خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

اپیکور:دوستی مهمترین عنصره یک زندگی شاده و خوردن بدون حضور یه دوست صمیمی،به زندگی شیر یا گرگ بیشتر‌شبیهه.

اول اعتماد بوده، بعد خیانت اتفاق افتاده، هیچ‌کدوم به تنهایی معنا پیدا نمی‌کنن. کسی‌که قبلا بهش اعتماد نداشتی نمی‌تونه بهت خیانت کنه

عطاری گمشده

باور کن که اگه یه چیز رو بخوای، تنها کسی که جلوت رو می‌گیره خودتی. دوست داری چی‌کار کنی؟

عطاری گمشده

باید در برابر هر نا بخردی،کاستی و پلیدی انسانی گذشت داشته باشیم و به خاطر بسپاریم که انچه در پیش روی داریم،در واقع نا بخردی ها،کاستی ها و پلیدی های خود ماست.

گرفتاری ساختاری: در سالن‌های بیلیارد همیشه یک میز هست که اطرافش جا تنگ است برای اینکه درست به توپ ضربه بزنی. به این می‌گویند گرفتاری ساختاری. حالا زندگی من این چنین است.

دعوا اصلا سخت نیست. سختی ماجرا این است که بدانی مشت اول را دقیقا کی باید بزنی…

شهر خرس

لئو ، من که بچه بودم ، اگه شیرم می ریخت ، بابام من رو می زد. این به من یاد نداد که دیگه چیزی رو نریزم ، فقط من رو از شیر ترسوند…

شهر خرس

تنها راه برای رهایی از ترس این است که ظلماتی در خودت بیابی بزرگتر از تاریکی بیرون..

شهر خرس

مذهب جنگ نمیاره ، تفنگ ها هم خود به خود آدم نمیکشن ، میدونی کی اینکار هارو میکنه؟! جنگ و قتل و تعرض رو؟! آدم ها! آدم های آشغال!

شهر خرس

سپیده دم هنگامی که از خواب بیدار شدی ،به خود بگو:مردمانی که امروز با آنها معاشرت خواهم داشت،افرادی مداخله گر،دورو،ناسپاس،خودپسند،حسود و دژخو هستند.

تاملات

واقعا ما درباره‌ی دیگران چه میدانیم، حتی درباره‌ی آدم‌هایی که از همه به ما نزدیک‌ترند.

این فقط ظاهره، به اصطلاح نمای بیرونی منه. کمی بارون زمستونی رنگ رو پاک می‌کنه و کپک پنهون زیر اون رو نشون می‌ده. از طرفی باور کن رافائل، من یه ویرونه، یه خرابی‌ام. دیوارهایی در حال فروپاشی و کفی که از هم می‌پاشه.

تصویر پروفایل FamFam@faafaaجمله

ناگهان رنگ تندی به چهره‌اش دوید. یکباره چنان خجل و شرمسار شد، چنان غم و اندوهی به جانش افتاد که در طاقت فرساترین لحظات آن بیماری هشت روزه هم چنین حالی را تجربه نکرده بود. با خود گفت:« تاب نیاوردم! » و ناتوان روی صندلی افتاد....