اگر این ذهن تو نیست که کار می کند، حتما خود شیطان است که به تو قوت قلب می دهد.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
«جنگ» تطهیر، رهایی و امیدی عظیم خواهد بود. پیروزی آلمان پیروزی روح بر اعداد خواهد بود. روح آلمانی در تقابل با آرمان صلحخواهانۀ تمدن است، چرا که مگر صلح عنصری از فساد نیست؟
یکبار ازم پرسید: از کجا میدونی کدوشون رو برداری؟کی بهت میگه؟ برایش توصیح دادم که یک رشتا وجود داره: اگه داستایوفسکی بخونی میبینی که تو کتابش به پوشکین اشاره کرده، بعد میری پوشکین میخونی میبینی به دانته اشاره کرده بعد میری دانته میخونی و ... ....میشه گفته تمام کتابها راجع به کتابهای دیگهن.
آرزو دارم، دوست بدارم و دوست داشته شوم.
اَش عقیده داشت هر چقدر مردم بیشتر در شبکههای اجتماعی با هم در ارتباط باشند، جامعه تنهاتر میشود. گفت واسه همینه که این روزها همه از همدیگه متنفرن چون دور تا دورشون پر شده از دوستهایی که دوست نیستن.
امانوئل، در پروس شرقی که اسیر بودیم نه خیال کنی به دور بخاری حلقه میزدیم و شیون میکردیم. بر عکس، با خندهها و مسخرگیهای خود آلمانیها را به تعجب وامیداشتیم. قصه میگفتیم، آواز میخواندیم، میخندیدیم، ولی در باطن، تو که میفهمی امانوئل، این کارها معنی نداشت، شادی ما شادی درون دیر بود و پشت آن خلا وجود داشت. حتی وجود رفقا هم نمیتوانست این خلا را پر کند.
بهانه هاتون گمراه کننده ، ترس هاتون دروغ و شک هاتون دزدن
آدمها دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند. همه چیز را همین جور حاضر آماده از دکانها میخرند. اما چون دکانی نیست که دوست معامله کند آدمها ماندهاند بیدوست...
کسانی که قضاوت و با اعدام محکوم میکنند بر این باورند که اعدام ضروری است. چرا که عبارت است از حذف عضوی از اجتماع که پیش تر به آن صدمه زده و ممکن است باز هم به جامعه آسیب برساند. اگر به راستی اعدام چیزی نیست جز این، پس در این صورت حبس ابد میتواند کافی باشد چرا مرگ؟ پاسختان این است که ممکن است محکومین از زندان فرار کنند؟ خب حصار زندان هایتان را محکم تر بسازید. اگر به استحکام نرده های آهنین تان اعتماد ندارید، پس با چه جرئتی در کشورتان باغ وحش میسازید؟
کسانی که قضاوت و با اعدام محکوم میکنند بر این باورند که اعدام ضروری است. چرا که عبارت است از حذف عضوی از اجتماع که پیش تر به آن صدمه زده و ممکن است باز هم به جامعه آسیب برساند. اگر به راستی اعدام چیزی نیست جز این، پس در این صورت حبس ابد میتواند کافی باشد چرا مرگ؟ پاسختان این است که ممکن است محکومین از زندان فرار کنند؟ خب حصار زندان هایتان را محکم تر بسازید. اگر به استحکام نرده های آهنین تان اعتماد ندارید، پس با چه جرئتی در کشورتان باغ وحش میسازید؟
باید تمرین کرد تا نیکی درون هر یک از آنان را دید و آنگاه به آنها کمک کرد تا این نیکی را درون خود ببینند. 《 منظور من از عشق همین است. 》
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
انسان مدام باید مشغول کار باشد. سازندگی کند، وگرنه از درون پوک میشود. و بیکاری بدتر از تنهایی است. آدم بیکار در جمع هم تنهاست.
چه تنهایی عجیبی! پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.
آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟
انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد
