این کتاب رو الکساندر دومای پسر نوشته ولی بیوگرافی شما برای الکساندر دومای پدره. لطفا اینو درست کنید.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
این کتاب برام خیلی حوصله سر بر بود برعکس بقیه که خیلی دوسش داشتن من خوشم نیومد
بنظرم واقعا یه کتاب اورریتدده در کمال احترام برای تعریف و تمجید خیلیا درسته که این اثر نوشته یه زن ایرانیه دوره معاثره ولی باید بگم شما قبل خوندنش فک میکنی چون تو دوره ی مهم و سخت تاریخ ایرانه خیلی باید به بخش سیاسی و تاریخیش پرداخته بشه،اصلا شاید دلیل انتخابت از این کتاب برای همین موضوع باشه ولی نویسنده ده درصد کتاب رو به مقاومت در برابر فشار بیگانگان و استعمار میپردازه بقیش صرفا روزمرگیه این خانوادست که اونم وقت بذارین فیلمشو ببینید خیلی براتون جالت تره
اگه دنبال ریتم تند و مستقیم هستی، ممکنه کندی روایتش کمی خستهکننده باشه.
به مدل کتابیه که یا عاشقش میشی یا متنفر میشی ازش😂من که عاشقش شدم
در بین متن های این کتاب باید چیزایی که به خودتون مربوط میشه رو پیدا کنید. مثلا من بعد از خوندن اون بخشی که راجب نظر دیگران درمورد ما بود، به طرز جالبی دیگه از نگاه بقیه استرسی نشدم.. دیگه برای مدت مشخصی اصلا برام نظر آدمای رندوم در خیابون مهم نبود! اون مدت خیلی حالم بهتر شده بود و الانم خودم دارم روش بیشتر کار میکنم.
نسبت به بقیه کتاب های پائولو کوئیلو ضعیف تره ولی فضای جادویی و رازالودش ذهن شمارو از اون حالت معنویت و فلسفی داستان یه کمی دور میکنه
کتاب حجیم و پرجزئیاته و گاهی روایتش پرپیچوخم میشه، اما داستانی فیلسوفانه و پرشوره که توام با طنز تلخ و سیاه
اگه فضای کمی فانتزی و دارک رومنس رو دوست داشته باشی این کتاب برات جذابه تا حدی برای رده سنی نوجوان مناسبتره درکل یک کتگوری داریم به اسن کتابخوان ساز برای افرادیه که تازه میخوان کتاب خوندن رو شروع کنن و چخوف و تولستوی و کافکا براشون تجربه ی سختیه این کتاب هم تو این دسته بندی قرار میگیره و صرفا برای علاقه مند کردن افراد به کتاب خوانیه گرچه شاید انتخاب های بهتری هم تو این کتگوری وجود داشته باشه درکل برای کسایی که مدت هاست دارن کتاب میخونن این اثر رو توصیه نمیکنم
باهاش گریه کردم(:
بهترین قسمت کتاب برای من همین ایدهی شخصیسازی موفقیته اینکه مدرسه، دانشگاه، شغل و حتی خانواده گاهی یه نسخهی تقریباً یکسان برای موفق شدن به همه میدن، در حالی که آدما واقعاً شبیه هم نیستن حرف مهمیه. داستان آدمایی که مسیرهای غیرمعمول رفتن هم کتاب رو جذاب میکنه و باعث میشه آدم به انتخابهای خودش فکر کنه. اما مشکل از جایی شروع میشه که کتاب میخواد این ایده رو بیش از حد گسترش بده و گاهی انگار فراموش میکنه که همهی آدمها امکان اینکه مسیر خودشونو بسازن ندارن. شرایط مالی، خانواده، جامعه، محل زندگی، شانس و محدودیتهای واقعی زندگی خیلی بیشتر از چیزی که کتاب نشون میده روی انتخابهای ما اثر میذاره. بعضی خوانندهها هم دقیقاً به همین نگاه آرمانگرایانه و کمبود راهکارهای عملی ایراد گرفتن از طرف دیگه، به نظرم کتاب کمی اورریتد شده؛ نه چون حرف بدی میزنه، چون حرف اصلیش رو میشد تو کتاب کوتاهتر و جمعوجورتر گفت. نیمهی اول که دربارهی آدمهای متفاوت و انگیزههای شخصیه برای من جذابتر از بخشهاییه که کتاب وارد بحث گستردهتر دربارهی سیستم آموزشی و استانداردسازی میشه؛ حتی تو بعضی نقدها هم همین تفاوت بین دو نیمه مطرح شده اگه مثل من دنبال یه کتاب خودیاری هستی احتمالاً ناامید میشی چون کتاب بیشتر طرز نگاهت به موفقیت رو تغییر میده تا اینکه ی برنامهی اجرایی بهت بده. در نهایت من اسب سیاه رو کتاب مفیدی میدونم، ولی شاهکار توسعه فردی اصلا ارزش اصلیش برای من این جملهی نانوشتهست که میگه: شاید مشکل از این نباشه که تو برای موفق شدن به اندازهی بقیه تلاش نکردی؛ شاید داری در بازیای تلاش میکنی که اصلاً بازی تو نیست. این ایده واقعاً ارزش فکر کردن داره. ولی کتاب گاهی زیادی به آدم القا میکنه که اگه فقط خودش رو پیدا کنه و مسیر مخصوص خودش رو بره، موفقیت هم دنبالش میاد و این قسمت به نظرم بیش از حد خوشبینانهست. ایده و نگاهش: ۸/۱۰، داستانها و مثالها: ۸/۱۰، کاربرد عملی: ۶/۱۰، واقعگرایی: ۶.۵/۱۰، میزان هایپ: حدود ۸/۱۰
به نظرم هر ایرانی بایدیک بار این کتاب رو بخونه...بیضایی تو این نمایشنامه از هیچ کلمه ی عربی استفاده نکرده، زمان روایت این نمایشنامه موقع حمله ی اعراب به ایران در زمان یزدگرد سومه. به نظرم همین ها کافیه تا آدم ترغیب بشه به خوندن این نمایشنامه و دیدن تاریخی که بارها تکرار شده و روایت هایی که چندین باره و از زاویه های مختلف بیان شدن بدون این که بفهمیم روایت اصلی بالاخره چی بوده...
{از تمام چیزهایی که مانع لذت بردنت از زندگی میشن رها شو }. تو این کتاب آندره ژید داره میگه منتظر بهشت تو دنیای دیگه نباش؛ چون همینجاست و باید درکش کنی ، موقعی که طعم یک میوه رو میچشی، گرمای آفتاب رو روی صورتت حس می کنی یک منظره زیبا رو میبینی.. باید با شور و شوق به همه ی زندگی نگاه کنی. راستش این کتاب برای من از اون کتاب هایی بود که خوندنش حالم رو خوب کرد.
درود اگر به دنبال کتابی بی هیچ الایشی و فاقد جمله هایی ادبی هستید این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم چون با خوندنش میشید پسرک پیر مرد با تنهایی پیرمرد هم سفره میشید و میتونید باهاش هم دلی کنید. فقط کافیه تو یه شب تنهایی یه چراغ کم سو روشن کنی و این کتاب رو بخونی و لذت ببری
وقتی به یک انسان اون هم اگه کودک یا نوجوان باشه میگن :"تو یک زندگی در پیش رو داری" یعنی یک آینده ی پر از امید، فرصت و امکانات. ولی برای "مومو" نوجوانی که شخصیت اصلی این کتاب هست این طور نیست، برای اون این آینده تاریک و پر از تهدیده. این داستان روایتیه از افراد حاشیه نشین و کسانی که فقر، آوارگی، بیماری، نیستی و مرگ احاطشون کرده، همین ها منجر میشه روابط پیچیده ای با هم شکل بدن.
بیگانه ای با تمام قراردادهای اجتماعی. ما اون رو بیگانه می دونیم چون از نظر ما باید جور دیگه ای رفتار کنه، باید احساسات بیشتری داشته باشه، نباید بی تفاوت باشه ولی اون این طور نیست. او نسبت به جهانش بی تفاوته و البته جهان هم نسبت به اون بی تفاوته. "نمونه ی دقیق پوچی مختص البر کامو"
به جرعتت میگم این بهترین کتابی بود که تا حالا خونده بودم.خیلی خیلی زیبا و گیرا بود♡ یجوری شما رو غرق داستانش میکنه که اصلا متوجه نمی شید که کی داستان تموم شد. داستانش کشش بالایی داره و اصلا دلتون نمیخواد کنار بذاریدش★
چیزای زیادی از این کتاب یاد گرفتم ولی ساده ترینش اینه که وقتی با کسی یا چیزی «رابطه» برقرار میکنی، برای تو «منحصر به فرد» میشه؛ حتی اگه هزاران گل مثل گلِ تو در جهان وجود داشته باشه، همون گل برای تو یگانه ست چون براش وقت صرف کردهی و برات غیر قابل جایگزینه.
از دوستداشتنیترین رومانهایی بوده که خوندم و زیاد به دوستام پیشنهاد دادم که بخونن یا بهشون کتابو هدیه دادم. اوایل که کتابو خونده بودم از پایان داستان واقعا متعجب بودم که چرا آنت با کسی که عاشقش بود اون کارو کرد ولی بعدها وقتی یسری احساساتو در زندگیم تجربه کردم یاد اخرین تصمیم آنت افتادم و واقعا بهش حق دادم...
اصلا شاهد یه عاشقانه معمولی نیستین بلکه عاشقانه ی فلسفی ای رو میخونین که تقابل بین عشق زمینی و معنویه
