گودو/خدا/نجات دهنده/ مرگ/ امیدواهی یا همه ی چیزهایی که منتظرش هستیم تا روزی برسه و به خاطرش زنده میمونیم ولی هیچ وقت هم نمی رسه....
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
اگه نتیجه از دست بره بااز هم باید تلاش کرد؟ آره چون ارزش نسان به نتیجه ای نیست که می گیره بلکه به تلاشیه که میکنه. از این کتاب این رو یاد گرفتم.
«قوانین روزانه» بیشتر از اینکه یک کتاب مستقل با استدلالی پیوسته باشد، مجموعهای از ایدهها و نکتههای کوتاه از آثار رابرت گرین است. مزیتش این است که میتوان هر روز یک ایده را خواند و درباره آن فکر کرد، بدون اینکه لازم باشد کتاب را به شکل متوالی مطالعه کرد. اما همین ساختار باعث میشود عمق و انسجام آن به اندازه «چیرگی» یا «۴۸ قانون قدرت» نباشد. برای من، این کتاب بیشتر ابزاری برای مرور و یادآوری ایدههای گرین است تا اثری که بخواهم از ابتدا تا انتها با همان جدیت دو کتاب دیگر بخوانم. امتیاز من : ۳.۵ از ۵
«چیرگی» را میتوان ادامه عمیقتر و روانشناختیتر ایدههای گرین درباره قدرت دانست. کتاب بیشتر از اینکه صرفاً بگوید چگونه بر دیگران اثر بگذاریم، روی خودشناسی، تسلط بر احساسات، شناخت انسان و تبدیل استعداد به مهارت تمرکز دارد. نقطه قوت آن تحلیل شخصیتهای تاریخی و تلاش برای استخراج الگوهای رفتاری از زندگی آنهاست. البته حجم زیاد مثالها و تکرار برخی ایدهها ممکن است در بخشهایی ریتم کتاب را کند کند. در مجموع، نسبت به «۴۸ قانون قدرت» برای من کتاب پختهتر و کاربردیتری است، چون قدرت را بیشتر از مسیر تسلط بر خود بررسی میکند. امتیاز من: ۴.۵ از ۵
«۴۸ قانون قدرت» کتابی بحثبرانگیز درباره سازوکارهای نفوذ، رقابت و رفتار انسان در روابط قدرت است. نقطه قوتش این است که بسیاری از بازیهای پنهان اجتماعی را بیپرده مطرح میکند و خواننده را وادار میکند به رفتار خودش و دیگران دقیقتر نگاه کند. با این حال، مشکل کتاب این است که گاهی رفتار انسان را بیش از حد بر اساس منطق قدرت و بدبینی تفسیر میکند و بعضی قوانین را نمیتوان نسخهای اخلاقی یا قابلتعمیم برای زندگی دانست. به نظرم ارزش اصلی کتاب در شناخت بازی قدرت است، نه لزوماً پیروی از تمام قوانین آن. امتیاز من: ۴ از ۵
«دبی عزیز» رمانی کوتاه و روان است که بیشتر از آنکه بر پیچیدگی داستان تکیه کند، روی روابط انسانی، انتخابها و پیامدهای احساسی آنها تمرکز دارد. نقطه قوت کتاب، روایت ساده و صمیمی آن است که باعث میشود خواننده نسبتاً سریع با شخصیتها ارتباط بگیرد و اتفاقات را از زاویهای شخصی دنبال کند. با این حال، بعضی شخصیتها و موقعیتها میتوانستند عمق بیشتری داشته باشند و در بخشهایی احساسات داستان کمی مستقیم منتقل میشوند. در مجموع، کتابی مناسب برای یک مطالعه سبک و احساسی است، اما اگر دنبال شخصیتپردازی بسیار عمیق یا داستانی پیچیده هستید، احتمالاً انتظارتان را کاملاً برآورده نمیکند. امتیاز من: ۳.۵ از ۵
«مردی به نام اوه» در ظاهر داستان مردی عبوس و منزوی است، اما در لایههای زیرین، روایتی درباره سوگ، تنهایی، دوستی و دوباره پیدا کردن دلیل زندگی است. بکمن با طنز و شخصیتهای متفاوت، آرامآرام گذشته اوه را آشکار میکند و نشان میدهد پشت رفتار سرد و سخت او، انسانی آسیبدیده و وفادار پنهان شده است. نقطه قوت کتاب، همین ترکیب موفقِ طنز و اندوه است؛ هرچند در بعضی قسمتها احساسات و پیامهای داستان کمی مستقیم و قابلپیشبینی میشوند. با این حال، رمان بهخوبی نشان میدهد که گاهی یک آدم نه با یک اتفاق بزرگ، بلکه با حضور چند انسان دیگر دوباره به زندگی برمیگردد. امتیاز من: ۴.۵ از ۵
«بابا لنگدراز» رمانی ساده و دوستداشتنی درباره رشد، استقلال و پیدا کردن هویت شخصی است. نامههای جودی به بابا لنگدراز باعث میشوند تغییر نگاه او به زندگی را قدمبهقدم ببینیم؛ از دختری که در پرورشگاه بزرگ شده تا زنی که به تدریج برای آینده خودش تصمیم میگیرد. نقطه قوت کتاب، لحن صمیمی و شخصیتپردازی جودی است، هرچند بعضی روابط و نگاههای اجتماعی آن امروز کمی ساده یا قدیمی به نظر میرسند. در مجموع، کتاب بیشتر از یک داستان عاشقانه، روایتِ پیدا کردن صدا و استقلال فردی است. امتیاز من: ۴ از ۵
«زنان کوچک» داستانی درباره خانواده، رشد و پیدا کردن هویت مستقل در میان محدودیتهای اجتماعی است. جذابیت اصلی رمان در شخصیتهای متفاوت چهار خواهر است؛ هرکدام مسیر و تعریف متفاوتی از خوشبختی دارند و همین تفاوتها داستان را از یک روایت خانوادگی ساده فراتر میبرد. لوییزا می آلکات بدون اینکه شخصیتهایش را کاملاً بینقص نشان دهد، بلوغ عاطفی و فکری آنها را در طول زمان به تصویر میکشد. البته ریتم کتاب در بخشهایی کند میشود و برخی پیامهای اخلاقی آن رنگوبوی دوره تاریخی خودش را دارند. با این حال، «زنان کوچک» همچنان رمانی گرم و ماندگار درباره خانواده، انتخاب و تبدیل شدن به کسی است که واقعاً میخواهیم باشیم. امتیاز من: ۴.۵ از ۵
«دور دنیا در ۸۰ روز» از آن رمانهایی است که جذابیتش بیشتر از پیچیدگی داستان، در ماجراجویی، ریتم تند و میل به کشف ناشناختههاست. ژول ورن با سفر فیلئاس فاگ و پاسپارتو، خواننده را از کشوری به کشور دیگر میبرد و مدام مانعی تازه سر راه قهرمان قرار میدهد. در کنار ماجراها، کتاب درباره زمان، اراده، ریسکپذیری و این ایده است که گاهی یک تصمیم غیرمنتظره میتواند مسیر زندگی را کاملاً تغییر دهد. البته بعضی نگاههای فرهنگی و توصیفهای کتاب متعلق به زمانه خودش است و امروز ممکن است قدیمی به نظر برسد. با این حال، «دور دنیا در ۸۰ روز» همچنان یک ماجراجویی سرگرمکننده و کلاسیک است که حس کنجکاوی و سفر را در خواننده زنده میکند. امتیاز من: ۴ از ۵
«مغازه خودکشی» رمانی کوتاه، تلخ و در عین حال طنزآمیز است که با ایدهای عجیب، به موضوعاتی مثل ناامیدی، مرگ، امید و ارزش زندگی میپردازد. جذابیت اصلی کتاب در تضاد میان فضای مرگزده خانواده و نگاه متفاوت آلن به زندگی است؛ جایی که خوشبینی او بهتدریج نظم فکری خانواده را به چالش میکشد. طنز سیاه کتاب باعث میشود موضوعی سنگین، بدون تبدیل شدن به یک اثر کاملاً موعظهگر مطرح شود. البته در بخشهایی داستان کمی ساده و نمادین پیش میرود و شخصیتپردازی میتوانست عمق بیشتری داشته باشد. در مجموع، کتابی متفاوت و قابلتأمل است که سؤال ساده اما مهمی مطرح میکند: اگر زندگی سخت است، آیا باید آن را تغییر داد یا فقط تسلیمش شد؟ امتیاز من: ۴ از ۵
«باشگاه ۵ صبحیها» کتابی انگیزشی و کاربردی درباره نظم شخصی، مدیریت زمان و ساختن عادتهای روزانه است. ایده اصلی کتاب—اختصاص دادن اولین ساعات روز به رشد فردی—میتواند برای بعضی افراد مفید باشد، اما گاهی موفقیت را بیش از حد به روتین صبحگاهی گره میزند و لحنش در بخشهایی شعارگونه میشود. با این حال، تمرکز آن بر انضباط و استفاده آگاهانه از زمان میتواند انگیزه خوبی برای بازنگری در سبک زندگی باشد. امتیاز من: ۳.۵ از ۵
«ایکیگای» کتابی ساده و خوشخوان درباره پیدا کردن معنا، رضایت و جهت در زندگی روزمره است. نقطه قوتش این است که به جای وعده موفقیت سریع، روی مفاهیمی مثل داشتن هدف، ارتباط با دیگران، فعالیت روزانه و زندگی متعادل تمرکز میکند. با این حال، بخشهایی از کتاب بیش از حد کلی و سادهسازیشدهاند و بعضی ادعاهایش درباره طول عمر و سبک زندگی را نباید بهعنوان یافتههای قطعی علمی در نظر گرفت. به نظرم ارزش اصلی کتاب بیشتر در ایجاد فرصتی برای فکر کردن به این سؤال است که «چه چیزی باعث میشود زندگی من ارزشمند و معنادار باشد؟» تا ارائه یک فرمول قطعی برای خوشبختی. امتیاز: ۳.۵ از ۵
«دزیره» رمانی تاریخی و پرکشش است که زندگی دزیره کلاری را در میان یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ فرانسه روایت میکند. نقطه قوت اصلی کتاب، ترکیب تاریخ با زندگی شخصی و عاطفی شخصیتهاست؛ بهخصوص رابطه دزیره با ناپلئون و سپس ژان-باپتیست برنادوت. دزیره شخصیتی است که برخلاف بسیاری از قهرمانان رمانهای تاریخی، فقط در حاشیه اتفاقات بزرگ تاریخی قرار نمیگیرد و بهتدریج مسیر و هویت مستقل خودش را پیدا میکند. با این حال، در بخشهایی روایت بیش از حد احساسی و رمانتیک میشود و گاهی فاصله میان تاریخ و داستانپردازی را باید در نظر داشت. در مجموع، «دزیره» برای کسانی که تاریخ را در قالب یک داستان انسانی و عاطفی دوست دارند، رمانی جذاب و ماندگار است. امتیاز من: ۴ از ۵
شخصیت های دوست داشتنی توصیف های زیبا پایان بندی تاثیرگذار... بی نهایت از خوندن این کتاب لذت بردم
آقای فردوسی پور ای کاش از صاحب اثر اجازه میگرفتی برای ترجمه.
یکی از کتاب های مورد علاقه منه و واقعا خوندنش رو پیشنهاد میکنم به همه
«بادبادکباز» رمانی است درباره دوستی، خیانت، گناه و تلاش برای جبران گذشته؛ داستانی که نشان میدهد بعضی انتخابها حتی بعد از سالها هم دست از سر انسان برنمیدارند. نقطه قوت اصلی کتاب، بار عاطفی زیاد و شخصیت امیر است که در طول داستان مجبور میشود با ترسها و خطاهای گذشتهاش روبهرو شود. افغانستان و تحولات سیاسی آن نیز صرفاً پسزمینه داستان نیست و به شکل مؤثری سرنوشت شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، در بعضی قسمتها احساسات و اتفاقات داستان بیش از حد مستقیم و ملودراماتیک میشوند. با وجود این، «بادبادکباز» اثری تأثیرگذار است که سؤال مهمی درباره گناه، بخشش و امکان جبران اشتباهات گذشته مطرح میکند. امتیاز من: ۴.۵ از ۵
به واقع بر این باورام که در تاریخ ادبیات شخصیت ای ترسناک تر از کتی خلق نشده و نخواهد شد.
«سووشون» فقط روایت یک خانواده در روزهای اشغال ایران نیست؛ داستانی درباره ترس، مقاومت، اخلاق و انتخاب در زمانهای است که سکوت میتواند به اندازه خیانت معنا داشته باشد. سیمین دانشور با محور قرار دادن زری، تغییر تدریجی زنی را نشان میدهد که از تلاش برای حفظ امنیت خانواده به درک مسئولیت اجتماعی و ایستادگی میرسد. فضای تاریخی رمان بهخوبی با زندگی شخصی شخصیتها گره خورده و باعث میشود سیاست و تاریخ، چیزی جدا از زندگی روزمره نباشند. نقطه قوت کتاب، شخصیتپردازی و فضای ملموس آن است، هرچند در بخشهایی ریتم روایت کند میشود. در مجموع، «سووشون» رمانی ماندگار درباره هزینه انتخاب اخلاقی در شرایطی است که بیطرف ماندن هم خودش یک انتخاب محسوب میشود. امتیاز: ۴.۵ از ۵
