جسارتا این کتاب در قسمت کتابهای نویسنده «دوناتو کاریزی» آورده شده، که اشتباهه، چون دوتا نجواگر داریم که یکیش رو الکس نورث نوشته(همینی که اینجاست) و اون یکی رو دوناتو کاریزی نوشته که به شدت کتاب قوی و زیباییه و حیفه که توی این سایت گذاشته نشده.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
گفتم: آینده پاداش این مشقتها را خواهد داد. گفت: سالهایی را که از دستمان رفته چه کسی به ما پس میدهد؟
جاودانگی نفرین بزرگیست.
این کتاب یک روایت ساده از زندگی در زندان و رنج آدمهایی که به اعمال شاقه محکوم شدهاند نیست؛ فرصتیه برای دیدن آدمهای مختلف از نزدیک در شرایطی که شاید هیچوقت تجربهاش نکنیم. داستایفسکی کاری میکنه که هم رنج زندانیها رو احساس کنی و هم از بیرون به رفتارهاشون نگاه کنی؛ انگار همزمان درون اون محیط هستی و داری آدمها رو با دقت مشاهده میکنی.
کمی بعد پدر یولیوس هنگامی که سعی کرده بود گوساله ای را از مرداب نجات دهد در مرداب خفه شده بود. یولیوس هنوز از بابت این اتفاق سوگوار بود چون علاقه ی زیادی به آن گوساله داشت.
کتابی که میتونه آغاز بسیاری از چراها مخصوصاً برای جوانان باشه. به دانشجویان مقطع لیسانس به بعد پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتماً مطالعه کنند.
طبق آمار ، شمار نوزادان متولد شده در شهرهایی که جمعیت لک لک بیشتری دارند بیشتر از شهرهایی است که جمعیت لک لک ها در آنجا کمتر است. <<این چه چیزی را ثابت میکند؟! که نوزادان را لک لک ها می آورند!>> آمار اشتباه میکند؟! البته که نه. در واقع ، به طور طبیعی در شهرهایی که دودکش بیشتری دارند لک لک های بیشتری هم زندگی میکنند ، چون لک لک ها روی دودکش ها خانه می سازند. دودکش بیشتر یعنی خانه ی بیشتر ، جمعیت انسانی بیشتر و در نتیجه بچه بیشتر. در واقع آنچه رخ می دهد مهم نیست ، بلکه مهم آن است که چطور آن را برای مردم بیان کنی.
وقتی همه می دون یه طرف ، من آروم می رم سمت مخالف. این طوریه که می برم.
- آدم چطور میتونه از پس همچین اندوهی بر بیاد؟! + آدم نمی تواند. آدم فقط به نفس کشیدن ادامه می دهد و بس.
وقتی نخستین فرزندشان به دنیا آمد ، کرا به او گفت: حالا هر چیز دیگه ای که هستیم در درجه دوم قرار میگیره ، چون حالا دیگه در درجه ی اول پدر و مادریم!
این روزها بر بسیاری از پدیدهها نام انقلاب مینهیم؛ به تغییر سیاستهای دولت در مورد ورزش، نوآوریای تکنولوژیک یا حتی گرایشی تازه در بازاریابی - چندان که درک گستره موضوع این کتاب از همان آغاز برای خوانندگان شاید دشوار باشد. انقلاب روسیه دست کم از لحاظ تأثیراتش، یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ جهان به شمار میآید. یک نسل پس از استقرار قدرت شوروی یک سوم جمعیت جهان تحت حکومت رژیمهایی میزیستند که از شوروی الگوبرداری کرده بودند. انقلاب ۱۹۱۷ شکل دنیای معاصر را تعیین کرده است و ما تازه داریم از زیر سایه آن بیرون میآییم. این تنها یک انقلاب نبود، طغیان متراکم ۱۹۱۷ که این همه در کتابهای تاریخ به تصویر کشیده میشود بلکه مجموعه کاملی از انواع گوناگون انقلاب بود که در اواسط جنگ جهانی اول فوران کرد و واکنشهای زنجیرهای انقلابها و جنگهای داخلی، قومی و ملی را به راه انداخت. آنگاه که انقلاب به انجام رسید، امپراتوریای به وسعت یک ششم کره زمین را از هم گسیخت - و سپس دوباره اجزای از هم گسسته آن را به هم پیوند زد.
خوانشِ کتاب، فراتر از مرور یک برهه تاریخی، مواجههای سهمگین با کالبدشکافی یک فروپاشی تمدنی است. فایجس در این اثر، برخلاف مورخان کلاسیک که صرفا بر جابهجایی قدرت در رأس هرم تمرکز میکنند، دوربین خود را به اعماق جامعه روسیه میبرد تا نشان دهد چگونه نطفه یک استبداد نوین در دل آرمانخواهی تودهها بسته شد. فایجس با دقت، پیوند میان جهل انباشتهشده، قساوت ساختاری و بیکفایتی نهادی را ترسیم میکند و به ما میفهماند که انقلاب ۱۹۱۷ نه یک حادثه اتفاقی، بلکه نقطه اوج فرآیندی بود که در آن، کرامت انسانی قربانی مفاهیم انتزاعی سیاسی شد. در این روایت تراژیک، ما شاهد تبدیل انسانها به واحدهای آماری در ماشینجنگی بلشویسم هستیم؛ جایی که رویای عدالت، در غیاب بلوغ مدنی و حاکمیت قانون، به کابوسی از قحطی، ترور و حذف سیستماتیک بدل میشود. فایجس به خوبی نشان میدهد که تراژدی واقعی نه در شکست یک نظام، بلکه در به مسلخ رفتن امید مردمی بود که در جستوجوی رهایی، زنجیرهای سنگینتری را به دست و پای خود بستند. این کتاب هشداری است ابدی درباره خطرات رادیکالیسم و ضرورت پیوند تحولات سیاسی با اخلاق و خرد؛ سوگنامهای برای ملتی که تاریخ خود را با خون نوشت و در نهایت، صدایش در هیاهوی قدرت گم شد.
مدتی است که تصمیم گرفتهام که دیگر درمورد پول و هنر با کسی حرف نزنم. هرگاه این دو در کنار هم قرار میگیرند، یک جای کار میلنگد. هنر را یا گران خریداری میکنند یا ارزان
مدتی است که تصمیم گرفتهام که دیگر درمورد پول و هنر با کسی حرف نزنم. هرگاه این دو در کنار هم قرار میگیرند، یک جای کار میلنگد. هنر را یا گران خریداری میکنند یا ارزان
«ترغیب» فقط داستان دوباره به هم رسیدن دو عاشق نیست؛ داستان اینه که آیا بعضی فرصتها واقعاً برای همیشه از دست میرن، یا زندگی گاهی به ما فرصت میده تا با شناختی عمیقتر از خودمون، دوباره انتخاب کنیم؟
اوایل کتاب خیلی ارتباط نگرفتم با نویسنده. ولی کم کم تبدیل شد به یکی از جذاب ترین سفرنامه هایی که خوندم 👌🏻
سفرنامه های ضابطیان رو چشم بسته میخرم. تا الان نشده پشیمون بشم از خوندن سفرنامه های این مرد 👌🏻
ضابطیان، نویسنده دوست داشتنی من 😃👌🏻 واقعاً سفرنامه های جذاب و خوبی مینویسه این بشر. میشه گفت همشون خوبند 😃
کتاب خوبیه به شرطی که به وقتش خوندن بشه و توسط اهلش. نه این کتاب، بلکه تمامی کتب فلسفی نیازمند راهنما و دقت به مطالب مطرح شده هستند.
بر خلاف نظر برخی دوستان که بعضی کشورهای خاص رو مثال زدند، به نظرم تمثیلی از تمام دنیاست نه صرفاً چند کشور خاص. کتاب جالب و کم حجمیه
