عادت می کنیم
We Get Used to It
معرفی کتاب عادت می کنیم
«عادت میکنیم» از زویا پیرزاد رمانی آرام، دقیق و جزئینگر است که زندگی روزمرهی زنی را در میانهی تصمیمهای کوچک اما تعیینکننده دنبال میکند. داستان در فضایی صمیمی و واقعگرا پیش میرود؛ جایی که روابط خانوادگی، تنهاییهای پنهان، دلمشغولیهای ذهنی و فاصلهای که میان خواستن و پذیرفتن شکل میگیرد، کمکم در مرکز توجه قرار میگیرند. پیرزاد با نثری ساده و حسابشده، از دل اتفاقهای بهظاهر معمولی، لایههای عمیقتری از احساس، تردید و تغییر را بیرون میکشد. شخصیت اصلی در مواجهه با آدمهای اطرافش، از خانواده تا محیط کار و روابط عاطفی، مدام میان عادت و انتخاب، ماندن و رفتن، سکوت و گفتن در نوسان است. این رمان بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر حالوهوا، نگاه و ظرافتهای روانی شخصیتها استوار است. اگر به رمانهای ایرانیِ شخصیتمحور، نثر شاعرانه و روایتهای آرام اما تأثیرگذار علاقه دارید، «عادت میکنیم» میتواند انتخابی دقیق و ماندگار باشد.
مشخصات کتاب عادت می کنیم
نسخهها و ترجمههای موجود
جملههای ماندگار
نقلقولهای عادت می کنیم
فعالیت خوانندهها
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
به این کتاب امتیاز بده
ثبت نظر درباره این کتاب
نظر کاربران درباره کتاب عادت می کنیم
۱۴۰۵/۵/۲۴
اولین تجربهم از زویا پیرزاد بود و با توجه به عمده ریویو های اینجا و گودریدز با پیشفرض منفی رفتم سراغش. شروع کتاب برام جذابیتی نداشت تا حدودی روابط بین آرزو و شیرین و صحبتاشون راجع به سهراب برام خاله زنکی و کلیشه ای بود ولی به مرور زمان و با پیش رفتن داستان با شخصیتها بیشتر اشنا شدم و یکسری اتفاقات مثل شمال رفتن شیرین و آرزو شخصیت هارو برام ملموس تر و قابل لمس تر کرد. داستان اتفاق عجیب یا فراز و فرودهای آنچنانی نداره و روزمرگیای یه زن میانسال و چالشهاش از ارتباط با زن یک نسل قبل و یک نسل بعدش رو توصیف میکنه ولی با این حال قلم نویسنده کشش و جذابیت کافی برا نگه داشتن خواننده رو داره. روابط آرزو با ماه منیر و آیه (و ماه منیر و آیه) علیرغم اینکه گاهی اوقات یکم اغراق آمیز و متناقض میشد کماکان قابل درک بود و خصوصا حدود دو فصلی که به وبلاگهای آیه اشاره میشد شخصیت آیه رو خیلی واقعی تر کرد. یک نقدی که دیدم به کتاب میشه فمنیستی (و به طور خیلی عجیبی ضد مرد) خطاب شدنشه که خب مدت زیادی باعث شد نرم سراغ این کتاب و کلا کتب خانوم پیرزاد. به شخصه همچین حسی از کتاب نگرفتم. درسته ک داستان تکراریِ زن مستقل بین مردای گرگ جامعه تا حدودی تو این کتاب هم هست ولی زنهای داستان به هیچ وجه بی عیب و نقص نیستند و حتی گاهی خودخواه و لجباز و دمدمی مزاجن و چرخشهای ناگهانی دارن و حتی دیدگاهشون نسبت به مردها هم متعصبانه و خودخواهانهس و به سرعت عوض میشه (اسپویل!!!!رفتار شیرین بعد تماس آخر کتاب نمونهش) و تو چند تا صحنه حتی رفتارهای خانوم ها در قبال مردها نقد میشه(محسن و آرزو و دستبند طلا) و جدای از اون شخصیت های مرد داستان هم همشون(ولی اکثرا) بد نیستن برای مثال یکی از جذاب ترین و به اصطلاح امن ترین شخصیتهای مردی که من بین کتب ایرانی دیدم شخصیت سهراب بوده پس نمیشه برچسب ضد مرد زد روی کتاب یا لااقل با این شدتی که بیان میشه نمیشه. در کل کتابی نیست ک بشه شاهکار تلقی کرد ولی قطعا ارزش خوندن داره و قطعا اثار دیگه خانوم پیرزاد هم صرفاً بخاطر قلم جذابشون امتحان میکنم.
















