«سووشون» فقط روایت یک خانواده در روزهای اشغال ایران نیست؛ داستانی درباره ترس، مقاومت، اخلاق و انتخاب در زمانهای است که سکوت میتواند به اندازه خیانت معنا داشته باشد. سیمین دانشور با محور قرار دادن زری، تغییر تدریجی زنی را نشان میدهد که از تلاش برای حفظ امنیت خانواده به درک مسئولیت اجتماعی و ایستادگی میرسد. فضای تاریخی رمان بهخوبی با زندگی شخصی شخصیتها گره خورده و باعث میشود سیاست و تاریخ، چیزی جدا از زندگی روزمره نباشند. نقطه قوت کتاب، شخصیتپردازی و فضای ملموس آن است، هرچند در بخشهایی ریتم روایت کند میشود. در مجموع، «سووشون» رمانی ماندگار درباره هزینه انتخاب اخلاقی در شرایطی است که بیطرف ماندن هم خودش یک انتخاب محسوب میشود. امتیاز: ۴.۵ از ۵
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
«بیگانه» رمانی کوتاه اما عمیق درباره بیگانگی انسان با جامعه، معنا و حتی احساسات خودش است. کامو با شخصیت مورسو، انسانی را نشان میدهد که حاضر نیست برای پذیرفته شدن، احساساتی را که واقعاً ندارد وانمود کند و همین صداقت سرد او را به شخصیتی بحثبرانگیز تبدیل میکند. نقطه قوت کتاب در همین تضاد میان نگاه بیتفاوت مورسو و انتظارات اخلاقی جامعه است؛ جایی که گاهی جامعه بیشتر از خودِ جرم، فرد را به خاطر «چگونه بودنش» قضاوت میکند. با این حال، فاصله عاطفی مورسو ممکن است ارتباط گرفتن با او را برای بعضی خوانندگان دشوار کند. امتیاز: ۴.۵ از ۵
هرگز این کتاب رو نخونید ! خدا بیامرزه جناب اسعد گرگانی رو من به خیال چنان شاهکاری چنین کتابی رو خوندم و شدیداً پشیمونم . خوش به حال کسی که داره این نظر رو میبینه و هنوز کتاب رو به صورت فیزیکی ندیده ! کتاب رو که دیدم عاشق جلدش شدم جلد سخت و با کیفیت، کاغذ هاش اینقدر با کیفیت و ضخیم بود که ای کاش همون برگه رو برای نقاشی با آبرنگ استفاده میکردند . محتوا اما به هیچ نمیارزید و وقتی اینو میگم لطفاً از من بپذیر 😭
حتماً «نفرین نوبهاران» را بخوانید. این رمان بی نظیر فقط روایت یک زندگی و یک زن نیست؛ روایت قربانیشدن هایست در جامعهای که سنتها، باورهای غلط، منفعتطلبی و تصمیمهای اشتباه، سرنوشت آدمها را رقم میزنند. تلختر اینکه گاهی رنج یک زن از زن دیگری آغاز میشود؛ زنی که خودش قربانی همان مناسبات بوده، اما بهجای شکستن چرخه، آن را ادامه میدهد. بختیار علی در دل این داستان از قدرت، زن، قربانی و آزادی و شریف نبودن ها حرف میزند و نشان میدهد چگونه یک انسان میتواند قربانیِ تصمیمهایی شود که دیگران برایش گرفتهاند بدون اینکه روحش هم خبر دار باشد . تلخ، انسانی و عمیق؛ از آن کتابهایی که ارزش خواندن و بعد، ساعتها گفتگو دربارهشان را دارد.
آری، انسان زندگی دشواری دارد. من تصور میکنم بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است: "انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند"
کتابی که مدتها برای خوندنش صبر کردم و وقتی خوندمش لذت بردم! اگر به ژانر جنایی علاقه دارید و قبلا کتابهای دیگهای خوندید وقتی به نیمه داستان برسید متوجه پایان میشید ولی باز هم ادامه میدید چون تعلیق خوبی داره و دلتون میخواد بدونید چرا و چطور یک کارکتر انقدر قوی و آرومه….
آدم خواران ژان تولی ، فقط روایتی تکاندهنده از خشونت نیست؛ کاوشی تاریک در روان انسان و قدرت جمع است. کتاب نشان میدهد چگونه ترس، شایعه و هیجان جمعی میتواند مرزهای اخلاق را کمکم از بین ببرد و آدمهای معمولی را به رفتارهایی برساند که شاید هیچکدام به تنهایی تصورش را هم نمیکردند. به نظرم سؤال اصلی کتاب این است: وقتی فردیت و مسئولیت شخصی را به جمع میسپاریم، چه چیزی از انسانیت ما باقی میماند؟
«جنایت و مکافات» فقط داستان یک جنایت نیست؛ داستان ذهن انسانی است که میخواهد با فکر و منطق خودش مرزهای اخلاق را جابهجا کند، اما بعد از جنایت با چیزی روبهرو میشود که از قانون هم سختتر است: خودش. داستایوفسکی خیلی عمیق نشان میدهد که مجازات واقعی همیشه زندان و دادگاه نیست؛ گاهی عذاب وجدان، تنهایی و فروپاشی درونی انسان است. به نظرم ارزش بزرگ رمان همین است که بهجای قضاوت سادهی راسکولنیکوف، ما را وادار میکند بفهمیم چرا یک انسان به نقطهای میرسد که فکر میکند حق دارد دست به جنایت بزند.چرا!!!
«به دوزخ، ای بیگناهان» از آن نمایشنامههایی است که بهسادگی تمام نمیشود و بعد از خواندن هم ذهن را درگیر نگه میدارد. داستان مصطفاست؛ مردی که بدون دانستن جرمش گرفتار سیستمی میشود که از او میخواهد گناهی برای خودش پیدا کند و حتی آن را احساس کند. نمایشنامه از همین مسیر، به مسئلهی وجدان، آزادی و نفوذ قدرت در ذهن انسان میرسد؛ اثری تلخ و تأملبرانگیز که مفهوم گناه را از زاویهای متفاوت به چالش میکشد.به نظرم از آن آثاری است که هم داستان دارد و هم حرفی برای فکر کردن؛ خواندنش را واقعاً پیشنهاد میکنم.
«بعضی آدمها قرار نیست برای همیشه کنارمون بمونن؛ بعضیها میان تا چیزی رو درونمون تغییر بدن و بعد مجبوریم یاد بگیریم بدونشون ادامه بدیم.»
به نظرم کتاب خیلی دوستداشتنی و متفاوتیه ؛ از نگاه یک کودک دربارهٔ آزادی، خلاقیت، اعتماد به بچهها و اهمیت شناختن صحبت میکنه
کتاب عالی هست اگه به راهکارهاش عمل کنیم
کتاب خیلی خیلی قشنگیه و شخصیت پردازی فوق العادهای داره قصه عشقی عجیب و پر از درد که مارو تو خودش غرق میکنه
کتاب در دو زمان گذشته و حال با دو شخصیت روایت میشه بخش مربوط به گذشته بسیار جذابه و مارو با شخصیت قوی زن داستان همراه میکنه که زندگیش در میانه جنگ و مصیبتهاش میگذره ولی بخش معاصر داستان جذابیت خاصی نداشت و من نتونستم با این بخش ارتباط بگیرم و خیلی کند پیش میرفت
خیلی داستان هیجان انگیزی داشت واقعا دوسش داشتم🥰
کجاي جهان رفته اي ؟ نشان قدمهايت چون دان پرندگان همه سويي ريخته است . باز نمي گردي ، مي دانم و شعرچون گنجشک بخارآلودي بر بام زمستاني به پاره يخي بدل خواهد شد
این کتاب بخشی از یک سه گانه است که حتما باید به ترتیب خونده بشن و شوکه کننده ترینپایان ممکن رو داره
من خیلی سال پیش خوندم میتونم بگم برای بازه سنی نوجوونی بیشتر جذابه ولی خب یه عاشقانه سادس بیشتر از این چیزی برای گفتن نداره برای کسی که خیلی طرفدار رمان عاشقانهس گزینه مناسبیه
کتاب ها و فیلم های زیادی در مورد پادآرمانشهر ها نوشته و ساخته شدهان، میشه گفت چیزی که این کتاب رو به قدری متمایزتر میکنه این که نویسنده اندکی بی پرواتر در بیان جزئیات عمل کرده و حتی درک مشکلات روحیای که کارکتر ها دچارش هستند و همچنین انزواطلبی اجباری در یک سیستم مریض ملموستر هست. و البته ترجمه خانم گلستان هم نرم و روان و قابل درک و لمس هست.
پشت سر گذاشتن عشق کار خیلی سختیه. حتی اگر باعث درد و رنجت باشه.
