داستان دختر شروشیطونی به اسم اسکارلت که در برابر سختیها و عجایب زندگی مقاومت میکنه...
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
داستان دختر شروشیطونی به اسم اسکارلت که در برابر سختیها و عجایب زندگی مقاومت میکنه...
گفت: مرا یادت هست؟ دویدم و در راه فکرکردم که من چه یادی دارم! چرا یادم به وسعت همهی تاریخ است؟ چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
کاش تولد من هم میماند برای بعد، به کجای دنیا بر میخورد.
باشد که تمام عمرش، آفتابی و روشن باشد! حتی اگر شب من تا ابد تاریک بماند.
خدای من، یک دقیقهی تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟
برکت باد آن لحظهی شاد و سعادتمندی که به قلب تنها و درمانده من بخشیدی
آنچه آدمی هست و در خود دارد، خلاصهی کلام، شخصیت او و ارزش آن، تنها وسیله بیواسطه برای سعادت و خوشنودی اوست. همهی چیزهای دیگر باواسطهاند و از اینرو میتوان تاثیر آنها را خنثی کرد، اما تاثیر شخصیت از میان رفتنی نیست.
جهانی که هر کس در آن زندگی میکند، عمدتا به شیوه نگرش خود او وابسته است و بنابراین به تفاوت ذهنی اشخاص بستگی دارد.
آنچه سرنوشت انسانهای فانی را پی میافکند، اط سه مشخصه اساسی ناشی میگردد: 1. آنچه هستیم 2. آنچه داریم 3. آنچه مینماییم(در نظر دیگران چگونه هستیم)
((زندگی؟)) ((میشناسمش.آنقدری که بهاش بهت دادهاند نمیارزد.))
من به دشمن اعتقاد دارم چرا که هر روز و هر شب اورا سر راهم میبینم.دشمن همان است که هر چیز ارزشمندی را درونتان نابود میکند.همان که کاستیهای درون هر واقعیتی را نشانتان میدهد.همان که پستیهای شما و رذالتهای دوستانتان را پیش چشمتان آشکار میکند.همان که حتی در یک روز خوب دلیل محکمی برای شکنجهی شما پیدا میکند.همان که شمارا از خودتان بیزار میکند.
واقعااا دوستش داشتم اولش باهاش خندیدم یه جاهایی حرصم داد یه جایی باعث شد از تعجب دهنمباز بمونه و آخرش غافل گیرم کرد عالیههه
واقعااااا عالی بود اوایلش باعث میشه بخندی و بعد کم کم دهنت از تعجب باز میمونه و آخرش باورت نمیشه اینطوری شده من پیشنهادش میکنم و کار چند ساعته چون هم حجمش کمه و همنمیتونی بزاریش زمین
بزرگترین مشکلم با این کتاب ریتمش بود. فضاسازی خیلی زیاد بود و کلی جزئیات داشت که شخصاً اصلاً برام مهم یا جذاب نبودن. بعد از یه مدت، بهجای اینکه کنجکاوترم کنه، عملاً داشت کنجکاویم رو از بین میبرد🤧 مدام منتظر بودم بالاخره یه اتفاقی بیفته که باعث بشه نتونم کتاب رو زمین بذارم، ولی خیلی بیشتر از چیزی که باید طول کشید تا به اون نقطه برسه🫠
حقایق چشمگیر و روشنی وجود دارد که آشکارا در کنار جاده زندگی معلوم است و هر عابری ممکن است آنها را ببیند. با این حال، بهسبب آشکار بودنشان بخش اعظم مردم چنین حقایقی را نادیده میگیرند یا حداقل این حقایق را موضوع معرفت آگاهانه قرار نمیدهند. مردم نسبت به برخی از سادهترین حقایق زندگی روزمره آنقدر نابینا هستند که زمانیکه کسی آنها را نسبت به آنچه باید بدانند آگاه میکند بسیار شگفتزده میشوند. از این راهحلهای ساده به تعداد بسیاری در اطراف ما پراکندهاند؛ اما صاحبان چشم بینا بسیار نادرند. بسیاری از انسانها زمانیکه در باغ طبیعت گردش میکنند، آنقدر خودبین هستند که فکر میکنند همه چیز را میدانند درحالیکه تقریبا تمام آنها نسبت به یکی از اصول بارزی که طبیعت در کار خود استفاده میکند بیاطلاع هستند. این اصل جداسازی درونی است که معرف هرگونه نژاد و موجود زنده روی زمین است. حتی یک نگاه سطحی کافی است تا نشان دهد همه اشکال و صورتهای بیشماری که نیروی حیات طبیعت خود را در آنها به نمایش میگذارد تابع قانونی بنیادین یعنی قانون آهنین طبیعت است که گونههای مختلف را مجبور میکند زمانی که تولید مثل و زاد و ولد میکنند، در محدودهٔ مشخص صورتها و اشکال زندگی خود قرار گیرند.
خواندن این کتاب بیشتر از هر چیز مطالعهی متنی است که میتوان آن را در محور اندیشههای سیاسی آدولف هیتلر قرار داد. کتاب بهطور مستقیم با برداشتهای او از ملت، دولت، نژاد، سیاست، تبلیغات، جنگ و مناسبات قدرت سروکار دارد و از این جهت یکی از منابع اولیه برای شناخت زبان و چارچوب فکری او به شمار میآید. در این کتاب، هیتلر بخش قابل توجهی از تصور خود دربارهی جامعه و تاریخ را صورتبندی میکند. مفهوم ملت برای او با نژاد و انسجام جمعی پیوند میخورد و سیاست نیز در ارتباط با همین برداشت از جامعه معنا پیدا میکند. مطالعهی این مفاهیم کمک میکند بفهمیم برخی از مبانی فکری ناسیونالسوسیالیسم چگونه در نوشتههای خود هیتلر بیان شدهاند. بخش دیگری از کتاب به مسئلهی تبلیغات و بسیج سیاسی مربوط میشود. هیتلر دربارهی شیوهی انتقال پیام سیاسی، تأثیرگذاری بر تودهها و نقش سازمانیابی حزبی بحث میکند. از این منظر، این کتاب تنها بخشی از نگاه نویسنده به چگونگی تبدیل اندیشهی سیاسی به نیروی اجتماعی را در خود دارد. با این حال، جایگاه تاریخی کتاب باید با محدودیتهای منبع نیز همراه باشد. «نبرد من» نوشتهی خود هیتلر و متنی ایدئولوژیک است؛ بنابراین بیشتر از آنکه تصویری جامع از جامعهی آلمان ارائه دهد، جهان را از زاویهی نگاه نویسنده تفسیر میکند. برای شناخت تاریخ آلمان، تجربهی جمهوری وایمار، زمینههای اجتماعی و اقتصادی ظهور نازیسم، ساختارهای قدرت و واکنش گروههای مختلف جامعه، این کتاب بهتنهایی کفایت نمیکند و باید در کنار آثار تاریخی و منابع مستقل دیگری خوانده شود. به همین دلیل، تنها ارزش اصلی «نبرد من» در این است که امکان نزدیک شدن مستقیم به زبان فکری هیتلر را فراهم میکند. خواندن آن در کنار تاریخنگاریهای مستقل، فاصلهی میان آنچه یک رهبر سیاسی دربارهی جامعه و اهداف خود مینویسد و آنچه در واقعیت تاریخی رخ میدهد روشنتر میکند.
داستانی غریب و غمانگیز از زندگی دختری در برهه خاصی از تاریخ ایران. نثرش فوقالعادهست. پیشنهاد میشه.
یکی از معروفترین و مهمترین ویرانشهرهای تاریخ ادبیات. کتابی که نباید از دستش داد. به خصوص اگه قلعه حیوانات از همین نویسنده رو دوست داشتین، حتما این کتاب رو بخونین.
یکی از معروفترین و مهمترین ویرانشهرهای تاریخ ادبیات. کتابی که نباید از دستش داد. به خصوص اگه قلعه حیوانات از همین نویسنده رو دوست داشتین، حتما این کتاب رو بخونین.
