من اول فیلم باشگاه مشت زنی رو دیدم که فوق العاده بود و بعد تصمیم گرفتم کتابش رو بخونم. انقدر به چاک پالانیک علاقه مند شدم که کتاب رنت رو هم خریدم و واقعا باید بگم اگه از باشگاه مشت زنی خوشتون اومد، هرگز نباید رنت رو از دست بدید. ترجمه خانم سونیا رزمجویی
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
من در واقع نشر ناهید رو خوندم. این کتاب فوق العاده است فقط ممکنه با توصیف های زیادش حوصله مخاطب رو سر ببره. یه مقدار نژاد پرستانه هست اما خط داستانی عالیه. فیلمی که بر اساس این کتاب ساخته شده هم یه شاهکار سینماییه
این ناشر مقدمه ی خیلی خوبی برا کتاب نوشته و خود رمان هم که نیاز به معرفی نداره. واقعا شاهکار ادبی🤍
روح معنوی این کتاب بی نظیره. یکی از سه کتاب برتر مورد علاقه ی من از داستایفسکی هست و چقدر بی پرده و دقیق حالات درونی راوی رو شرح میده...
از این نظر که دیدگاه متفاوتی بهتون میده واقعا خوبه ولی تا وقتی تو خاورمیانه زندگی کنی هرچقدرم دیدگاه کتابو بخوای پیش ببری اونجور که باید برات کار نمیکنه به هر حال. ولی با این حال بنظرم اونقدری ارزش داره که همیشه یه گوشه ای از ذهنتون بمونه تا این دیدگاها رو برای کوچیکترین چیزا بتونین به کار بگیرینش گرچه حتما باید موقع خوندن کتاب یه قلم و کاغذ کنار دستتون باشه😅
کتاب دربارهی چرخهایه که انسانها مدام تکرارش میکنن، میمیرن، از مردهها قهرمان میسازن، گذشته رو مقدس میکنن و دوباره همون خشونت رو از نو شروع میکنن. انگار بختیار علی میپرسه: وقتی نتونیم با گذشتهمون روبهرو بشیم و ازش عبور کنیم، چطور انتظار داریم آیندهمون متفاوت باشه؟ بختیار علی از اون نویسندههاست که واقعا ارزش خوندن داره، هم داستانهاش جذابه، هم پشت این داستانها همیشه حرف و سوال و فلسفه ی جدیای دربارهی انسان، قدرت، مرگ و زندگی هست. اگر تا حالا چیزی از بختیار علی نخوندید، حتما امتحانش کنید.
بادام از یه سوال ساده شروع میکنه: آیا برای انسان بودن، حتما باید احساس کنیم؟ کتاب کمکم نشون میده انسان بودن فقط به شدت احساسات نیست، گاهی انتخاب ما برای دیگری، حتی وقتی چیزی را مثل او احساس نمیکنیم، معنای عمیقتری از انسانیت دارد.
قانون چهارم میگه، همیشه کمتر از حد نیاز صحبت کنید. دو دلیل اصلی این قانون ۱. حفظ ابهام و قدرت: وقتی کمتر حرف میزنی، افراد نمیتونند دست شما رو بخونند. سکوتت، یک هاله مرموز و قدرتمند بهت میده. ۲. جلوگیری از لو رفتن نقطه ضعف: هر چی کلمات بیشتری از دهانت خارج بشه، احتمال اینکه اطلاعات اضافهای بدی یا ناخواسته نقطه ضعفی رو فاش کنی، خیلی بیشتر میشه.
هملت شکسپیر، داستانِ آدمیست که از شدت «فهمیدن» فلج شده. او نه یک قهرمانِ بیکله، بلکه انسانیست که در میان دنیایی از فساد و دروغ، خودش را در هزارتوی تردیدها گم کرده. هملت به ما یادآوری میکند که گاهی بزرگترین دشمن ما، نه اطرافیانمان، بلکه همان پرسشهای بیپایانیست که در ذهنمان میچرخد. داستان هملت، تراژدی آگاهیست، اینکه هرچه عمیقتر باشی، زندگی برایت سختتر میشود. عجیبه که بعد از ۴۰۰ سال، هملت هنوز انقدر برای ما آشناست. او پرترهای از همهی ماست که در دوگانگیهای زندگی گیر کردهایم ، نه میتوانیم کاملا با پلیدیهای دنیا کنار بیاییم و نه توانِ تغییر کامل آن را داریم. هملت فقط یک نمایشنامه دربارهی انتقام نیست، روایتی است از تقابل «منِ درونی» با «دنیایِ بیرون». کسی که میخواهد حقیقت را بگوید اما در میان نمایشهای دیگران، خودش را فراموش میکند. شاهکاری که به جای پاسخ، سوالهای ابدی میسازد.
زیبایی گیلگمش دقیقا در همین شکست نهاییاش نهفته است. او به دنبال اکسیر جاودانگی بود تا مرگ را شکست دهد، اما در نهایت با پذیرش فانی بودن خودش، به آرامش رسید. اینکه بعد از هزاران سال هنوز داریم از او حرف میزنیم، یعنی او به جاودانگی که میخواست رسید، نه با فرار از مرگ، بلکه با به جا گذاشتن اثری که از خودش بزرگتر بود. این واقعیترین داستان دربارهی انسان بودن است.
برای حذف کردن آدمهای سمی، هیچوقت احساس گناه، خجالت و پشیمونی نکنید، فرقی هم نمیکنه از بستگانتون باشه یا کسی که دوسش دارید یا یه آشنای تازه، مجبور نیستید کسی که باعث ناراحتی شما میشه جایی تو زندگیتون داشته باشه.
“We knew there was a chance we might die, yes, but privately we thought we’d be okay. We were anticipating defeat, but also, and at the same time, thinking that we might somehow manage to come through after all. This wasn’t just me; for most of us, especially the younger ones, our hopes outweighed our fears.”
- تو به عنوان یک کارآگاه سه تا چیز کم داری. + مثالا؟! - انگیزه ، مسیر و هدف.
Nothing was done to us—we were simply placed in a complete void, and everyone knows that nothing on earth exerts such pressure on the human soul as a void.
بعضیها میگن خدا خودش هوای آدمها رو داره! ولی خدا اصلا براش مهم نیست!
We get trapped in our own little bubbles, and even though the world is a wide and mysterious place, our bubbles keep us safe from that. To our detriment.
I hated the world that wouldn’t let me apply justice without the certain retaliation of injustice.
آدم ممکنه از حکومت متنفر باشه، ولی هیچوقت این حس رو به کشورش نداره. وطن آدم، وطنشه. همیشه.
فقط یک هنر را باید یاد بگیری و آن هم تحمل است ، تحمل.
داستان یکنواخته و در حقیقت خیلی جذاب نیست نصف ونیمه رها کردم
