هیچکس تا حالا نگفته زندگی آسونه.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
بچه که بودم خیال میکردم همهچیز مال من است، دنیا را آفریدهاند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکهها و حتی آن گنجشکها برای سرگرمی من به وجود آمدهاند. بعدها یکییکی همهچیز را ازم گرفتند.
گاهی احساس میکردم دنیا براساس عقل و منطق مردانه میگردد که مردها شوهر زنها بشوند و صورتشان را چروکیده کنند، اگر توانستند بچه به دامنشان بیندازند و اگر نتوانستند اشکشان را در بیاورند. زن موجودی است معلول و بیاراده که همهی جرئت و شهامتش را میکشند تا بتوانند برتریشان را به اثبات برسانند. مسابقهی مهمی بود و مرد باید برنده میشد.
کاش آدم بتواند دنیا را بالا بیاورد و این همه دروغ و ریا نبیند. دنیا به دست دروغگوها و پشتهماندازها و حقهبازها اداره میشود، مردهشورش را ببرند.
نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید. همینجوری دو تا نگاه در هم گره میخورد و آدم دیگر نمیتواند در بدن خودش زندگی کند، میخواهد پر بکشد.
-سال و ماه بههم ریخته، علتش این است که آدمها به حق خودشان قانع نیستند. ظهر داشتیم از گرما خفه میشدیم، حالا از سرما نمیتوانیم بخوابیم. +اینها مال ظلم است، آه مظلوم خورشید را میکشد.
او گفت که پیغمبر در لحظهی آخر زندگی به اطرافیانش نگاه کرد. عرض کردند بعد از شما چه میشود؟ فرمود یومالبدتر، یومالبدتر. برای همین دنیا روزبهروز بدتر میشود، یومالبدتر. یکلحظه واژهاش را در ذهنم مرور کردم. یومش عربی بود و بدترش فارسی. آقای یغمایی دبیر ادبیاتمان میگفت که بدتر صفت تفضیلی است. دانستم که این هم باید از حقهبازیهای امثال رزمآرا باشد که حرفهای خودشان را از قول بزرگان نقل میکنند، یاس و ناامیدی را در دلها میکارند و بعد میگویند حالا ما آمدهایم که بهترش کنیم، قبلهتان را صاف کنیم، و آنچه ما میگوییم راه رستگاری است.
جهان کوهیست وهمآلود که به هر صدایی پاسخ میدهد.
درونم ویرانه است، خانهای پر از درخت که سقف اتاقهایش ریخته است، تنها یک دیوار مانده، با دری که باد در آن زوزه میکشد. یا نه، چناری است که پیرمردی در آن کفش نیمدار دیگران را تعمیر میکند، گیرم شاخ و برگی هم داشته باشد.
چرا آدمها در یاد من زندگی میکنند و من در یاد هیچکس نیستم؟
قدرت غیر قابل کنترل ، بیشتر افراد را به سوی فساد می کشاند. خرمگس ، اتل لیلیان ویلیچ
اگر سنگی با نیت خیر خواهانه هم بر سر راه انسان قرار بگیرد باز هم باید آن را از سر راه برداشت و به سویی انداخت . خرمگس ، اتل لیلیان ویلیچ
کفتار ها نوبت را رعایت کنین ، آن خون همه شما را سیر خواهد کرد . خرمگس ، اتل لیلیان ویلیچ
بهظاهر عجیب و باورنکردنی است که در فرانسه سال ۱۷۸۹ فرد یا نیروی شاخصی خواهان انقلاب نبود. انقلاب ممکن است بیآنکه مردم خواستارش باشند درگیرد، چنانکه جنگها اغلب همینگونه درمیگیرند. انقلابها بدینترتیب پیش میآیند که مردم خواهان چیزهای دیگری (جز انقلاب) هستند که در مجموعه شرایطی خاص آنان را به درگیر شدن در انقلاب میکشاند. در سرتاسر قرن هجدهم، آنچه به اصطلاح «روح انقلابی» خوانده شده است در اروپا رو به رشد داشت. این «روح» ــ یعنی روح انتقادی خردگرایانه و روح مقاومت در برابر قدرتهای مستقر کلیسای کاتولیک روم، سلطنت مطلقه، و اشرافیت ممتاز را اساسا آثار عدهای از متفکران و ادیبان برجسته فرانسوی، به اصطلاح «فیلسوفان»، پرورش داده بود. نوشتههای مردانی چون ولتر، مونتسکیو، دیدرو، و روسو در سرتاسر اروپا خواننده فراوان داشت، و خود این مردان چهرههایی شاخص و صاحب نفوذ در اروپا نشده بودند. اما ارتباط میان اندیشههای اینان و در گرفتن انقلاب در ۱۷۸۹ دورادور و غیرمستقیم است. اینان موعظهگر انقلاب نبودند، و معمولا آماده بودند از هر پادشاه مستبدی که حاضر میشد حمایتشان کند و تعلیماتشان را بپذیرد به دفاع برخیزند. آموزههای این «فیلسوفان»، بعدها، در طی دوره انقلاب در فرانسه، اغلب به کار توجیه اقداماتی گرفته شد که خود آنان اگر زنده بودند با آنها مخالفت میورزیدند.
کاش تولدمن هم میماند برای بعد، به کجای دنیا برمیخورد؟
بچه که بودم خیال میکردم همه چیز مال من است، دنیا را آفریدهاند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درختها، اسبها، کالسکهها و حتی آن گنجشکها برای سرگرمی من به وجود آمدهاند.بعدها یکی یکی همه چیز را از من گرفتند.
+ ورزش چی میتونه بهمون بده؟! ما همه ی عمرمون رو وقفش میکنیم و در بهترین حالت باید امید چی رو داشته باشیم؟! چندتا لحظه ی شیرین… چندتا پیروزی ، چند ثانیه احساس اینکه از آنچه واقعا هستیم مهم تریم ، لحظات کوتاهی که میتونیم تصور کنیم ماها… جاودانه ایم. و همه اش هم دروغه. حقیقت اینه که اصلا مهم نیست. - تنها چیزی که ورزش به ما میده همین لحظه هاست ، اما مگه زندگی غیر از همین لحظه ها چه کوفتیه ، پیتر؟!
یک بار یکی از او پرسید ورزشی هست که دوست نداشته باشد و او در جواب گفت: سیاست. باید پخش این ورزش رو از تلویزیون قطع کنن.
به من دروغ بگو ، اما دروغ خودت را بگو ، آن وقت من تو را خواهم بوسید . دروغ را به سبک خود گفتن ، بهتر از حقیقتی است به تقلید دیگری ! در مورد اول تو انسانی و در مورد دوم تو فقط مانند طوطی هستی . حقیقت از بین نخواهد رفت ، اما پدر زندگی را ممکن است در آورد . جنایات و مکافات ، فئودور داستایفسکی
زیادی باهوش است .به روشنی کامل می بیند و با صراحت بسیار سخن میگوید . حزب چنین آدم هایی را دوست ندارد ، یک روز ناپدید می شود . ۱۹۸۴ جورج اورول
