خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

واقعه ی هولناک یک زندگی را می توان به کمک استعاره ی سنگینی توضیح داد. می گویند بار سنگینی بر دوش داریم و این بار را حمل می کنیم، خواه قدرت تحمل آن را داشته باشیم و خواه نداشته باشیم.

بار هستی

در خوشبختی نوعی انکار خشن واقعیت را می دیدم. به مردم می نگریستم و مبهوت بودم که چرا متوجه بی مفهومی زندگی نمی شوند.

ما با دست خودمان سرنوشتی می بافیم تا از اضطراب ناشی از این واقعیت که هر حکمتی در زندگیمان هرچند اندک، ساخته ی خود ماست، نجات پیدا کنیم و فراموش می کنیم که طوماری و طبعا سرنوشت از پیش مقدر شده ای وجود ندارد.

تصویر پروفایل SinaSina@sinasdجمله

همیشه مشتاق بمان، همیشه جسارت نادان بودن را داشته باش

استیو جابز
تصویر پروفایل ZhalZhal@zhalنقد

مثل همه کتاب های شل سیلور استاین، فوق العاده ست 🥹 یه داستان شعرگونه فانتزی با روایتی قشنگ ❤️

لافکادیو

اگر ناپاکی جسمی و اخلاقی را از جایی برانیم، خود را به جای دیگر منتقل میکند. باید صبر کرد تا خود این ناپاکی از آنجا پر بکشد.

اتاق شماره 6

فکر می‌کنم این کتاب یکی از سوالاتی که آدم‌ها خیلی درگیرش هستن رو خیلی ساده اما دردناک پاسخ می‌ده…اون سوال اینه که من که سعی کردم درست زندگی کنم٬ لایق این اتفاقات نیستم٬ چرا من ؟ و جواب سادست دلیل خاصی نداره:)

تجربه خیلی جالبی بود خوندن این کتاب…شما رو میبره به عمق جامعه‌ی اون زمان روسیه… لایف‌استایل آدم‌ها٬ ارزش‌هاشون٬ اعتقاداتشون و با اینکه تقریبا از نیمه کتاب میفهمیم که شخصیت اصلی قصدش از کارایی که می‌کند چیه اما خوندنش کسل کننده نمیشه…برای من فضای داستان به شدت مردانه و خالی از زنان و طرز فکرشون بود…نه که زنی نباشه٬ بودن اما بهشون پرداخته نشده بود٬ در پس‌زمینه و بی‌اهمیت بودن….خیلی متفاوت بودن مثلا با زن‌هایی که تو داستان‌های پوشکین بهشون برمی‌خوریم. البته که کتاب کامل نیست و پایان مشخصی نداره اما برای من کتاب قابل توجهی بود.

نفوس مرده

خیلی تجربه جالبی خوندن این کتاب…شما رو میبره به عمق جامعه‌ی اون زمان شوروی… لایف‌استایل آدم‌ها٬ ارزش‌هاشون٬ اعتقاداتشون و با اینکه تقریبا از نیمه کتاب میفهمیم که شخصیت اصلی قصدش از کارایی که می‌کند چیه اما خوندنش کسل کننده نمیشه…برای من فضای داستان به شدت مردانه و خالی از زنان و طرز فکرشون بود…نه که زنی نباشه٬ بودن اما بهشون پرداخته نشده بود٬ در پس‌زمینه و بی‌اهمیت بودن….خیلی متفاوت بودن مثلا از زن‌هایی که تو داستان‌های پوشکین بهشون برمی‌خوریم. البته که کتاب کامل نیست و پایان مشخصی نداره اما برای من کتاب قابل توجهی بود.

نفوس مرده

یکی از بهترین کتاب‌هایی که از موراکامی خوندم و کتابی که باهاش متوجه شدم باید موراکامی رو ترجمه انگلیسیش رو خوند نه فارسی! یکی از متفاوت‌ترین کتاب‌هاش بود برای من .. همیشه شخصیت‌هاش عموما تنهان ولی ما نمیدونیم چرا یا چطور به اینجا رسیدن و اصلا مسئلشون این نیست؛ اما اینجا خود شخصیت اصلی هم به نظر من دنبال دونستن دلیل تنهاییشه …

فکر می‌کنم یکی از بهترین کتاب‌های ایرانی باشه که تابحال خوندم و دوباره هم باید بخونمش … فارغ از داستان٬ فرم نوشتنش برای من خیلی جالب بود و بارها به بقیه پیشنهادش کردم.

سال بلوا

اگر زندان و تيمارستان هست، پس كسى هم بايد درآن ها باشد. شما نباشيد، من نباشم، يك شخص سومى پيدا مى شود. صبر داشته باشيد، زمانى در آینده‌ی دور زندان ها و تيمارستان ها ديكَر وجود خارجى نخواهند داشت، ديگر نه ميله اى رو پنجره ها مى بينيد، نه لباس بيمارستان. مطمئنا چنين زمانه اى دير يا زود مى رسد.

اتاق شماره 6

ولی دکارت سعی داشت از همین نقطه صفر جلو رود.‌به همه چیز شک کرد،و این شک تنها چیزی بود که یقین داشت و در این حال چیزی به فکرش رسید:یک چیز مسلم است و آن شک کردن اوست و وقتی شک میکند،حتما می‌اندیشد،حتما موجودی اندیشمند است یا آن‌گونه که خودش کفت: کوگیتو ارگو سوم. -یعنی؟ می‌اندیشم،پس هستم.

دنیای سوفی

فکر می‌کنم بعضی کتاب‌ها رو باید توی یک برهه‌ی خاص از زندگی خوند. من با خیره به خورشید نگریستن دقیقاً همین حس رو داشتم. خوندنش اصلاً خسته‌کننده نبود برای من. این کتاب جزو اولین انتخاب‌هام برای خوندن نبود؛ ولی الان واقعاً خوشحالم که خوندمش.