خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

راستش خیلی برام معنای خاصی نداشت و صرفا یک برش کوتاه از داستان بنظر می رسید.

بادام

برای کسایی که ژانر فانتزی دوست دارن عالیه فقط این نشر یه جاهایی به خصوص در آخر کتاب اشتباهات نگارشی داره

کمبود ها و‌تجربه‌های تلخ، مثل حفره های سیاهی است که در بطن زندگی باقی می‌مانند. مثل ریشه‌های تنیده هستند که باید روح زندگی را در میان ان زنده نگه داری تا دوام بیاوری

کتاب سوم خدمتکار نسبت به کتاب اول و دوم خیلی ضعیف‌تر بود. حالا یا به خاطر زیادی کش اومدن قصه بود یا به خاطر تکراری شدن کانسپت، اما درهرصورت اونقدری ک از فریدا مک‌فادن انتظار میره جذاب و پرکشش نبود. تقریبا بیشتر نیمی از کتاب صرف توضیحات و توصیفات غیرضروری میشه و داستان اصلی تازه از صفحه‌ی ۲۰۰ و خرده‌ای به بعد استارت میخوره. خیلی جاها هم از لحاظ منطق داستانی درست جلو نمیره و همینطور کاشت‌هایی ک انجام میده رو به درستی برداشت نمیکنه مثل همون اتاق زیر پله‌ی خونه‌ی خودشون ک میتونست خیلی بیشتر از اینا باهاش بازی کنه و ازش داستان بیرون بکشه. درکل به عنوان یک کتاب معمولی جذاب و خوندنی بود، اما به عنوان یه کتاب از فریدا مک‌فادن یه‌کم ناامیدکننده بود‌.

در عوض سرنوشت روسیه در دست پادشاهی لجوج و کوته‌بین بود که ایمانی خلل‌ناپذیر به ارزش‌های خودکامگی برای روسیه داشت و حتی از پس درک دریای معضلات زمانه‌اش هم برنمی‌آمد، چه رسد به حل‌وفصل‌شان.

رابینوویچ در این روایت، تصویری بسیار پیچیده‌تر از رابطه‌ی میان حزب، رهبران و توده‌های انقلابی ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن بلشویک‌ها نیرویی کاملا منسجم و مسلط بر وقایع نیستند و خودشان نیز ناچارند در برابر شتاب حوادث تصمیم بگیرند. ما انقلاب اکتبر را از پایانش می‌شناسیم و همین آگاهی، ناخواسته تمام حوادث پیش از آن را به مقدمه‌ای اجتناب‌ناپذیر برای پیروزی بلشویک‌ها تبدیل می‌کند؛ در حالی که پتروگرادِ تابستان ۱۹۱۷ چنین قطعیتی نداشت. قیام ژوئیه در فضایی شکل گرفت که نیروهای سیاسی هنوز در حال آزمودن حدود قدرت خود بودند و حتی آینده‌ی خود انقلاب نیز روشن نبود. رابینوویچ با بررسی مناسبات درونی حزب بلشویک، نقش سربازان، کارگران و ملوانان و واکنش نیروهای سیاسی مختلف، نشان می‌دهد که میان اراده‌ی رهبران و حرکت توده‌ها همیشه هماهنگی وجود ندارد. اینجا انقلاب از یک طرح سیاسی به یک فرایند زنده تبدیل می‌شود؛ فرایندی که در آن یک تصمیم می‌تواند تحت فشار خیابان تغییر کند و نیرویی که تصور می‌کند حوادث را هدایت می‌کند، ناگهان با شرایطی روبه‌رو شود که خودش ایجاد نکرده است. در مقایسه با روایت‌هایی که نقش لنین و دستگاه حزبی را در مرکز تحولات قرار می‌دهند، رابینوویچ توجه بیشتری به چندمرکزی بودن قدرت دارد. پتروگراد در این روایت شهری است که نیروهای متعددی در آن هم‌زمان فعال‌اند و هرکدام برداشت متفاوتی از بحران سیاسی دارند. همین چندگانگی کمک می‌کند بفهمیم چرا قیام ژوئیه را نمی‌توان صرفا یک مرحله‌ی شکست‌خورده در مسیر اکتبر دانست؛ این واقعه نشان می‌دهد که انقلاب پیش از آنکه به پیروزی برسد، بارها می‌تواند مسیر خود را تغییر دهد. انسان‌هایی که در پتروگراد زندگی می‌کردند از آنچه چند ماه بعد رخ می‌داد خبر نداشتند؛ هر تصمیمشان بر اساس اطلاعات ناقص، فشارهای روزمره و تصوری محدود از آینده گرفته می‌شد. تاریخ بعدها همه‌ی این انتخاب‌ها را در یک روایت منسجم کنار هم قرار داد، اما خودِ بازیگران تاریخی چنین تصویری در اختیار نداشتند. رابینوویچ با بازگرداندن این پیچیدگی، انقلاب روسیه را به تاریخی پر از تردید، رقابت و امکان تبدیل می‌کند.

تصویر پروفایل HastiHasti@hasti.جمله

ان وقت فهمیدم ادمی که یک روز هم زندگی کرده باشد میتواند بی هیچ زحمتی صد سال را در زندان سپری کند ان قدر خاطره دارد که حوصله اش اصلا سر نرود

بیگانه

کاملا در اشتباهین اگر فک کنین که یه کتاب روان شناختی یا انگیزشی قرار بخونین شما با یه اثر بینظیر و کاملا تاثیر گذار روبرویین که ترکیب تجربه‌ی زیسته و بینش روانشناختیش دیدتون و تفکراتتونو کاملا تغییر میده