خانه کتاب بی

جامعه خانه کتاب بی

همه جمله‌ها و نقدهای کاربران

تازه‌ترین جمله‌های ماندگار و نقدهایی که کتاب‌خون‌ها درباره کتاب‌ها نوشته‌اند.

تازمانى كه براى خوب زندگی نكردن تان به دنبال دليلى در خارج از خود مى كرديد، هيج تغيير مثبتى درزندگى تان رخ نخواهد داد. اگر روى صندلى قربانى نشسته ايد و علل بدبختى تان را شوهر نادان، رئيسى بداخلاق، عوامل ژنتيكى يا اجبار مى دانيد و مسئوليت های خود رابه گردن ديگران مى اندازيد، شما در وضعيتى هستيد كه از آن رهايى نخواهيد داشت وبه بن بست رسيده ايد. مگر اينكه صندلى خود را عوض كنيد روى صندلى مسئول بنشينيد. شما وفقط شما مسئول وضعيت زندگى تان هستيد وتنها شما توان تغيير آن را داريد. حتى اگر شما تحت فشار ديگران و موانعى خارج از خود هستيد، بازهم حق استفاده از انتخاب هاى مختلف را داريد و مى توانيد فرصت پيدا كردن راههاى متفاوت براى مواجهه با آن موانع را به خود بدهيد. يكى از جملات معروف نیچه اين است: (سرنوشتت را دوست بدار ) به زبان ديگر، آينده اى بساز كه دوستش داشته باشى.

وقتی خسته هستیم، باورهایی که سال ها قبل با آن ها دست و پنجه نرم کرده و کنار زده بودیم، دوباره به ما یورش می‌آورند.

متاسفانه همه‌ ترجمه‌های جدید کم و کاستی و سانسور دارند ولی خود کتاب حیرت‌انگیزه. من نسخه قبل از انقلابش رو خوندم

تصویر پروفایل BlueBlue@blueجمله

انتخابِ چگونه زیستن انتخابی عقلی نیست،انتخابی است که مستلزم شورمندانه دل سپردن به چیزی است، و آنچه در این میان تکلیفش معین می‌شود هویت خود آدم است.

دوست داشتن از راه غلط و دیر رسیدن. پی نوشت:یکم زن ستیزانه بودنش ممکنه اذیتتون کنه

نازنین

از مرگ میترسیم نه به خاطر از دست دادن آینده بله به خاطر از دست دادن گذشته. در حقیقت، فراموشی، شکلی از مرگ است که همیشه در زندگی حضور دارد

به جرئت میتونم بگم یکی از بهترین کتابایی بودش که تو زندگیم خوندم. از لحاظ زمانی ذهنتونو به چالش میکشه

تصور اینکه درباره کسی چیزی میدانید یک چیز است و دانستن قطعی آن، چیز دیگری ست.

خون بر برف

من هیچ بنی بشری را روی این کره‌ی خاکی به اندازه‌ی خودم دوست ندارم و در وجود خودم نه آن بدن حقیر و چندشناکی که فرومایگان برایش جان می دهند، بلکه افکار والای انسانی و آزادی‌ام را دوست دارم.

تنگنا

افرادی که این کتاب رو میخونن به 2 دسته تبدیل تقسیم میشن، یا دوستش دارن یا خیلی معمولیه این کتاب از نظرشون. من نتونستم این کتاب رو تموم کنم. برام جذابیتی نداشت

سووشون

- ولی اگه قرار باشه خود آدمها ناپدید بشن چی؟ + نباید نگران اینجور چیزها باشی. ناپدید شدن ها از کنترل ما خارجه. با ما کاری ندارن. بالاخره همه ما قرار یه روزی، یه جوری بمیریم. پس دیگه چه فرقی میکنه؟

پلیس حافظه

محروم شدن از صدا کاملا شبیه اینه که جسم آدم تکه تکه بشه و فرو بریزه.

پلیس حافظه