«و با احساسات نمیشد جروبحث کرد، چون زنها در آن استادند و مردها نوآموزانی خشن.»
صفحه ۲۷
The Sense of an Ending
«درک یک پایان» رمانی کوتاه، دقیق و آرامنشدنی از جولین بارنز است که با لحنی صمیمی اما حسابشده، حافظه، پشیمانی و تردید را به مرکز روایت میآورد. داستان درباره مردی میانسال است که در مواجهه با گذشتهاش، ناچار میشود بار دیگر به دوستیهای جوانی، انتخابهای قدیمی و برداشتهایی که سالها آنها را قطعی میدانست، نگاه کند. فضای کتاب بیشتر در ذهن راوی شکل میگیرد؛ جایی که خاطرهها کامل و بینقص نیستند و هرچه بیشتر به گذشته نزدیک میشویم، تصویرها مبهمتر و پیچیدهتر میشوند. بارنز با نثری سنجیده، از رابطهها، غرور، حسرت و فاصلهای که زمان میان آدمها میاندازد، تصویری میسازد که هم شخصی است و هم جهانشمول. اگر به رمانهای تأملبرانگیز و شخصیتمحور علاقه دارید، «درک یک پایان» انتخابی مناسب است. این کتاب بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر درونیات آدمها و نگاهی که به زندگی و گذشته دارند تکیه میکند؛ روایتی کوتاه اما اثرگذار درباره اینکه آیا واقعاً میتوانیم آنچه گذشته را درست درک کنیم یا نه.
جملههای ماندگار
«و با احساسات نمیشد جروبحث کرد، چون زنها در آن استادند و مردها نوآموزانی خشن.»
صفحه ۲۷
۰ نفر این کتاب رو توی لیست مطالعه دارن
۱۴۰۵/۵/۲۴
کتاب بدی نیست ولی به دلیل سانسور ممکن در حین خوانش کتاب گیج بشید و طوالات زیادی براتون به وجود بیاد.
۱۴۰۵/۵/۲۳
شیوهی روایی کتاب، فلشبک (بازگشت به گذشته) که از شیوههای رایج در رمان و داستاننویسی، به شمار میآید. شخصیت اصلی داستان این احساس را به خواننده میدهد که بیشترین هدفش از سیر در گذشته قانع کردن خود است. در تلاش است دوبارهتر زندگی خود را بشکافد زیرا به گمان او بسیار با تصاویری که او در ذهن دارد متفاوت است. در یک خط میتوان گفت حکایت یک رقابت است. رقابتی عاطفی میان دو همکلاسی. داستان اما با دوستی چهارنوجوان و دغدغهها و تفاوتهایشان پیش میرود تا فاصله گرفتنهایشان و رفتن پی زندگیهای شخصی. راوی اصلی تونی است. یکی از چهار نوجوان. او فردی است که چندان غرق حوادث و بهخاطرسپری دقیق گفتگوها نیست و داستان را با خاطراتی پراکنده و نامنظم پیش میبرد. در گفتن خاطره از گذشته همیشه نقایصی دارد. در واقع هنگام بازگو کردن، گذشته را زیر سؤال میبرد، در واقع چینش رویدادها و خاطرهها را، در کنار هم داردو