خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

اکثر بخش ها به زبان سادست و درک خوبی از حافظه و خاطره و این که فعالیت ها و احساسات چطور توی مغز پردازش میشن و تفاوت درک ما از واقعیت با خود واقعیت و در کل ما چطور با حواسمون به بیرون ارتباط میگیریم بهمون میده اگه علاقه به این جور موضوعات ندارید کتاب حوصله سربریه ولی اگه دارید و بدونید دیوید ایگلمن کیه قطعا دو سه بار می خونیدش من ترجمه نشر مازیار رو خوندم و تو این موضوعات یکی از بهترین نشر ها و قدیمی ترین ها همین نشره

مغز

برای مثال خواندن این کتاب درنگ نکنید من اگر صد بار هم به عقب برگردم باز این این کتاب رو می‌خوانم تازه عمیق تر هم می‌خوام

این رمان معرفی واقعیت تلخ زندگی انسان ها رو به تصویر می کشد و عمق این داستان بقدری زیاد است که احتمال دارد در آن غرق شوید و اینکه دیگر نمیتوانید به خانه بگردید بسیار غصه بخورید ، مثل دختر خانه مجبور به خودکشی شوید ، و اقا جون که همیشه سنگین برخورد میکرد استخون های شما رو زیر این درد و فشار بشکنه

مرگ آگاهی شاید مهمترین پیام این داستانه ، اینکه تمام لحظات زندگی ، با تمام وجودت زندگی کنی اما با آگاهی از مرگ نباشه ، امکان پذیر نیست. اگر مرگ رو در ناخودآگاهت انکار کنی نتیجه اش یه زندگی سرد و پوچه

کتابی که به نظر من یکی از جذاب ترین داستان های کوتاه داستایوفسکی و قطعا بعد از خواندنش ذهن شما تا مدتی درگیرش خواهد ماند کتاب به مسائلی مانند عشق انتخاب و غرور اشاره داره

نازنین

پایان جذابی داشت ممکنه جزو اون دسته کتاب هایی قرار بگیره که علاقه شما رو به این ژانر دو برابر میکنه

بخش دی

همین امشب داشتم درباره ی این کتاب با دوستم صحبت میکردم شاید برای همین اولین کتابیه که ثبت میکنم. کتاب خیلی زیبا و عمیق به مقوله ی تنهایی میپردازه، البته موضوعات زیادی در این داستان در جریانه اما «تنهایی» به طور مشخص در لا به لای اتفاق های کتاب به چشم میاد. حتی اتفاقی که برای آیدا افتاد

اگر به کتابی با فضای تعلیقی و استعاری که مایه‌های سیاسی داره علاقمندید، خنده‌ی سرخ رو از دست ندید

خنده سرخ

اگر به کتابی با فضای تعلیقی و استعاری که مایه‌های سیاسی داره علاقمندید، خنده‌ی سرخ رو از دست ندید

خنده سرخ

کتاب سخت و سنگینی هست ولی ارزش خوندن داره با فیلم بببنی راحت تر پیش میره بعد میتونیم دوبار کتاب را بخونیم

صد سال تنهایی

هیچ کدام از حیوانات نمیتواند بر روی تخت بخوابد یا مشروب بخورد اما خوک ها میتوانند

کتاب عملا دفتر خاطرات یک قاتل که معلوم نیست کدوم از مطالب راست و کدوم دروغ و توهم از یجایی به بعد اعتماد به خودتونم از دست میدید

آقای ناظم ، بعضی چیز ها را نمیشود گفت . بعضی چیز ها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد ، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عیناً همان تابلوست ، اما آن روح ، آن چیزی که دل شما را میفشارد ، در آن نیست.

چشمهایش

یک داستان جناحی به نسبت متفاوت داره کتاب و اینکه توی ژاپن و فرهنگ ژاپن اتفاق میفته جذاب ترش میکنه.

کسی که پرنده اش از جایی پر بکشد مشکل می‌تواند همان جا بماند در خانه خودش هم غریبه میشود

پرنده من