خانه کتاب بی
3

fatemenouri

@fetemenouri

خواننده جدی

جایگاه کاربر در کتاب بی

سطح فعلی
سطح 3 · خواننده جدی
3
343 امتیازتا سطح بعدی: 2157
نشان‌های تازه
📖عضو فعال👥اهل گفت‌وگو✨شروع جدی
2
نظرها
5
جمله‌ها
3
حلقه‌ها
343
امتیاز
3
سطح
3
نشان‌ها

نشان‌ها و افتخارها

📖

عضو فعال

bronze

به ۳۰۰ امتیاز رسیدی.

👥

اهل گفت‌وگو

bronze

وارد اولین حلقه کتاب‌خوانی شدی.

✨

شروع جدی

bronze

به ۱۰۰ امتیاز رسیدی.

حلقه‌های کتاب‌خوانی

در حال بارگذاری آمار مطالعه...

لیست مطالعه

کتاب‌های خوانده‌شده

جلد کتاب Friends: دوستان

Friends: دوستان

نویسنده نامشخص

بدون امتیاز
جلد کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

آنتوان دو سنت اگزوپری، آنتوان دوسنت اگزوپری، آنتوانت دوسنت اگزوپری

بدون امتیاز
جلد کتاب بامداد خمار

بامداد خمار

فتانه حاج سیدجوادی

بدون امتیاز
جلد کتاب برباد رفته

برباد رفته

مارگارت میچل

بدون امتیاز
جلد کتاب فروشی گمشده

فروشی گمشده

ایوی وودز

بدون امتیاز
جلد کتاب انتقام: 11 داستان سیاه

انتقام: 11 داستان سیاه

یوکو اوگاوا

بدون امتیاز
جلد کتاب 48 قانون قدرت

48 قانون قدرت

رابرت گرین، ویوست الفرز

بدون امتیاز
جلد کتاب می خواهم بمیرم ولی باز هم هوس دوکبوکی کرده ام 2

می خواهم بمیرم ولی باز هم هوس دوکبوکی کرده ام 2

بک سه هی

بدون امتیاز
جلد کتاب می خواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کرده ام

می خواهم بمیرم ولی هوس دوکبوکی کرده ام

بک سهی، بک سی هی

بدون امتیاز
جلد کتاب سرگذشت ندیمه

سرگذشت ندیمه

مارگارت آتوود

بدون امتیاز
جلد کتاب به امید دل بستم

به امید دل بستم

لنکالی

بدون امتیاز
جلد کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

پائولو کوئیلو، پائولو کوییلو، پائولو کوئلیو

بدون امتیاز
جلد کتاب مادام بوواری

مادام بوواری

گوستاو فلوبر

بدون امتیاز
جلد کتاب سال بلوا

سال بلوا

عباس معروفی

بدون امتیاز
جلد کتاب اسرار روانشناسی تاریک

اسرار روانشناسی تاریک

ریچارد کمپبل

بدون امتیاز
جلد کتاب محکم در آغوشم بگیر

محکم در آغوشم بگیر

سو جانسن

بدون امتیاز
جلد کتاب نقشه هایی برای گم شدن

نقشه هایی برای گم شدن

ربکا سولنیت

بدون امتیاز
جلد کتاب کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

پائولو کوئیلو

بدون امتیاز
جلد کتاب سقوط

سقوط

آلبر کامو، تی جی نیومن، تی. جی نیومن

بدون امتیاز
جلد کتاب اضطراب موقعیت

اضطراب موقعیت

آلن دو باتن

بدون امتیاز
جلد کتاب جزء از کل

جزء از کل

استیو تولتز

بدون امتیاز
جلد کتاب ابله

ابله

فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فیودور داستایوسکی، فئودور داستایوسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب ماده ی تاریک

ماده ی تاریک

بلیک کراوچ

بدون امتیاز
جلد کتاب مغازه خودکشی

مغازه خودکشی

ژان تولی، ژان توله

بدون امتیاز
جلد کتاب همه چیز به فنا رفته

همه چیز به فنا رفته

مارک منسن

بدون امتیاز
جلد کتاب دل سگ

دل سگ

میخائیل بولگاکف

بدون امتیاز
جلد کتاب قمارباز

قمارباز

فئودور داستایفسکی، فیودور داستایفسکی، فئودور داستایوفسکی

بدون امتیاز
جلد کتاب نجواگر

نجواگر

الکس نورث، دوناتو کاریزی

بدون امتیاز
جلد کتاب تکه هایی از یک کل منسجم

تکه هایی از یک کل منسجم

پونه مقیمی

بدون امتیاز
جلد کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون

سینوهه پزشک مخصوص فرعون

میکا والتاری

بدون امتیاز
جلد کتاب تختخوابت را مرتب کن

تختخوابت را مرتب کن

ویلیام اچ مک ریون

بدون امتیاز
جلد کتاب موش ها و آدم ها

موش ها و آدم ها

جان اشتاین بک، جان استاین بک

بدون امتیاز
جلد کتاب نیمه تاریک وجود

نیمه تاریک وجود

دبی فورد

بدون امتیاز
جلد کتاب دختری که رهایش کردی

دختری که رهایش کردی

جوجو مویز

بدون امتیاز
جلد کتاب مغازه ی جادویی

مغازه ی جادویی

جیمز دوتی

بدون امتیاز
جلد کتاب آدمهای سمی

آدمهای سمی

لیلیان گلاس

بدون امتیاز
جلد کتاب هنر ظریف بی خیال بودن

هنر ظریف بی خیال بودن

مارک مانسون

بدون امتیاز
جلد کتاب بادام

بادام

وون پیونگ سون، ون پیونگ سون، سون وون پیونگ

بدون امتیاز
جلد کتاب کتابخانه نیمه شب

کتابخانه نیمه شب

مت هیگ

بدون امتیاز
جلد کتاب سندروم دختر خوب

سندروم دختر خوب

بورلی انگل

بدون امتیاز
جلد کتاب عادت های اتمی

عادت های اتمی

جیمز کلیر، جیمز کلییر

بدون امتیاز
جلد کتاب بیگانه

بیگانه

آلبر کامو

بدون امتیاز

آخرین نظرها و امتیازها

آخرین جمله‌ها

جلد کتاب انتقام: 11 داستان سیاه
انتقام: 11 داستان سیاه

«روز ها می نشستم و فاسد شدن کیک توت فرنگی را نگاه می کردم،اول خامه رویش قهوه ای و بعد تکه تکه شد.بعد روی سلفون دورش لکه های چربی ظاهر شد.سپس توت فرنگی هایش خشک و مثل سر نوزادی نارس،چروکیده و کج شدند. خود کیک اسفنجی هم خشک و سپس کم کم خرد شد. آخر سر هم لایه ای کپک روی کیک ظاهر شد. به همسرم گفتم:کپک هم خیلی قشنگ است...»

جلد کتاب فروشی گمشده
فروشی گمشده

«انگار به طور خاص مردان به جنگ نیاز دارند تا معنای آنچه را که از قبل دارند،بیابند. تااین نوسان شدید را در آستانه از دست دادن همه چیز،قبل از بیدار شدن و عقب نشینی از لبه پرتگاه احساس کنند.»

جلد کتاب مغازه خودکشی
مغازه خودکشی

«مشکل اینه که مردم به قدری تنهان که حتی وقتی این موجودات زهردار روهم به اون ها می فروشیم ،باز جذبشون میشن! عجیب اینکه این موجودات هم همون حس رو دارند و نیششون نمی زنند...»

جلد کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد
ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد

«نخستین دلیل وی ،یکنواختی زندگی بود. می دید جوانی اش بی تب و تاب می گذردو راهی به جز افول در پیش روی نخواهد داشت و پیری هم نشانه های حتمی غیر قابل برگشت خود را دارد،بیماری آغاز می شود،دوستان از دست می روند و با ادامه ی زندگی سرانجام چیزی ،به جز تحمل درد افزون تر ،عایدش نمی شود. دلیل دیگر با بار فلسفی همراه بود .او،مطالعه می کرد،روزنامه هارا می خواند،برنامه های تلویزیون را می دید و از آنچه در پیرامون وی در جهان می گذشت آگاه می شد،می اندیشید که همه چیز ناروا و در هاله ای از اشتباه فرورفته است و خود نقشی در پرداخت و تصحیح ناروا ها و اشتباهات ندارد.بدین سان،خود را کوچک و کوچکتر می دید و به احساس دردناک ناتوانی واقعی دست می یافت...»

جلد کتاب Friends: دوستان
Friends: دوستان

«فکر کنم آدم باید واقعا تمام رویاهایش به حقیقت بدل شوند تا بفهمد آن ها رویاهای اشتباهی بودند...»

نویسنده‌های دنبال‌شده

کسی رو دنبال نکرده.