«تنها از طریق بدجنسی می توان به دفع حمله پرداخت. از این روست که مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند، در محاکمه کردن شتاب می کنند. چه توقع دارید؟ طبیعی ترین تصور انسان، اندیشهای که با سادگی به مخیله اش خطور می کند گویی از اعماق فطرتش سرچشمه می گیرد، تصور بی گناهی خویش است.»

جملههای ماندگار کتاب
جملههای ماندگار سقوط
اینجا میتونی جملهها، نقلقولها و بخشهای مهم کتاب سقوط رو ببینی، ذخیره کنی یا با بقیه به اشتراک بذاری.
«« اگر پاانداز ها و دزد ها همیشه و همه جا محکوم شوند، مردم شرافتمند خیال برشان می دارد که همواره و در همه حال بی گناهند.»»
صفحه ۲۹
«دوستی به این سادگی نیست. دشوار به دست می آید و دوام می آورد، اما نصیب آدم که شد، دیگر از آن خلاصی نداریم، ناچاریم با آن کنار بیاییم. مبادا خیال کنید دوستان هرشب به شما تلفن می زنند_ کاری که قاعدتأ باید انجام بدهند تا بدانند آن روز غروب دست بر قضا قصد خودکشی ندارید یا، ساده تر از آن، هم صحبت نمی خواهید، آیا میلیتان می کشد با هم بیرون بروید. اصلا این طور نیست، خاطر جمع باشید موقعی زنگ می زنند که تنها نیستید یا زندگی به کامتان است. اگر پای خودکشی وسط بیاید ترغیبتان هم می کنند چون، به عقیده ی آنان، این را به شخص خودتان مدیونید…»
صفحه ۲۳
«محال است شب از روی پل رد بشوم. با خودم این طور عهد بسته ام. از کجا معلوم، شاید کسی خودش را در آب بیاندازد. از دو حالت خارج نیست؛ یا برای نجاتش اقدام می کنید، که در فصل سرما، چه بسا کار دست خودتان بدهید! یا همان جا به امان خدا رهایش می کنید، و شیرجه های نرفته، گاهی کوفتگی های عجیبی در وجود آدم باقی می گذارد.»
صفحه ۱۴
««همین که چشمم به چهره ای تازه می افتد، ندایی درونی به من هشدار نی دهد. « دست به عصا باش. خطر!» حتی وقتی همدلی زورش بچربد، چهارچشمی مراقبم. »»
صفحه ۱۲
«شیرجه های نرفته گاهی اوقات کوفتگی های عجیبی بجا میگذارد.»
«ما نمیتوانیم بیگناهیِ هیچکس را تأیید کنیم، در حالی که میتوانیم با اطمینان گناهکاریِ همه را تأیید کنیم»
«سانسور هر چیزی را که نهی می کند، به فریاد بلند اعلام می دارد.»
«حقیقت همچون روشنایی چشم را کور می کند. دروغ برعکس، همچون آفتابی که در حال برخواستن است به همه چیز جلوه می بخشد.»
