خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

این کتاب یکی از مورد علاقه‌های منه😍😍 شمارو انقدر رییز و سوسکی تو خماری میذاره که لحظه آخر یهو از اتفاقاتی که میفته شوکه میشید 👏🏻👏🏻 همچنین روند داستان بسی جذاب طور پیش میره که به خودتون میاید و میبینید غرق کتاب شدید و دارید به آخراش میرسید❤️

کتاب طوری بود که نمیشد داستان رو رها کرد و چند روز کنار گذاشت، انگار هر لحظه که ازش دور میشدی فکرت درگیر بود و نیاز داشتی برگردی بخونی و بدونی خب بقیه ماجرا چی شد و به کجا رسید

1984

برای سرگرمی خوندنش بد نیست ولی به معنای واقعی کلمه از خوندنش لذت نبردم، از همون اول، متن شامل توضیحات اضافه و بیهودست که حوصله آدمو سر میبره و مجبور میشی نخونده هی بری خط بعدی.

بادیگارد

این بهترین کتابی بود‌مه تا الان خوندم و فکر نکنم رو دستش هم بیاد

Never Lie

دنیای سوفی برای من فقط یک کتاب فلسفی نبود وقتی می‌خوندمش تقریبا هم‌سن خود سوفی بودم و شاید برای همین سوال‌ها و حیرت‌هایش این‌قدر به من نزدیک بودن کتابی بود که بیشتر از اینکه جواب بده هنر پرسیدن و دوباره نگاه‌کردن به جهان را یادم داد

دنیای سوفی

فضای تاریک و دانشگاهی متفاوتش همراه با فشار روانی و رقابت بین شخصیت‌هاش حس عجیبی از اضطراب و کنجکاوی داره

خدمتکار برای من بیشتر از غافلگیری‌هاش درباره‌ی فریب ظاهر آدم‌هاست مک‌فادن خیلی هوشمندانه کاری می‌کنه که قضاوتت درباره‌ی قربانی و مقصر درست همونجایی که مطمئن شدی خراب شه

خدمتکار‮

هر بار که فکر می‌کنی حقیقت رو فهمیدی، داستان از زاویه‌‌ی دیگه‌ای غافلگیرت می‌کنه

مزاحم نشوید

«نسل‌هایی که به صد سال تنهایی محکوم شده‌اند، فرصت دوباره‌ای روی زمین نخواهند داشت.» باتوجه به نشر جمله فرق داره

صد سال تنهایی

فقط کافیه شروعش کنی غیر ممکنه عاشقش نشی اما پیشنهاد میکنم قبل از شروع کتاب اول بازی قتل رو بخونید بعد راهنمای کشف قتل و دنباله اون رو

فقط کافیه شروعش کنی غیر ممکنه عاشقش نشی اما پیشنهاد میکنم قبل از شروع کتاب اول بازی قتل رو بخونید بعد راهنمای کشف قتل و دنباله اون رو

مک‌فادن خیلی خوب کاری می‌کنه که تا آخر مدام به شخصیت‌ها و اتفاقات و حتی برداشت خودت شک کنی ریتم تند و پیچش‌های پشت‌سرهمش هم واقعا نمی‌ذاره کتاب رو زمین بذاری بخش D هم از اون کتاباییه که بیشتر از خودِ معما، با فضای خفه‌کننده و بازی با اعتماد و ادراک آدم رو درگیر می‌کنه

بخش دی

«خودم را از چشم دیگران پنهان می‌کردم و به شوخی پناه می‌بردم.»

زوال بشری