این کتاب و جلد اولش به آدم کمک کنه که در لحظه زندگی کنه
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
دوستش داشتم،خیلی ازش یاد گرفتم،خیلی بهم کمک کرد.
کلا با مطالعه کتب یالوم انرژی میگیرم و این کتابش رو هم دوست داشتم از نشر قطره خوندمش
کتابی بود که وقتی میخوندمش درد و رنج شخصیت ها رو تحمل میکردم باهاشون اصلا انگار دارم تو زمان اونها زندگی میکنم
بعضی کتابها رو که تموم میکنی، همون لحظه میدونی چه نظری دربارهشون داری. بعضیها اما باید یه گوشهای از ذهنت بمونن؛ چند روز بگذره، اتفاقی به یک جمله یا یک صحنهشون فکر کنی و تازه بفهمی چرا اینقدر درگیرت کردهاند. فکر میکنم «سعادت زناشویی» برای من از دستهی دومه. هنوز دربارهی پایانش نظر قطعی ندارم. نه اینکه پایانش ناراحتم کرده باشه؛ اتفاقاً کتاب برای من تلخ و ناگوار نبود. بیشتر شبیه دیدن یک واقعیت بود؛ واقعیتی که شاید چندان رمانتیک نباشه، اما صادقانهست. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که تولستوی عشق رو فقط در لحظههای پرشور و قشنگش نگه نمیداره. میذاره عشق وارد زندگی بشه؛ وارد روزمرگی، ازدواج، خانواده، عادت و گذر زمان. و بعد نشونمون میده که آدمها همون آدمهای روز اول نمیمونن و شاید سختترین بخش یک رابطه، نه عاشق شدن، که فهمیدنِ آدمی باشه که کنارته و فهمیدنِ خودت در طول این سالها. برای همین، «سعادت زناشویی» برای من خیلی ملموستر از «مرگ ایوان ایلیچ» بود. «مرگ ایوان ایلیچ» من رو به فکر مرگ و معنای زندگی انداخت، اما این یکی بیشتر من رو برد سمت خودِ زندگی؛ سمت رابطههایی که قرار نیست همیشه شبیه روزهای اولشون بمونن، آدمهایی که تغییر میکنن و احساساتی که شکلشون عوض میشه، بدون اینکه الزاماً تمام چیزی که بین دو نفر بوده، دروغ یا بیارزش شده باشه. شاید عجیب باشه، ولی با اینکه کتاب دربارهی «سعادت» حرف میزنه، من بیشتر از خوشبختی، دربارهی واقعی بودن فکر کردم. اینکه شاید یک رابطهی واقعی قرار نیست همیشه هیجانانگیز باشه. قرار نیست همیشه همدیگه رو کامل بفهمیم. قرار نیست عشق همیشه همون شکلی بمونه که روز اول بوده. و شاید پذیرفتن همین تغییرات، خودش بخشی از بزرگ شدن آدمهاست. نمیدونم هنوز دقیقاً چه برداشتی از پایان دارم. باید بذارم کتاب کمی توی ذهنم بماند. ولی دربارهی یک چیز مطمئنم: من این کتاب رو خیلی دوست داشتم. شاید حتی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم. ۱۰ از ۱۰.
چقدر بهم انرژی داد و باهاش خندیدم
من از نشر شمشاد خوندم و بسیار دوستش داشتم.به پیشنهاد کتاب فروش خریدم و بسیار راضی بودم از خریدم
اگه به مولانا علاقه دارین برین سراغش
از نشر چشمه خوندم ترجمه روان و عالی بود. پسری که با به دنیا اومدنش خانوادهش رو خوشحال کرد و مردم رو از مرگ نجات داد اما.....
بسیار کتاب خوبی بود
کتابی که هر صفحهش به مخاطبش میگه از نقطه امنت فاصله بگیر و اجازه نده نقطه امنت کنترلت کنه
از نشر نسل نو اندیش خوندمش و بسیار کتاب تاثیر گذاری بود و خیلی بهم کمک کرد
کتابی که خیلی میتونه به رشد فردی کمک منه و البته نمونه بارز استفاده از بیاستفادهترین بخشهای کشور برای گرفتن بهترین نتیجه
رمانی جنایی و زیبا که آخرش شگفت زده میشی
اولین اثری که از هوور خوندم و دوسش داشتم و با این اثر جذب قلمش شدم
به نظرم بسیار زیبا و خواندنی بود اونم بعد از جلد اولش که خیلی خذاب بود حس میکنم ا یکی جذابتر بود
داستانی جذاب،پرکشش،و با ژانر جنایی و بسیار روان.رمانی که صفحات آخرش مخاطب رو دچار شگفتی میکنه
من دوسش داشتم کتابی که شخصیتاش در لحظه زندگی کردن رو یادم دادن
عاشقانه ای غمگین و روان
کوتاه،زیبا و جالب
