خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

وقتی این کتاب میخونی انگار چشمات روی یکسری از واقعیت ها و اشتباهات والدین که همیشه دلت میخواسته بپذیریشون و باهاش کنار بیای باز میشه میفهمی که نباید همیشه تحت کنترل باشی و باید زندگی کنی و نذاری دیگران حتی والدینت تورو از زندگیت جدا کنن واقعا خوندنش میتونه مفید باشه

والدین سمی

من این کتاب رو قبل از ترند شدن از نشر دانش آفرین خوندم شروع جالبی داشت و افسانه های شرقی که تو کتاب بود رو دوست داشتم کتاب پتانسیل بیشتری داشت برای بهتر نوشته شدن برای یه کتاب فانتزی تقریبا حوصله سربر بود و هیجان و کششی نداشت در کل بد نبود اما کتابی نبود که بگم دوستش داشتم البته سلیقه ایه ممکنه خیلی ها دوستش داشته باشن.

حقیقتش من تو ژانر معمایی و جنایی چیز زیادی نخونده بودم و این کتاب میشه گفت اولین کتابی بود که تو این ژانر خوندم و باید بگم اصلا پیشنهادش نمیکنم وقتی کتاب رو تموم کردم خیلی پشیمون بودم از خوندنش و به کل من رو از این ژانر دلسرد کرد شاید بعدها بخوام دوباره کتابی از این ژانر بخونم ولی حالا حالاها باید زن همسایه رو هضم کنم🫠

زن همسایه

کتاب خیلی بامزه ای بود به طوری که هی دوست داشتم بخونم ببینم ادامه اش چی میشه نه چون هیجان انگیز بود بلکه اتفاقای جالبی داشت و میخواستی ارتباط داستان هارو بهم بدونی بیشتر از همه پایانش رو دوست داشتم در کل حس قشنگی داشت خوندنش✨

این داستان به گوش همه ما آشناست و یکی از قشنگترین کتاباییه که آدم میتونه بخونه🥰

بابا لنگ دراز

این کتاب برام خیلی حوصله سر بر بود برعکس بقیه که خیلی دوسش داشتن من خوشم نیومد

بیگانه

بنظرم واقعا یه کتاب اورریتدده در کمال احترام برای تعریف و تمجید خیلیا درسته که این اثر نوشته یه زن ایرانیه دوره معاثره ولی باید بگم شما قبل خوندنش فک میکنی چون تو دوره ی مهم و سخت تاریخ ایرانه خیلی باید به بخش سیاسی و تاریخیش پرداخته بشه،اصلا شاید دلیل انتخابت از این کتاب برای همین موضوع باشه ولی نویسنده ده درصد کتاب رو به مقاومت در برابر فشار بیگانگان و استعمار میپردازه بقیش صرفا روزمرگیه این خانوادست که اونم وقت بذارین فیلمشو ببینید خیلی براتون جالت تره

سووشون

به مدل کتابیه که یا عاشقش میشی یا متنفر میشی ازش😂من که عاشقش شدم

عامه پسند

در بین متن های این کتاب باید چیزایی که به خودتون مربوط میشه رو پیدا کنید. مثلا من بعد از خوندن اون بخشی که راجب نظر دیگران درمورد ما بود، به طرز جالبی دیگه از نگاه بقیه استرسی نشدم.. دیگه برای مدت مشخصی اصلا برام نظر آدمای رندوم در خیابون مهم نبود! اون مدت خیلی حالم بهتر شده بود و الانم خودم دارم روش بیشتر کار میکنم.

نسبت به بقیه کتاب های پائولو کوئیلو ضعیف تره ولی فضای جادویی و رازالودش ذهن شمارو از اون حالت معنویت و فلسفی داستان یه کمی دور میکنه

بریدا

کتاب حجیم و پرجزئیاته و گاهی روایتش پرپیچ‌وخم می‌شه، اما داستانی فیلسوفانه و پرشوره که توام با طنز تلخ و سیاه

جزء از کل

اگه فضای کمی فانتزی و دارک رومنس رو دوست داشته باشی این کتاب برات جذابه تا حدی برای رده سنی نوجوان مناسبتره درکل یک کتگوری داریم به اسن کتابخوان ساز برای افرادیه که تازه میخوان کتاب خوندن رو شروع کنن و چخوف و تولستوی و کافکا براشون تجربه ی سختیه این کتاب هم تو این دسته بندی قرار میگیره و صرفا برای علاقه مند کردن افراد به کتاب خوانیه گرچه شاید انتخاب های بهتری هم تو این کتگوری وجود داشته باشه درکل برای کسایی که مدت هاست دارن کتاب میخونن این اثر رو توصیه نمیکنم

بهترین قسمت کتاب برای من همین ایده‌ی شخصی‌سازی موفقیته اینکه مدرسه، دانشگاه، شغل و حتی خانواده گاهی یه نسخه‌ی تقریباً یکسان برای موفق شدن به همه می‌دن، در حالی که آدما واقعاً شبیه هم نیستن حرف مهمیه. داستان آدمایی که مسیرهای غیرمعمول رفتن هم کتاب رو جذاب می‌کنه و باعث می‌شه آدم به انتخاب‌های خودش فکر کنه. اما مشکل از جایی شروع می‌شه که کتاب می‌خواد این ایده رو بیش از حد گسترش بده و گاهی انگار فراموش می‌کنه که همه‌ی آدم‌ها امکان اینکه مسیر خودشونو بسازن ندارن. شرایط مالی، خانواده، جامعه، محل زندگی، شانس و محدودیت‌های واقعی زندگی خیلی بیشتر از چیزی که کتاب نشون میده روی انتخاب‌های ما اثر می‌ذاره. بعضی خواننده‌ها هم دقیقاً به همین نگاه آرمان‌گرایانه و کمبود راهکارهای عملی ایراد گرفتن از طرف دیگه، به نظرم کتاب کمی اورریتد شده؛ نه چون حرف بدی می‌زنه، چون حرف اصلیش رو می‌شد تو کتاب کوتاه‌تر و جمع‌وجورتر گفت. نیمه‌ی اول که درباره‌ی آدم‌های متفاوت و انگیزه‌های شخصیه برای من جذاب‌تر از بخش‌هاییه که کتاب وارد بحث گسترده‌تر درباره‌ی سیستم آموزشی و استانداردسازی می‌شه؛ حتی تو بعضی نقدها هم همین تفاوت بین دو نیمه مطرح شده اگه مثل من دنبال یه کتاب خودیاری هستی احتمالاً ناامید میشی چون کتاب بیشتر طرز نگاهت به موفقیت رو تغییر می‌ده تا اینکه ی برنامه‌ی اجرایی بهت بده. در نهایت من اسب سیاه رو کتاب مفیدی می‌دونم، ولی شاهکار توسعه فردی اصلا ارزش اصلیش برای من این جمله‌ی نانوشته‌ست که میگه: شاید مشکل از این نباشه که تو برای موفق شدن به اندازه‌ی بقیه تلاش نکردی؛ شاید داری در بازی‌ای تلاش می‌کنی که اصلاً بازی تو نیست. این ایده واقعاً ارزش فکر کردن داره. ولی کتاب گاهی زیادی به آدم القا می‌کنه که اگه فقط خودش رو پیدا کنه و مسیر مخصوص خودش رو بره، موفقیت هم دنبالش میاد و این قسمت به نظرم بیش از حد خوش‌بینانه‌ست. ایده و نگاهش: ۸/۱۰، داستان‌ها و مثال‌ها: ۸/۱۰، کاربرد عملی: ۶/۱۰، واقع‌گرایی: ۶.۵/۱۰، میزان هایپ: حدود ۸/۱۰

به نظرم هر ایرانی بایدیک بار این کتاب رو بخونه...بیضایی تو این نمایشنامه از هیچ کلمه ی عربی استفاده نکرده، زمان روایت این نمایشنامه موقع حمله ی اعراب به ایران در زمان یزدگرد سومه. به نظرم همین ها کافیه تا آدم ترغیب بشه به خوندن این نمایشنامه و دیدن تاریخی که بارها تکرار شده و روایت هایی که چندین باره و از زاویه های مختلف بیان شدن بدون این که بفهمیم روایت اصلی بالاخره چی بوده...

{از تمام چیزهایی که مانع لذت بردنت از زندگی میشن رها شو }. تو این کتاب آندره ژید داره میگه منتظر بهشت تو دنیای دیگه نباش؛ چون همین‌جاست و باید درکش کنی ، موقعی که طعم یک میوه رو میچشی، گرمای آفتاب رو روی صورتت حس می کنی یک منظره زیبا رو میبینی.. باید با شور و شوق به همه ی زندگی نگاه کنی. راستش این کتاب برای من از اون کتاب هایی بود که خوندنش حالم رو خوب کرد.