خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

ویکتور هوگو توی این کتاب مشخصا و بی‌رودروایسی با تعابیر ادبی به انتقاد از اعدام و قوانین و قضاوت‌های فرانسه قرن ۱۹ و همچنین نگاه غیر انسانی جامعه به مجرمین پرداخته ... به خاطر همین یه جورایی داستان خاصی رو دنبال نمیکنه؛ برای من بیشتر شبیه به بیانیه‌ی آدمی در آستانه‌ی اعدام بود که بخواد به زور دل بقیه‌رو بسوزونه و بگه خیلی بدید که منو میکشید، انگار جز ناراحتی از حکمش هیچ مساله‌ای با جنایتی که انجام داده نداره و حتی وقت نداره عذاب وجدان بگیره، به خاطر همین زاویه‌ی دید به نظرم کمی مغرضانه میومد. هرچند اصل مهم بیان کردن همین موضوعاته و توی اون زمان خیلی حائز اهمیت و ارزشمنده، ولی دنبال خوندن اثری در قدو‌قواره‌ی بینوایان نباشین.

سطر به سطر ازین تمسخر لذت بردم. مرور مفاهیمی که قرار بود عمیق و سازنده باشن و انقدر دستمایه‌ی سوءاستفاده شدن. به نظرم در واقعیت هم ما آدما همینقدر بازیچه‌‌ایم ...

مردی با کبوتر

با راوی «شب‌های روشن» عجیب همذات‌پنداری کردم؛ انگار داستایوفسکی بخشی از تنهایی و خیال‌های منو نوشته بود.

شب های روشن

اصلا خوشم نیومد ازش مخصوصا دختر داستان که خیلی تو مخ بود ولی خوب حس از دست دادن و سوگ خوب نشون داد

کتاب خیلییی قشنگیههه جلد دومش هم قشنگه مخصوصا دیدن متیو و روفوس و اون برخورد کوتاهشون، از قشنگ‌ترین قسمت‌های کتاب بود؛ انگار یه تکه از گذشته دوباره زنده شد. 🥹📖

فکر نمی‌کردم یه کتاب به این کوتاهی بتونه این‌قدر منو غافلگیر کنه. پایانش واقعاً شوکه‌کننده بود؛ از اون پایان‌هایی که بعد از بستن کتاب، هنوز ذهنت درگیرشه. واقعاً نمی‌دونم باید بگم از پایانش لذت بردم یا ازش شوکه شدم! 🫠📖

برخلاف کلی تعریف و ...این کتاب خیلی جاهاش اصلا واقعی نیست و حدسیات نویسنده ست

سینوهه

فوق العاده بود بنظرم ، فیلمش هم خوب بود

اتاق