خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

ژان باتیست کلمانس عزیز، اقتباسی از ایوان کارامازوف 👌 واقعا سقوط بهترین کتاب کاموئه

سقوط
تصویر پروفایل MaedehMaedeh@maedجمله

گاهی معلوم می‌شود آدم هایی که معصوم‌تر از بقیه به نظر می‌رسند کارهای وحشتناکی انجام داده‌اند.

سنگ کاغذ قیچی

نگاه تولستوی به لحظه‌ای از عرش به فرش رسیدن و تنها شدن و سرانجام سیاهی مطلق رو دیدن یعنی مرگ رو به زیبایی به قلم درآورده.

کتاب جاناتان مرغ دریایی - پندار و یگانه 3 تا از بهترین کتاب های ریچارد باخ هستند و پیشنهاد می کنم به ترتیب و پشت سر هم خوانده شوند

پندار

کتاب جاناتان مرغ دریایی - پندار و یگانه 3 تا از بهترین کتاب های ریچارد باخ است و پیشنهاد می کنم به ترتیب و پشت سر هم خوانده شوند

پندار

ایده جالبی داشت، اینکه با دست خودت چیزی رو که تو رو به این زندگی متصل میکنه، نابود کنی واقعا جالب بود.

دوراهیه اخلاق یا حق ؛ انتخاب بین غرق شدن تو تباهی و اخلاق مداری یا دست به جنایت زدن و گرفتن حق زندگی

🤫سکوت درد است، اما دردی است که راه خروج دارد. وقتی نمیتوانیم حرف بزنیم🔊، میتوانیم بنویسیم.📝 وقتی نمیتوانیم بنویسیم📝، میتوانیم بخوانیم📖. وقتی نمیتوانیم بخوانیم📖، میتوانیم گوش کنیم.🔊👂🏼 🪷کلمات مانند دانه‌اند و زبان دروازه‌ای به زندگی🪷

آسایش

هرچقدر از قشنگی این کتاب بگم کم گفتم کتابیه که شاید ساده و کودکانه به نظر بیاد ولی بین همون جمله‌های کوتاهش، حرف‌هایی درباره‌ی تنهایی، دوستی، ترس و مهربونی پیدا می‌کنی که شاید آدم بزرگ‌ها بیشتر از همه بهشون نیاز دارن.

اما ما می توانیم درست در میان جمعیت هم گم شویم. هیچ گاه تنهاتر از زمانی نخواهی بود که با افرادی باشی که در طول موج تو نیستند.

آسایش

اولین تجربه‌م از زویا پیرزاد بود و با توجه به عمده ریویو های اینجا و گودریدز با پیش‌فرض منفی رفتم سراغش. شروع کتاب برام جذابیتی نداشت تا حدودی روابط بین آرزو و شیرین و صحبتاشون راجع به سهراب برام خاله زنکی و کلیشه ای بود ولی به مرور زمان و با پیش رفتن داستان با شخصیت‌ها بیشتر اشنا شدم و یکسری اتفاقات مثل شمال رفتن شیرین و آرزو شخصیت هارو برام ملموس تر و قابل لمس تر کرد. داستان اتفاق عجیب یا فراز و فرودهای آنچنانی نداره و روزمرگیای یه زن میانسال و چالشهاش از ارتباط با زن یک نسل قبل و یک نسل بعدش رو توصیف می‌کنه ولی با این حال قلم نویسنده کشش و جذابیت کافی برا نگه داشتن خواننده رو داره. روابط آرزو با ماه منیر و آیه (و ماه منیر و آیه) علی‌رغم اینکه گاهی اوقات یکم اغراق آمیز و متناقض میشد کماکان قابل درک بود و خصوصا حدود دو فصلی که به وبلاگ‌های آیه اشاره می‌شد شخصیت آیه رو خیلی واقعی تر کرد. یک نقدی که دیدم به کتاب میشه فمنیستی (و به طور خیلی عجیبی ضد مرد) خطاب شدنشه که خب مدت زیادی باعث شد نرم سراغ این کتاب و کلا کتب خانوم پیرزاد. به شخصه همچین حسی از کتاب نگرفتم. درسته ک داستان تکراریِ زن مستقل بین مردای گرگ جامعه تا حدودی تو این کتاب هم هست ولی زنهای داستان به هیچ وجه بی عیب و نقص نیستند و حتی گاهی خودخواه و لجباز و دمدمی مزاجن و چرخشهای ناگهانی دارن و حتی دیدگاهشون نسبت به مردها هم متعصبانه و خودخواهانه‌س و به سرعت عوض میشه (اسپویل!!!!رفتار شیرین بعد تماس آخر کتاب نمونه‌ش) و تو چند تا صحنه حتی رفتارهای خانوم ها در قبال مردها نقد میشه(محسن و آرزو و دستبند طلا) و جدای از اون شخصیت های مرد داستان هم همشون(ولی اکثرا) بد نیستن برای مثال یکی از جذاب ترین و به اصطلاح امن ترین شخصیت‌های مردی که من بین کتب ایرانی دیدم شخصیت سهراب بوده پس نمیشه برچسب ضد مرد زد روی کتاب یا لااقل با این شدتی که بیان میشه نمیشه. در کل کتابی نیست ک بشه شاهکار تلقی کرد ولی قطعا ارزش خوندن داره و قطعا اثار دیگه خانوم پیرزاد هم صرفاً بخاطر قلم جذابشون امتحان میکنم.

عادت می کنیم