شجاعت یعنی زمانی که آستینهایتان را بالا میزنید و کاری برای خودتان انجام میدهید. شجاعت یعنی زمانی که دست از بهانهتراشی میکشید، زمانی که دست از شکایت کردن و التماس برای احقاق حق خود برمیدارید. شجاعت یعنی دیگر از دیگران برای منصف بودن در حقتان توقعی ندارید؛ مخصوصا بعد از مدتها که با رفتارهای غیر منصفانه آنها کنار آمدید. حال وقت آن رسیده که خودتان هوای خودتان را داشته باشید و لازمه این کار شجاعت است.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
جمله کتاب هایی که پس از اتمامش حس میکنم داخل یک چاه عمیق از افکار فرو رفتم.
حقیقتا برای شروع مطالعه ژانر مربوطه خوبه ولی فقط برای شروع.
اشک های بسیار ازان این کتاب...
پیشنهاد من این هست که اگر امکانش فراهم باشه نسخه انگلیسی کتاب مطالعه بشه. داستان بسیار زیباتر از سریال اقتباسی ساخته شده است و فصل یک سریال طبق این کتاب ساخته شده، ژانر دیستوپیایی همیشه شگفت زدم میکنه.
اگر دنیا های خلق شده توسط شکسپیر برای شما جذاب بوده قطعا جذبتون میکنه و اگر تا به حال از شکسپیر نخواندین و نمیدونین و تردید دارین که چطور شروع کنین ، نقطه خوبی برای شروع هست.
به عنوان یک کتاب روانشناسی بهم معرفی شده بود اما چندی از شروعش نگذشته بود که نظرم رو کاملا عوض کرد و داستانی قوی از خاطرات اقای فرانکل برام ساخت.
کتابی که به لطفش وارد دنیای ژانر دیستوپیایی شدم و هرگز نتونستم حتی با گذر چندین سال از این ژانر سیر بشم.
کتابی کوتاه با اثری ماندگار روی قلبم. هرچی بیشتر بنویسم راجبش خراب کردم.
اگر علاقهمند به کتاب ها با نقل قول های ساده ولی تفکر برانگیز هستید ، این کتاب جزو مورد علاقه هاتون میشه:) ، هدیهی خداحافظی ای بود از طرف آشنایی برای طول پرواز با هواپیما ، پیشنهاد میکنم.
اگر مثل من اول فیلم شاینینگ رو دیده باشین بهتر هست که بدونین این کتاب و فیلمش باهم تفاوت های زیادی دارند هرچند هردو برای من به یاد ماندنی و هیجان انگیز بودند.
در کتابخانه نیمه شب جهان های موازی ترسیم میشن که قدرت زیستن چندین باره رو تنها با یک بار تولد به انسان میده.فرصت های بی شماری که به هرکدوم از ما داده شدن و تلاش برای رهایی از احساس ناکافی بودن به زیبایی در این کتاب به همه ما گوش زد میشه.این کتاب قطعا ارزش چندین بار خوندن رو داره. وپتانسیل ساخت فیلم رو هم داره.
ازلحاظ قدرت نویسندگی وفضاسازی داستان درسطح بسیاربالایی قرار داره،اونقدر که بعد از خوندنش تا ۳ روز به شدت درگیر فضای داستان بودم.اما حس تیرگی وپوچی که داستان منتقل میکنه فطعا خوشایند هر خواننده ای نیست.
آثار کامو به دلیل مدل "پوچی" که به تصویر می کشه برای من همیشه جذاب بوده، این نمایشنامه از کامو داستان امپراطور خونخواریه که وقتی دچار بحران میشه، از قدرتش استفاده می کنه و خشونت، تحقیر و رفتارهای غیرانسانی رو به عنوان واکنش هایی در برابر بی معنایی که حس می کنه انجام میده. این نمایشنامه باعث میشه به این فکر کنیم قدرت ، آزادی کامل، پوچی زندگی و ... تا کجا پیش میره و انسان وقتی به این ها پی می بره همچنان می تونه انسانی و اخلاقی زندگی کنه یا نه؟
"باغ آلبالو" داستان از دست رفتن یک باغ قشنگ خانوادگی پر از آلبالوئه... دل کندنی به اجبار که برای تک تک اعضای خانواده سخت و تلخه. از دست رفتن این باغ فقط خداحافظی با یک ملک نیست بلکه از دست رفتن نشونه هاییه که اعضای اون خانواده رو به لحظه ای از گذشتشون، هویتشون و خاطراتشون پیوند می زنه...
کتابی که انسانِ امروز بهش نیاز داره. از کتابهای فوق العاده زندگیم ممنونم ازت حامد جانم
پوچ نه در انسان وجود دارد نه در دنیا و تنها با حضور مشترک آن هاست که قابل درک می گردد.
آن روز اولین باری بود که فکر می کردم من هم در زندگی نقشی ایفا می کنم. کسانی بودند که به من نیاز داشتند. کسانی که مرده اند و کسانی که هنوز زنده اند. آیا کسی می تواند جای مرا پر کند؟ جای مرا، فکرم را، دلواپسی هایم را، دلبستگی هایم را، عشق هایم را؟
عیب کار این است که دیگر بخت یارم نیست. ولی از کجا معلوم؟ شاید امروز باشد. هرروز برای خودش یک روز تازه است. البته چه بهتر که بخت با آدم یار باشد اما من بیشتر دلم می خواهد کارم درست و کامل باشد. آن وقت اگر بخت به سراغت بیاید آمادگی اش را داری.
پرسش هایی که نمی توان به آن ها پاسخ داد، درست همان چیزی است که محدودیت های امکانات بسری را نشان می دهد و مرزهای هستی ما را تعیین می کند.
