خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

هر چقدر هم که تلاش کنیم، نمی‌تونیم کارهایی رو که توی دوران زندگی انجام دادیم تغییر بدیم.

اگر در زمان گذشته مسیر متفاوتی رو انتخاب کرده بودین، حالا زندگی های دیگه‌ای رو تجربه می‌کردین.

اگر من با یقین به تباه کردن نعمت هایی که به من داده شده بود از دنیا بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد، آن وقت چه؟

شکنجه‌گران و شکنجه‌دیدگان چگونه می‌توانند در یک سرزمین کنار هم زندگی کنند؟ چگونه می‌توان جراحات کشوری را التیام بخشید که سخت از سرکوب آسیب دیده و ترس از بی‌پرده سخن گفتن بر همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ آن‌گاه که دروغگویی به عادت تبدیل شده، چگونه می‌توان به حقیقت دست یافت؟ چگونه می‌توانیم گذشته را زنده نگه داریم، بی‌آن‌که اسیر آن باشیم؟ و چگونه آن را به فراموشی بسپاریم، بی‌آن‌که بیم تکرارش درآینده وجود داشته باشد؟

اگر نقابی که بر چهره داریم سرانجام با چهرهٔ خودمان یکی شود، حقیقت را چگونه بیان خواهیم کرد؟ خاطرهٔ چگونه فریبمان می‌دهد، نجاتمان می‌دهد و هدایتمان می‌کند؟ چگونه می‌توانیم معصوم بمانیم وقتی طعم پلیدی را چشیده‌ایم؟

به نظرم، نباید قضاوت کنم که کی به کمکم احتیاج داره و کی نداره، نیازی نیست برام برقصن یا آواز بخونن که بهم ثابت بشه واقعاً نیاز دارن. همین که وقتی نیاز داری، از کسی کمک بخوای، از نظر من کافیه.

«چقدر اندک می‌دانیم از آنچه در دل دیگران می‌گذرد؛ نزدیک‌ترین آدم‌ها می‌توانند بیگانه‌ترین دشمنان ما باشند و دشمنی که از او می‌ترسیم، گاهی تنها کسی است که حقیقت را به ما می‌گوید.»

لیر شاه

در این جهان، انسان برهنه و بی‌پناه به دنیا می‌آید و سرانجام نیز چیزی جز همان انسان برهنه باقی نمی‌ماند؛ هرچه میان این دو است، غرور و توهم است.»

لیر شاه

آدمی تا زمانی که قدرت دارد، خود را مرکز جهان می‌پندارد؛ اما کافی است تاج از سرش برداشته شود تا بفهمد در برابر طبیعت و مرگ، هیچ تفاوتی با فقیرترین مرد ندارد.»

لیر شاه