دوره کارشناسی ، من واقعا این کتاب رو در قطار میخوندم و به شهر دانشگاهم میرفتم . چیزی که خاطرم هست جالب بود و اون موقع پیشنهاد میدادم
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
داستان جنایی پر از کشش جذابیه و پایان داستان ام قابل پیشبینی نیست ، ارزش خوندن یا شنیدن داره .
هر ده سال شاید بیست سال یه کتابی هست که حرف جدیدی داره که میتونه زندگی هارو عوض کنه با تامل بهش. من قبلا این کتاب رو یکی از دوستان عزیزم که الان ایران نیست و براش خیلی آرزوی موفقیت دارم بهم هدیه داده بود منتهی هر بار اومدم بخونم از وسط هاش رها میشد چون دوسش داشتم میخواستم یکم با ذهن باز تر بخونم تو اون اوضاع بی اینترنتی دیدم داخل طاقچه صوتیشو دارم پس گوش دادم فک میکنم بالای ده مرتبه بین داستان درسی گرفتم که انگار سطل آب یخ رو یهو پاشیده باشن تو صورتم جذاب در عین حال با حرف های تازه نه تکرار مکررات برای هر آدمی با هر ایده لوژی قابل خوندنه وسطای داستان یکم شاید در حد دو سه اتفاق تحمل لازم داره بعد اون خصوصا پایان کار بی نظیر جمع بندی میشه بخونید.
هر ده سال شاید بیست سال یه کتابی هست که حرف جدیدی داره که میتونه زندگی هارو عوض کنه با تامل بهش من قبلا این کتاب رو یکی از دوستان عزیزم که الان ایران نیست و براش خیلی آرزوی موفقیت دارم بهم هدیه داده بود منتهی هر بار اومدم بخونم از وسط هاش رها میشد چون دوسش داشتم میخواستم یکم با ذهن باز تر بخونم تو اون اوضاع بی اینترنتی دیدم داخل طاقچه صوتیشو دارم پس گوش دادم فک میکنم بالای ده مرتبه بین داستان درسی گرفتم که انگار سطل آب یخ رو یهو پاشیده باشن تو صورتم جذاب در عین حال با حرف های تازه نه تکرار مکررات برای هر آدمی با هر ایده لوژی قابل خوندنه وسطای داستان یکم شاید در حد دو سه اتفاق تحمل لازم داره بعد اون خصوصا پایان کار بی نظیر جمع بندی میشه بخونید.
برای من فقط یه کتاب نبود.بیشتر از ۳بار خوندمش و هربار که خوندم لایه های عمیق تری ازش تو ذهنم شکل گرفت و باهاش زندگی کردم
این کتاب یکی از کتاب های مورد علاقمه. باعث میشه به روابط عمیق بین آدم ها بیشتر فکر کنی، به معنای زندگی، به تکرار زندگی، به مفاهیمی فلسفی مثل " بازگشت ابدی" از نیچه، به احساس و درک بدن مند زندگی، به تاریخ و به سیاست.برای من پر از جملات تاثیرگذار بود.
من مفهوم "پوچی" رو با این کتاب درک کردم. البته اگر امکانش رو دارید به زبان اصلی فرانسوی بخونید چون ترجمه های فارسیش از متن و مفهوم اصلی کمی دور میشه و روان نیست.
دنیای سرد، مکانیکی و دیستوپیایی که توش حریم خصوصی معنایی نداره چه شکلیه؟ این کتاب باعث میشه به این سوال فکر کنی.
هر لحظه ی خوندن این کتاب با خودم می گفتم کدوم دروغه و کدوم راست، تا آخرین صفحه ها تو رو توی تعلیق نگه می داره که ببینی بالاخره کدوم چیز رو باید باور کنی.
یه کتاب اجتماعی عالی پر از دردهای روزمره
🙏🏼🙏🏼🙏🏼
من واقعا دوستش داشتم چون هم ایده نویسنده جالب بود و هم داستان پردازی و پایان بندی خوبی داشت.
به نظر من شازده کوچولو یک کتاب نبود؛ یک تجربه بود. هر بار که بزرگتر میشوی، یک لایه از آن را تازه متوجه میشوی. آخرین باری که خواندم، بغض کردم نه برای شازده، بلکه برای خودم که دیگر مثل سابق آسمان را تماشا نمیکنم
به شدت پیشنهاد نمیشه
تضاد بین دوشخصیت تعقل گرا از النور و احساس گرا از ماریان، به زیبایی وجبا جزییات تمام به تصویر کشیده شده.فضای جامعه ی قرن ۱۹ انگلستان با آن قوانین سختگیرانه اش هم به خوبی شرح داده شده.اگر به رمان های کلاسیک با جزییات عمیق مختص به زمان نویسنده و ارتباطات عمیق انسانی و خانوادگی علاقه مند هستید به شدت پیشنهاد میشه.( شخصا عاشق آثار جین آستین هستم.)
آدمی که از بیرون درباره رنج دیگران فلسفه میبافت، وقتی خودش وارد همان اتاق میشود، میفهمد رنج چیزی نیست که بتوان از فاصلهی امن دربارهاش حرف زد.
زمزم! از من به تو نصیحت.. بگو در همان خاکی که جان دادی چالت کنند، چرا که جنازه های کفنپیچ هم برای بازگشت به وطن گذرنامه میخواهند.
طبل های جنگی تازه داشت در آسمان عراق میکوبید،کشوری که هنوز از مشقت جنگ گذشته رهایی نیافته بود؛ اما مادامی که هزینه ها را مادرمردهها میپردازند،سیاست کور و کر سرنوشت مردم را به سخره میگیرد.
ارزش یکبار خوندن رو داره. غربت رو معنا میکنه
ولی آخر این همه رنج برای چیست؟ و ندا جواب میداد: برای هیچ!
