Amir Zamanifard
@amirzamanifard
کتابخوان، کتاب دوست، کتابفروش
جایگاه کاربر در کتاب بی
نشانها و افتخارها
منتقد جدی
silver۱۰ نظر برای کتابها نوشتی.
عضو فعال
bronzeبه ۳۰۰ امتیاز رسیدی.
منتقد تازهکار
bronze۳ نظر برای کتابها نوشتی.
شروع جدی
bronzeبه ۱۰۰ امتیاز رسیدی.
در حال بارگذاری آمار مطالعه...
لیست مطالعه
کتابی در لیست مطالعه نداره.
کتابهای خواندهشده

هری پاتر و سنگ جادو 1 ویراست دوم
جی کی رولینگ

قول
فریدریش دورنمات

یکی بود یکی نبود
محمد علی جمال زاده

دل سگ
میخائیل بولگاکف

یادداشت های یک دیوانه
نیکلای گوگول

هملت
ویلیام شکسپیر

اتللو
ویلیام شکسپیر

عقاید یک دلقک
هاینریش بل، هانریش بل

کوری
ژوزه ساراماگو

بیست هزار فرسنگ زیر دریا
ژول ورن، ژول رون

در انتظار گودو
ساموئل بکت

لافکادیو
شل سیلوراستاین

بوف کور
صادق هدایت

چرند و پرند
علی اکبر دهخدا

بانوی میزبان
فئودور داستایفسکی

مسخ
فرانتس کافکا

فارنهایت 451
ری بردبری

راشومون
ریونوسوکه آکوتاگاوا

خلوتکده
ژان پل سارتر

مگس ها
ژان پل سارتر

مغازه ی خودکشی
ژان تولی

1984
جورج اورول

مزرعه حیوانات
جورج اورول

ناطور دشت
جی دی سلینجر، جی. دی. سلینجر، جروم دیوید سلینجر

پدرو پارامو
خوان رولفو

نماد گمشده
دن براون

راز داوینچی
دن براون

جزیره ی گنج
رابرت لوییس استیونسون

دکتر جکیل و مسترهاید
رابرت لوییس استیونسون

اتاق قرمز
ادوگاوا رانپو، گلسرن بودایجی اوغلو

مارمولک سیاه
ادوگاوا رانپو

شکار و تاریکی
ادوگاوا رانپو

پرومته در زنجیر
آیسخولوس

نمایشنامه سه خواهر
آنتون چخوف

نمایشنامه دایی وانیا
آنتون چخوف

باغ آلبالو
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف

اتاق شماره 6
آنتون چخوف، آنتوان پاولوویچ چخوف

شازده کوچولو
آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

دادگسترها
آلبر کامو

کالیگولا
آلبر کامو

بوته ی آزمایش
آرتور میلر

سگ شکاری باسکرویل
آرتور کانن دویل

سرباز رنگ پریده
آرتور کانن دویل

شب های روشن
فئودور داستایفسکی، فئودور داستایوسکی، فیودور داستایوسکی
آخرین نظرها و امتیازها

باغ آلبالو آخرین نمایشنامه چخوف عزیز، نمایشگر اضمحلال آدم هاییه که نتونستن خودشون رو با شرایط جدید روزگار وفق بدن و این عدم توانایی نهایتا باعث نابود شدن اونا و چیزهایی میشه که دوست دارن. آدمهایی غرق در گذشته که حتی از مواجه شدن با واقعیت هم ترس و واهمه دارن

تراژدی آدم های عادی. انسانهایی که در زندگی خود هیچ کم ندارند اما هنوز هم خوشبخت نیستند، کسانی که اسیر گذشته هستند و آینده ای را پیش روی خود نمیبینند چون توان آنرا ندارند.

مشهورترین نمایشنامه شکسپیر، ولی الزاما بهترینش نیست، پر از باگ و گاف های نمایشی. البته شخصیت پردازی خیلی خوبی داره ولی در کل خیلی بیشتر از ارزشی که داره بهش بها دادن

یه کتاب جالب علمی تخیلی یه اقتباس باحال از فرانکنشتاین که با حال و هوای روسیه استالینی تلفیق شده

کامو در این کتاب میره سراغ همون مفهوم همیشگی عدالت، جایی که میگه کدوم عدالت ارزش اینو داره که به خاطرش جون انسانی گرفته بشه

آینده تاریک بشر بدون کتاب
آخرین جملهها

«ـ فیرز: و بعضی وقت ها آلبالو خشکه ها را بار گاری میکردند و به مسکو و خارکف میفرستاند. یک عالمه پول! و آلبالو خشکه های آن وقتها، نرم آبدار خوشبو و خوشمزه بود. یک نسخه ای بلد بودند که... ـ رانوسکی: آن نسخه حالا کجاست؟ ـ فیرز: یادشان رفته، هیچکس یادش نیست.»

«توزنباخ:.... ولی من معتقدم که خود زندگی همین جور میماند بازهم سخت اما ر از رمز و شادی خواهد بود. هزار سال بعد هم آدمها آه و ناله میکنند که: این مشغله زندگی چه سخت است! بازهم از مرگ میترسند و به مردن علاقه ای ندارند، درست مثل حالا.»

«وقتی حرف میزد؟ حرف زدن هنوز به این معنی نیست که او آدم شده بود!»

«و اینک آن ساعت تاریکی شب فرا رسیده است که گورستان ها دهان باز کرده خمیازه میکشند و دوزخ با نفس های شومش بر این جهان بلا میدمد هنگامی است که اگر اراده کنم میتوانم خون گرم بنوشم و چنان اعمالی مرتکب شوم که روز از دیدن آنها به لرزه بیفتد»

«و اینک آن ساعت تاریکی شب فرا رسیده است که گورستان ها دهان باز کرده خمیازه میکشند و دوزخ با نفس های شومش بر این جهان بلا میدمد هنگامی است که اگر اراده کنم میتوانم خون گرم بنوشم و چنان اعمالی مرتکب شوم که روز از دیدن آنها به لرزه بیفتد»




