی خودمو بیان میکرد ، آخر کتاب تلخ بود اما یک پیام مهم برای خواننده داشت و اون این بود که مبدا اسیر روز مرگی بشی و از زنگی واقعی جا بمونی .

بسیار روان و فصیح بود ، داستان و موضوع آن سراسر از رفتار انسانی در برابر رفتارهای غیر انسانی حرف میزد و بسیار ساده بیان میکرد مسائل را در آن دوران آخر قاجار و ابتدای پهلوی.

داستان جاوید