ما روی یک سکه درحال چرخش زندگی میکنیم. نمیدانیم چگونه فرود می آید، ولی می توانیم از درخشش آن هنگام فرود لذت ببریم.
جامعه خانه کتاب بی
همه جملهها و نقدهای کاربران
تازهترین جملههای ماندگار و نقدهایی که کتابخونها درباره کتابها نوشتهاند.
اضطراب قشنگی داره و هی دلتون میخواد بدونید بعدش چی میشه و اینکه امید آدم رو کجاها که نمیبره شخصیت کلکسیونر دیوانه وار بود
داستانش کوتاه بود و زیبا آخرش نمیدونید عصبانی و دلخور بشید یا درکش کنید. اما هرچی بیشتر بهش فکر کنید براتون قشنگ تر جا میفته خیلی دوسش داشتم
یه کتاب آروم و دوستداشتنی که بیشتر از اینکه چیزی رو بهت یاد بده، باعث میشه یه کم به چیزایی که ازشون غافلی فکر کنی.
تاحالا فکر کردین خانواده خانمی که باردار هست چه احساسی ممکنه داشته باشن؟ چه نگرانی و طرز فکری؟ این کتاب زاویه دید همسر یک خانم بارداره و کتابش بوی نارنگی و شیرینی خونگی و چوب میده. دیدن یه زاویه دید دیگه ارزش داشت.
جزو اثار خوب جوجو موییز هست و من خیلی وقت پیش خوندم میتونه توی اوقات فراغت لذت بخش باشه
باید کسانی باشند که بتوانیم در میانشان بنشینیم و اشک بریزیم و همچنان دلاور محسوب بشویم
تاحالا فکر کردین خانواده خانمی که باردار هست چه احساسی ممکنه داشته باشن؟ چه نگرانی و طرز فکری؟ ایم کتاب زاویه دید همسر یک خانم بارداره و کتابش بوی نارنگی و شیرینی خونگی و چوب میده. دیدن یه زاویه دید دیگه ارزش داشت.
برای ایجاد اعتماد باید صادق باشید. این یعنی وقتی شرایط خراب است، آن را آشکارا و بدون عذرخواهی بیان کنید. باید بدانید به چه کسی میتوانید اعتماد کنید به چه کسی نه.
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد.
هیچ کس آنجور که او میخواست غم اورا نمیخورد. گاهی بعد از رنجی طولانی ، بیش از همهچیز دلش میخواست که کسی برایش مثل طفل بیماری غمخواری کند. دلش میخواست مثل طفلی که نازونوازشش میکنند رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداری اش بدهند
واقعا شب های روشن کتاب متفاوتی... خیلی عمیق و تاثیر گذار 🫠
سرزنش شدن برای ادامه زندگی به روند عادی
به شدت طولانی بود و خسته کننده، نویسنده داستان رو خیلی کش داده بود. اگه اینقدر کشش نمیداد خیلی جذابتر بود. فیلمش رو ببینید بنظرم جالبتره
تحت تاثیر بقیه قرار گرفتم
از مجموعه خدمتکار من این کتاب رو از همه بیشتر دوست داشتم و جلد اول خیلی منو جذب نکرد این جلد برای من قوی تر بود و خط داستانی گیرا تری داشت
"یک صدا پشت سرهم میگفتند که امپراتور بهخاطر این کارشان به آن ها پول میدهد. پول برایشان خیلی مهمتر بود."
در جایی که خیال میکردم دارم بالا میروم، تو نگو از تپه دارم پایین میآیم…
داستان عمیق و ناراحت کننده ای داره و از همه جالب تر راوی داستان درسته راوی داستان ! خیلی کتاب خوبی بود و تجربه متفاوتی هم داشت
کتاب صوتیش هم بینظیرهههه
