خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

داستان روان و خوشخوان به نظر من قشنگ بود مشتاق ادامه دادنش بودم یه مقدار پایانش میتونست جذاب تر باشه

جین ایر

ارزش خوندن داره ولی اونقدر که به این کتاب پرداخته شده جذاب نیست در کل هر بار که به ترندهای اینستاگرام برای کتاب اعتماد کردم نتیجه مطلوب رو نگرفتم

جسپر: بعضی از آدما یه حقه ی شعبده بازی میبینن و میگن غیر ممکنه ! واسه اش دست میزنن و پولشون رو میدن و ده دقیقه بعد همه چیز یادشون میره بقیه ی مردم میپرسن که چجوری اینکارو کرد میرن خونه میرن توی تختشون غلت میخورن و در شگفتی که این حقه چجوری انجام شده و یه خواب شبانه کافیه تا همه چیز رو از یاد ببرن اما افرادی هستن که بیدار میمونن این حقه رو بارها و بارها دوره میکنن و دنبال بخشی اند که سرسری از درکش گذشتن همون خطای دیدی که نشون میده چشم شون چطوری گول خورده و اونها همون هایی هستن که تا وقتی به راز کوچیک پی نبردن و بر اون مسلط نشدن خواب به چشم شون نمیاد"

Crooked kingdom

مجموعه ای از داستان های کوتاه جنایی و بیمارگونه. کانسپت کتاب به خودی خود جالبه ولی ارزش ترند شدن نداشت.

اتاق قرمز
تصویر پروفایل ElyarElyar@elyarجمله

نمی‌خواستم به قوانین ظالمانه‌ی آن‌ها تن بدهم.

نازنین

تعریفای خیلی زیادی از این کتاب شنیدم و برای همینم شروعش کردم ولی آخر کتاب انگار نطر نویسنده برای پایان عوض شده و یهو همچی جوری تموم میشه که هیچکدوم از اتفاقای داخل کتاب رو منطقی جلوه نمیده.

تصویر پروفایل ElyarElyar@elyarجمله

اما نتوانست درک کند، نفهمید. اگر زمانی حتی یک سر سوزن درکم می‌کرد، آن‌وقت ارج‌و‌قربم در نظرش ده‌برابر می‌شد.

نازنین

مرگ ایوان ایلیچ داستان مردی است که در آستانه مرگ تازه متوجه می‌شود چگونه زندگی کرده است. تولستوی از مرگ به عنوان آینه‌ای استفاده می‌کند تا زندگی ایوان و حتی زندگی خود ما را زیر سؤال ببرد، اگر امروز مجبور شویم به زندگی‌مان نگاه کنیم، آیا از شیوه‌ای که زندگی کرده‌ایم راضی هستیم، یا ممکن است روزی درست مثل ایوان ایلیچ بفهمیم که خیلی دیر متوجه شده‌ایم؟

تصویر پروفایل ElyarElyar@elyarجمله

ما نفرین شده‌ایم، کلا رد زندگی آدم‌ها نفرین‌شده است! به‌خصوص زندگی من! حالا فهمیدم‌ام که اشتباهم کجا بوده! بله، یک جای کار می‌لنگید. همه چیز واضح بود، نقشه من مثل روز روشن بود. خشنم، مغرورم و هیچ نیازی به تسلی خاطر احدی ندارم و در سکوت رنج می‌کشم.

نازنین

کتاب قابل حدسیه تا حدی، ولی انقدر هیجان انگیزه که دوست داری با تمام حدسایی که زدی تا آخر بخونیش.

شکار و تاریکی
تصویر پروفایل ElyarElyar@elyarجمله

البته همه‌ی این‌ها تا وقتی خوب آمد که در ذهنم حرف‌شان‌ را می‌زنم و اگر همین‌ها را بلند بگویم، احمقانه‌ترین حرف ممکن می‌شود. دلیل سکوت‌های پُرنخوت ما همین بود و برای همین در سکوت گذران می‌کردیم.

نازنین

مجموعه مورد علاقم با هر متنش به دنیای ناتوان قدم میزاشتم و توی قصر و زاغه ها و کوچه غنائم قدم میزدم وقتی کتاب رو باز میکردم من دیگه خودم نبودم هم پیدین بودم هم کای هم شخصی که داره تو داستان زندگی میکنه این کتاب برای من کتاب نبود کل زندگیم بود با هر اتفاق خندیدم و گریه کردم و یکی از بهترین هام بود 🛐🛐🛐😎🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐😭😭😭🫂و بعضی اوقات کتاب رو باز میکنم و خاطراتم رو مرور میکنم بخشی از روح و قلب و مغزم هنوز پیش این دنیاست 🌧🌧💖💋❤️🛐🛐😭🫂🫂

ناتوان

سووشون بیشتر از اینکه فقط یک رمان درباره اشغال ایران باشد، درباره انتخاب آدم‌ها در شرایط بحرانی است؛ اینکه وقتی امنیت و مسئولیت اخلاقی روبه‌روی هم قرار می‌گیرند، چه انتخابی می‌کنیم. فقط یه داستان خانوادگی نیست؛ توی دل داستان، ردّ استعمار و دخالت بیگانه‌ها توی زندگی مردم هم خیلی پررنگه. از طرفی می‌شه کتاب رو از نگاه پسااستعماری هم دید؛ اینکه آدم‌ها چطور با سلطه، از دست دادن اختیار و حفظ هویت خودشون درگیر می‌شن. تغییر زری هم خیلی جذاب و مهمه، زنی که کم‌کم از ترس و محافظه‌کاری فاصله می‌گیره و به سمت آگاهی و ایستادگی می‌ره.

سووشون

این کتاب من رو از اسلامپ در اورد. خیلی دوستش دارم. بسیار کوتاه و قشنگه.

نازنین

این کتاب من رو از اسلامپ در اورد. خیلی دوستش دارم. بسیار کتاه و قشنگه.

نازنین
تصویر پروفایل ElyarElyar@elyarجمله

ببینید آقایان، افکاری هستند که... یعنی می‌دانید، اگر افکارتان را به زبان بیاورید، با کلمات بیانش کنید، آنوقت بسیار احمقانه به‌نظر می‌رسد.؛ آدم حتی شرمنده می‌شود، اما چرا؟ دلیل خاصی ندارد، چون همه‌مان آدم‌های مزخرفی هستیم و تحمل حقیقت را نداریم. یا شاید هم دلیل دیگری دارد که من نمی‌دانم.

نازنین

کتاب متوسطی بود به نظرم، چون عاشقانه های بهتری خونده بودم، سبک کالین هوور کلا اینه که در قالب داستان های به ظاهر ساده و عاشقانه مسائل درخور توجهی رو بیان میکنه، درکل نکته ای که ازش توی ذهنم مونده اینه حس دیده شدن بدون قضاوت چقدر میتونه قشنگ باشه، همیشه ندیدن بهترین گزینه نیست