خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

"خدمتکار" برای من یک تریلر روانشناختی سرگرم کننده بود که مدام باعد میشد درباره شخصیت ها و اتفاقات شک کنم. کشش داستان و رازهاش رو دوست داشتم.

خدمتکار‮
تصویر پروفایل MaedehMaedeh@maedجمله

آدم ها هرکار بخواهند می‌توانند بکنند به شرطی که طبیعت سرِ جنگ نداشته باشد.

وقتی سنم پایین بود و این کتاب رو خوندم حس کردم یک شاهکار جلومه ولی عقل الانم بهم میگه شاید این کتاب هم کلیشه و تکرار حرفهای امیدبخشی هست که حقیقت نداره. در زندگی واقعی نه نشانه‌ای در کار هست و هیچ نیروی ماورایی شما رو هدایت نمیکنه

کیمیاگر

این کتاب بهم یادم داد که گاهی اوقات بهتره روی دانسته‌ها و برداشت‌های خودم پافشاری نکنم. یادآوری می‌کنه که چه بسا انسان‌هایی که به خاطر عقل کل دونستن خودشون‌، به هلاکت افتادن. گاهی حس ‌می‌کردم یک مطلب رو داره بارها و بارها تکرار می‌کنه و همین باعث می‌شد یه مقدار دلزده بشم ولی در کل از اون کتاب‌هایی بود که بعد خوندنش حس کردم در من تفاوتی ایجاد کرده

تصویر پروفایل MaedehMaedeh@maedجمله

بدیش این بود که آدم ها فقط یکبار می مردند. و همین یکبار چه فاجعه‌ی دردناکی بود.

تصویر پروفایل MaedehMaedeh@maedجمله

آدم ها هم مثل درخت ها بودند.یک برف سنگین همیشه بر شانه های آدم وجود داشت و سنگینی اش تا بهار دیگر حس می‌شد.

من این کتاب رو وقتی نوجوان بودم خوندم و واقعا لذت بردم. داستان با اینکه طولانی بود کشش داشت و شخصیت پردازی فوق العاده بود

سه تفنگدار

کتاب مقداری سخت خوان هست به راحتی پیش نمیره. درباره جامعه‌ای کمونیستی هست. بین این کتاب و ۱۹۸۴ انتخاب من قطعا ۱۹۸۴ خواهد بود

ما

کتاب «در» اثر ماگدا سابو، داستان رابطه پرفرازونشیب یک خانم نویسنده روشنفکر و پیرزن سرایداری به نام «امنس» در مجارستان پس از جنگ است. زنی مرموز و خودرای که هیچ‌کس را به حریم خانه پشت «در» بسته‌اش راه نمی‌دهد. متاسفانه این کتاب اثر سنگین، زیادی کش‌دار و یکنواختی است. نویسنده سعی کرده در قالبی روان‌شناختی، امنس را به عنوان نماد طبقه کارگر، شرافت، و انسانی آسیب‌دیده از جنگ، فقر و تراژدی‌های تاریخی به ما بشناساند، اما به دلیل رفتارهای سمی، خشن، کنترل‌گر و تحکم‌آمیز او، مخاطب به جای همزادپنداری و دوست داشتن، بیشتر از او فاصله می‌گیرد و دچار حس فرسایش ذهنی می‌شود. عشق و وابستگی عمیق میان این دو زن اصلاً قابل‌درک نیست و نویسنده نتوانسته عمق آن را منتقل کند، چرا که این رابطه در اصل منطقی ندارد و بیشتر یک وابستگی روانی ناسالم و پر از سوءتفاهم است. از طرفی، وابستگی شدید داستان به فرهنگ و تاریخ مجارستان آن را برای مخاطب غیربومی گنگ و مبهم کرده است. در مجموع این اثر با وجود ارزش فنی، از نظر جذابیت داستانی جذب‌کننده نیست.

در

و کل منسجم من درد میکند، دردی از طعم تلخ سم گذشته و سر گیجه ای از ابهام آینده و فانتزی حضور در حال و لوس شدگی تعریف دوست داشتن خود. بماند

در ژانر علمی-تخیلی از بهترین هاست ، تنها ایرادی که میشه به این کتاب گرفت توجه کم به ویلن داستان است

Dune 1: تلماسه

✍🏻پروژه دفترهای زندان از آنتونیو گرامشی (مجموعه ۸جلدی) خواندن هشت جلد دفترهای زندان برای من بیشتر شبیه دنبال کردن ذهن انسانی بود که در شرایطی ساخته شده بود تا اندیشیدن را از او بگیرد، اما درست در همان شرایط، اندیشه را به تنها امکان مقاومتش تبدیل کرد. گرامشی در زندان صرفا درباره‌ی سیاست نمی‌نویسد؛ از تاریخ، فرهنگ، زبان، آموزش، روشنفکران، ادبیات، مذهب، دولت و حتی شیوه‌ای که مردم جهان را در ذهن خودشان می‌سازند حرف می‌زند. همین گستردگی باعث می‌شود دفترهای زندان را نتوان فقط یک متن سیاسی یا مارکسیستی دانست؛ با نوعی تلاش مداوم برای فهمیدن سازوکار جامعه روبه‌رو هستیم. چیزی که در تمام این هشت جلد برایم پررنگ‌تر شد، وسواس گرامشی نسبت به مفهوم هژمونی بود؛ اینکه قدرت فقط با زور حکومت نمی‌کند. بخش مهم‌تری از قدرت زمانی شکل می‌گیرد که یک نظم اجتماعی بتواند ارزش‌ها و باورهای خودش را آن‌قدر طبیعی جلوه دهد که انسان‌ها بدون اینکه مجبور باشند، همان چیزهایی را بخواهند و باور کنند که آن نظم از آنها انتظار دارد. این نگاه، سیاست را از ساختمان دولت بیرون می‌آورد و وارد مدرسه، خانواده، زبان، روزنامه، ادبیات و زندگی روزمره می‌کند. به همین دلیل، مفهوم روشنفکر نزد گرامشی برایم یکی از جذاب‌ترین بخش‌های مجموعه بود. روشنفکر در نگاه او صرفا کسی نیست که کتاب می‌خواند یا درباره‌ی مسائل نظری می‌نویسد؛ مسئله این است که هر گروه و هر جامعه چگونه اندیشه‌ی خودش را تولید می‌کند و چه کسانی در شکل دادن به فهم عمومی نقش دارند. اینجا اندیشیدن دیگر یک فعالیت شخصی و منزوی نیست؛ تبدیل به مسئولیت اجتماعی می‌شود. از طرف دیگر، هرچه جلوتر رفتم، بیشتر احساس کردم گرامشی برخلاف تصویری که گاهی از یک نظریه‌پرداز سیاسی ساخته می‌شود، به پیچیدگی جهان بی‌اعتنا نیست. او بارها از ساده‌سازی فاصله می‌گیرد و نشان می‌دهد تغییر اجتماعی چیزی نیست که فقط با یک تصمیم سیاسی یا یک شورش ناگهانی اتفاق بیفتد. ساختارها، فرهنگ، تاریخ و عادت‌های فکری به هم گره خورده‌اند و همین تغییر را دشوار می‌کند.  مفهوم جنگ موضعی برای من دقیقا از همین منظر اهمیت پیدا کرد: تغییر واقعی گاهی نه در یک لحظه‌ی انفجاری، بلکه در فرایندی طولانی و فرساینده اتفاق می‌افتد. دفترهای زندان البته کتابی نیست که همیشه آسان خوانده شود. تکرار بعضی مفاهیم، یادداشت‌های ناتمام، بازگشت دوباره به موضوعات و ماهیت پراکنده‌ی نوشته‌ها باعث می‌شود خواندن مجموعه به صبر زیادی احتیاج داشته باشد. گاهی حتی احساس می‌کردم گرامشی به جای اینکه یک نظریه را تمام کند، آن را رها می‌کند تا از زاویه‌ای دیگر دوباره به سراغش بیاید. اما همین شکل ناتمام، بخشی از جذابیت مجموعه هم هست؛ ما با یک دستگاه فکری کاملا بسته مواجه نیستیم، بلکه با ذهنی روبه‌رو هستیم که دائما در حال آزمودن، اصلاح کردن و دوباره فکر کردن است. و شاید همین مسئله برای من مهم‌ترین چیزی بود که از هشت جلد باقی ماند: قدرت واقعی فقط در توانایی تغییر دادن دیگران نیست؛ در توانایی تعریف کردن واقعیتی است که دیگران در آن زندگی می‌کنند. گرامشی کاری می‌کند نسبت به چیزهایی که تا پیش از آن بدیهی به نظر می‌رسیدند، دوباره سؤال کنیم؛ چرا چیزی را طبیعی می‌دانیم؟ چه کسی این «طبیعی بودن» را ساخته؟ چرا بعضی ایده‌ها عقل سلیم به نظر می‌رسند و بعضی دیگر افراطی؟ بعد از تمام کردن هر هشت جلد، بیشتر از اینکه احساس کنم مجموعه‌ای از پاسخ‌ها گرفته‌ام، حس کردم کیفیت سؤال پرسیدنم تغییر کرده است. و شاید ارزش اصلی دفترهای زندان برای من همین باشد: کتابی که به جای اینکه جهان را برایت توضیح دهد، وادارت می‌کند به چیزهایی که فکر می‌کردی توضیحشان را می‌دانی، دوباره و از ابتدا نگاه کنی.