خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

فیلم این اثر رو دیدم و تئاترهای موزیکال معروفی از روش ساخته شده. حتی آهنگش هم معروفه. برای اولین باره که با فیلم و تئاتر جذب یه کتاب میشم. نمی‌دونم کتابشم خوبه یا نه

شبح اپرا

این کتاب لو تقریبا تا آخراش پیش رفتم برای افرادی که دلشون میخواد تا ریشه دربیارن چرا یه نفر یه جرم رو مرتکب میشه مگر به چه چیزهایی فکر کرده مناسبه گاها خیلی موارد ساده هستن. علت ها واقعا پیش پا افتاده هستن و به مرور زمان پررنگ تر میشن. این داستان واقعی است

خصم

اثری کوتاه ولی به شدت شوکه کننده و جذاب از روی این کتاب یه فیلم فرانسوی هم درست شده

سبیل

ترسناکترین قسمت این کتاب این بود که بهت یاداوری میکرد انسان چجوری میتونه همرنگ جماعت بشه و یه کار کثیف که مشخصا کار غیر انسانی محسوب میشه رو چون بقیه هم انجام میدن نرمال ببینه و انجام بده.

لاشه لطیف

من اول سریالش رو دیدم بعد کتاب رو خوندیم که بفهمم آخرش چی میشه ولی وقتی کتاب رو خوندم فهمیدم کتابش یه چیز دیگه است و خیلی با سریالش فرق داره

بامداد خمار

داستان زنی که باتمام سختی های مسیر تلاش کرد که به خواسته هاش برسه واقعا داستان جالبی بود😇

درس های شیمی

گاهی لازمه به خودت یادآوری کنی توی بازی زندگی کارت‌های فاجعه ای دستت افتاده بوده ولی تو فوق‌العاده بودی.

ساعت دل

نمیدانم چرا ولی من هم به این کتاب گارد دارم . چرا ؟ شاید عادت کرده‌ام به ترجمه انسانی اما شاید در ترجمه انگلیسی هم از Ai استفاده بشه و بعدش همون رو بیارن ایران ترجمه کنیم! کار ما هم میشه ترجمه از ترجمه Ai

قصه ی کاهو

عاشق اون اولش هستم که مار کشید ولی کسی نفهمید که مار کشیده.... توصیه میکنم شازده کوچولو رو حتما بخونید.

شازده کوچولو

آمایا گفت: «اینجا خیلی جادوییه وقتی مامانم چنین جاهایی رو می‌دید، شعر یا ترانه‌ای می‌نوشت. فکر کردم که من هم همین کار رو بکنم ولی استعدادش رو ندارم.» گرگ پرسید: «اگه تا حالا انجامش ندادی، از کجا میدونی؟»

به دنبال ماه

+می‌دونی مردم به آدم‌های بیش از اندازه باهوش چی میگن؟ -دیوونه، می‌گن دیوونه. این‌جا کجاست؟ +پناهگاه زیرزمینی، این‌جا جامون امنه. بعضی‌ها به این‌جا می‌گن دیوونه‌خونه!

من انگار هزار سال زندگی کرده‌ام. شاید هم حافظه‌م یه بار پاک شده. من کلیه‌م سالمه، خداروشکر سنگ نمی‌سازه. ذهنمه که مریضه، داستان می‌سازه. باید یه جوری داستان‌ها رو دفع کنم. واسه همینه که می‌نویسم....