اولین اثری بود که خوندم از موراکامی ولی با قلمش ارتباط نگرفتم ودوسش نداشتم به مظرم هیچ جذابیتی نداشت
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
انقدر تعریفش کردن که رفتم سمتش ولی اونطور میگفتن یه شاهکار ادبیه و....نه من جذبش نشدم و دوستش نداشتم
کتابی که با وجود کم حجم بودنش شگفت زدهم کرد و تا چند وقت ذهنم درگیرش بود
وقتی شانس برنده شدن داری که خواستت برای برد بیشتر از ترست از باخت باشد. هیچ کس وقتی که ترسیده برنده نمی شود.
- بعضی از شماها با یه استعداد ذاتی به دنیا اومدین و بعضی تون نه. بعضی هاتثن خیلی خوش شانسین و مجانی یه چیزهایی بهتون داده شده ، بعضی هاتونم نه. اما وقتی می رین تو رینگ همه تون مثل همین. ولی یه چیزی رو باید بدونین: خواست و اراده از شانس بالاتره.
ازون کتاب هایی باید چند بار خونده شه مخصوصا پارت پیامبر کتاب 👏🏼
من این کتاب رو توی 2ساعت تموم کردم. داستان روون پیش میره. جز کتاب هاییه که دوست داشتنیمه
آدم تو این شهر فقط زندست ، زندگی نمیکنه.
نمی خواهد ثروتمند شود ، فقط می خواهد یک شب بدون دو دو تا چهار تا کردن سر روی بالش بگذارد.
خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است. و وقت هایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازه اش می کنند، انگار که یک قطره ی شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت می افتد و گل بیچاره ی پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفته اش کرده، شاداب می کند.
هرگز اهمیت زیاد چیزهای کوچیک رو نادیده نگیر
داستانی فراموش نشدنی درباره ی اوضاع بشر و فقر که همه چیز را از بین میبرد؛ عشق، شادی
این کتاب ازون مدل کتابایی هست که وقتی شروعش میکنی نمیتونیدبذاریش زمین کلی هیجان داره و تو طول خوندش یه جاهایی استرس میگیری و حتی عضلاتت منقبض میشه این دختر موقع فرار از کره شمالی تصمیم میگیره تو هر مرحله با یک اسم متفاوت موفق به فرار بشه
هر چه را می سازی دیگران نابود می کنند ، اما باز هم بساز ، چون در پایان فقط تو هستی و خدا و این مسئله بین شما دوتا است ، نه بین تو و دیگران.
از بین کتاب هایی که امسال فریدا منتشر کرد، جدایی رو خیلی دوست داشتم کتابش کشش داشت و داستان هم جذاب بود
هر زندگی ای شامل شامل حدی از خوبی و حدی از بدیه
کتاب قشنگی بود میگه خوشبختی همون جایی هست ک ما هستیم ، ولی تا زمانی ک سفر نکنیم و زندگی رو زندگی نکنیم ب این موضوع پی نخواهیم برد .
" امروز قصابم، فردا شاید گوشت بشم" این کتاب حس وحشت و درماندگی رو به به ادم القا میکنه هیچ حدی برای ذات خبیث ادمی وجود نداره. کتاب جالبی بود؛ بیشتر از خودِ ایدهی آدمخواری، چیزی که برام جذاب بود عادی شدن خشونت و تبدیل شدن انسان به یک کالا بود. اینکه آدمها چطور کمکم به چیزی که زمانی غیرقابلتصور بوده عادت میکنن، به نظرم مهمترین بخش کتاب بود. پایانش هم خوب بود و با فضای کلی داستان جور درمیاومد.
پایانی بسیار شکه کننده و زیبا
مجموعه ای بسیار جذاب و دوست داشتنی
