بلندیهای بادگیر اصلا شبیه انتظاراتم نبود…انتظار من از رمان قرن هجدهمی تا حدودی ناخودآگاه برپایهی رمانهای جین آستین شکل میگیره… مراسم رقص، قراردادهای اجتماعی و آشناییهایی که به عشق و احترام ختم میشه. بلندیهای بادگیر در دورترین فاصله از این انتظارات قرار میگیره. از فضا، دیالوگها، شخصیت ها بگیر تا روند داستانی همه چیز انگار سالها از چیزی که میتونی تصور کنی جلوترن…. پاک بودن، آدم خوبی بودن، درگیر تصمیمات درست بودن رو نمیشه در داستان پیدا کرد…آدم ها در ناقصترین حالت خودشون به لحاظ انسانی عاشق هم هستن یا با هم برخورد دارن…هیتکلیف به هیچ وجه مستر دارسی نیست و با این که گاها درکش میکنیم اما بیشتر اوقات میخوایم سرش داد بزنیم .کاترین شخصیت قابل اتکا و عاقلی نیست، تا آخرش هم یک دختربچهی پیشبینینشده باقی میمونه …
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
رنج بیفایده نیست، اگه آدم ازش چیزی یاد بگیره.
رنج بیفایده نیست، اگه آدم ازش چیزی یاد بگیره.
با داستان زندگی یه نابغه رنج کشیده روبه رویین
پس ادامه میدیم، مثل قایقهایی که برخلاف جریان آب پارو میزنن…
کتاب به خوبی نشون میده چجوری ارزوهای ناکام بازگشت به گذشته پشت مهمونی های تجملاتی پنهون میشه
داستان تو دل داستان اینجا شخصیت ها نه کامل خوبن نه بد عشق و انتقام کینه رو تو یه فضای تاریک و پرشور و سنگین تجربه میکنین
برای تو، هزار بار.
از اون دسته کتاباییه که تا مدتها بعد از تموم شدنش هم ذهنت رو درگیر نگه میداره.
پشیمونی چیزی نیست که بشه توش زندگی کرد
برای انتخاب یه رمان الهامبخش انتخاب خوبیه؛ هرچند پیام های کتاب یکم مستقیم و تکراری .
هم کلیت کتابو دوست داشتم هم پایان بندیشو هم اینکه حس میکنم نقطه قوتش این بود که از وسط ناکجا اباد داستان شروع میشه و هرچی میری جلوتر میفهمی قضیه چیه
یه وقتایی یادمون میره بشر خودش میتونه بدترین و ظالم ترین موجود روی کره زمین باشه.این کتاب بهمون یاداوری میکنه که انسان قادر به چه کارهایه
شايد هانا علاقه اى به او نداشت يا درك نمى كرد كه آن جاى ديگر چگونه بود، اما سيلكا برايش احترام قائل بود. آنهايى كه قربانى جنگ، اسارت يا ستم شده اند، واكنش هاى گوناگونی از خود نشان میدهند وگذشته از اين، مردم ممكن است خود رادر موقعيت انها بگذارند وحدس بزنند خود چه مى كردند، اما تا جاى انها نباشى نمى فهمى.
ما خودکشی رو تضمین میکنیم. اگه نمُردید، پولتون رو پس میدیم.
اگه کاری هست که دلت میخواد انجام بدی، دستدست نکن. فقط انجامش بده. کی از فردای خودش خبر داره؟
ما گاهی اوقات به حال کسانی دلسوزی میکنیم که نه برای خودشان و نه برای دیگران، احساساتی به خرج نمیدهند.
دختر گفت: فرض كن اين آدم رو بگیرن وبكشن. کشیش گفت: كشتن مردى كه میگه "نه”كار خطرناكيه. بعد ازمرگ جسد اون فرد باسرسختى وكله شقى بازهم ادامه مى ده: نه، نه، نه. چطور میشه يه جسد رو خفه كرد؟ هیچ وقت چیزی درباره جاكوموماتئوتى شنيدى؟ بيانكينا گفت: ((يادم نمى آد. كيه؟)) -جسدى كه هیچ كسى به زور نمى تونه بهش بگه خفه شو.
کسانی که با تاریکی رو به رو نمیشوند،هرگز قدر و قیمت نور را نمیفهمند.
درمورد کسانی حرف میزنم که ظاهر خوبی دارند؛اما از درون در حال پوسیدن هستند، کسانی که نه هنوز کاملا ویران شده اند و نه دیگر رنگ و بوی خوشحالی و خوشبختی را میشناسند و در حالتی مبهم سرگرداناند.
